اشک‌های من،اشک‌های ژولیت


Share/Save/Bookmark

اشک‌های من،اشک‌های ژولیت
by Red Wine
21-May-2010
 

گاهی‌ خدایی به خدا من نمی‌بینم،هیچ گونه دل خوشی من از بنده گانش نمی‌بینم،پائیز را در بهار بینم و من هیچ فردی خوشبخت نمی‌بینم !

دلم خوش نیست و با ماتم همنشین گشته ام،آرامش ندارم و من پی‌ در پی‌ هم آغوش دردم و غمگینم و هیچ همسازی ندارم.

***

او را از سالهای دور میشناسم،بی‌ آنکه خودش داند..او را همیشه من پرستیده‌ام ! او را همیشه من تحسین کرده‌ام ! او را به هنگام عشق بازی با پدر نامزدش غافلگیر کرده ام،او را به هنگام رنگ آمیزی‌های مختلف دیده و لمس کرده ام.. در سالن‌های اپرا او را من دیده،شنیده و برایش کفّ زده ام، همگام با او بغضم را بارها در خود فرو کشانیدم..

او را من از سالهای دور میشناسم.بی‌ آنکه خودش داند.

***

اواخر سپتامبر ۲۰۰۲ میلادی بود که به جشنواره فرهنگی‌ فیلم سن سباستین دعوت شده بودم،در مهمانی افتخاری که خبرنگاران اروپایی به افتخار این جشنواره داده بودند،شرکت کرده بودم،مهمانی در کاخ کورسال بود و من حیرت زده از زیبائی آنجا..تنها به دنبال سوژه برای نوشتن بودم،آنگاه او را دیدم،از دور با چشمانم،با همین چشمان سیاهم او را دیدم،نزدیکتر شدم،اندکی‌ جلوتر.. باز کمی‌ جلوتر..من او را دیدم.

او ژولیت بینوش بود !

حال دیگر خیلی‌ نزدیک به او بودم،قلبم تند تر میزد و چشمانم بی‌ اختیار اندامش را از بالا به پایین،از پایین به بالا تجسس میکرد،افکارم به دنبال قشنگترین احساس موجود میگشت تا بلکه او را در وجود خودم معنا کنم.. قبول می‌کنم،اعتراف می‌کنم.. او را تنها برای خودم میخواستم و او را من در آغوش خودم خفته میخواستم.

به ایشان سلام کردم،خودم را معرفی‌ کرده و به خاطر فیلم جدیدش به ایشان تبریک گفتم،بسیار با احترام و ادب خاص فرانسوی من را تحویل گرفت و چند لحظه یی که با او صحبت کردم،احساس غرور کردم... او در آن لحظه تنها موجود زیبائی بود که در زندگی‌‌ام دیده بودم.. ژولیت زن زیبایی است و تو باید این زیبائی را خود از جلو بینی‌ و خود او را حس کنی‌.

دستش را  بوسیدم و آرام از کنارش رفتم... تا مدتی‌ قلبم تند میزد و دست‌هایم میلرزیدند، یل لحظه بی‌ آنکه بر خود مسلط باشم،برگشتم.. دوباره وی را دیدم که به من لبخند میزد و من این لبخند را همیشه در صندوقچه قلبم حفظ خواهم کرد.

دیگر از کنارش خیلی‌ دور شده بودم،من انگاری همچنان با او در حال رقصیدن تانگو بودم،این نزدیکی‌ و این رقص خیالی را من هیچ گاه فراموش نخواهم کرد.  

***

مادرید، بهار ۲۰۱۰

امروز دیدم که ژولیت گریه می‌کند،او برای جعفر پناهی اشک می‌ریزد و تمام پهنای صورتش غمگین و افسرده بود،نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و من هم بغض کرده و اشک ریختم و در دلم این زن را بار دیگر تحسین کردم.

تقصیر خودم نیست،این اصلا در دست من نیست.. گریه بچه‌ها و اشک زنان روی من خیلی‌ اثر دارد،به خصوص که این روز‌ها دلم هنوز رنگ پاییزی دارد و دلیل فراوان برای همخوابگی با افسردگی‌های بی‌ رحم !

***

گریه او را من میبینم

آرام آرام،قطره قطره.. اشک‌های این زن زیبا را من میبینم.

آن زن زیبا را دل شکسته میبینم.. آن چنان که من هم پا به پای او میگریم که شاید او تنها درد نکشد و تنها به پیشواز غم نرود.

نمیدانم او را چطور آرام کنم، نمیدانم چطور خود مرهمی برای زخم او باشم وقتی‌ که خودم تنها یک مرده متحرکم و مملو از زخم !

در یک رویا، تنها یک خیال و یک خواب بی‌ ریا، دستانش را میگیرم و به او لبخند میزنم.. چند لحظه در اعماق چشمان زیبایش شناور میشوم و این حالت من را به یاد تمام نغمه‌های زیبای لیست و دبوسی میندازد.. او را در آغوش میگیرم و نوازشش می‌کنم.

پشت یک سایه شبانه و پشت یک افکار عاشقانه، به او می‌گویم :

آرامش،صبر و تحمل... غیر از این چاره یی نیست و بیش از این .. هیچ راهی‌ نیست.

***

در این حال که هستم، در این احوال.. این سختی‌ها که هستم،از نتوانی‌،از این که نمی‌توانم به نحوی مفید باشم.. سخت در خودم هستم.

نمیدانم این زمانه تا کی به من و دیگر هم وطنانم زجر خواهد داد ! تا کی میشود تحمل کرد و تا کی به جای دیدن بهار در چشم هایمان.. پاییز را قاب کرده و بر کنج دیوار دل زد !

گذشت زمان را احساس می‌کنم،حال پژمردگی گلها را من چه زود باور می‌کنم.. عزیزانم یکی‌ یکی‌ می‌میرند و دور از خانه به ضیافت دنیای باقی‌ میروند.

با خدا سخن می‌گویم،هر گام که دیگر قادر به مهار کردن بغض سرکشم نیستم..اشک‌هایم می‌ریزند و سپس از نا‌ مردیهای زمانه به خدا پناه میبرم.

دلم خوش نیست،من این را بارها گفته ام.. من بیمار و حالم هیچ خوب نیست !

***

هنوز اشک‌های ژولیت را میبینم..هنوز در کنارش،در خیال و در رو یایش.. اشک می‌ریزم،برای او، برای خودم،برای هم وطنان دلم می‌سوزد و برای خانه من اشک می‌ریزم.

اشک‌های من، اشک‌های ژولیت.

*** 

مادرید، اسپانیا.. بهار نه چندان بهار ۲۰۱۰.  


Share/Save/Bookmark

more from Red Wine
 
Darveesh

some one is in love big time

by Darveesh on

and she left right?

just get up my friend, lick your wounds and look for a prettier one.

Younger ones and prettier ones are awaiting you. trust an old Darveesh.


Red Wine

Azadeh Jan Aziz

by Red Wine on

قربان شما بروم که اینقدر با محبت هستید.

الهی همیشه در خیر و در سلامتی باشید.

 


Red Wine

divaneh jan Aziz

by Red Wine on

دوست بسیار خوبم،بسیار ممنون هستیم از لطفی‌ که در حق ما دارید.

خدا شما را برای ما حفظ کند.

 


Azadeh Azad

A very moving tribute

by Azadeh Azad on

Red Wine jan: please take care of yourself. And remember

پایان شب سیه سپید است !

Azadeh

 


divaneh

شراب قرمز جان

divaneh


بسیار پر احساس نوشتید. امیدواریم که غم در قلب شما خانه نکند و همیشه شاد و تندرست باشید. این خانم بینوش هم مصداق همان شعر زیبای سعدی است

تو کز محنت دیگران بیغمی

نشاید که نامت نهند آدمی

 


Monda

Thank you Arthimis

by Monda on

That is the film.  I agree with you on all those points.


Kofri

Ali P.

by Kofri on

man imrooz do zarim oftad ke to rajebe nahveh negareshesh nagofti ke az dastesh ghesr dar rafteh!!!!!!!!! baba aman az in talabe damay 37 darejeh ke che joori baazi ha mesle Red Wine engar hava baray tanafoseshoon mimoneh! az on babat khoda ro sepas ke fahmidim khosh saligheh ast!!!!


Red Wine

Monda Jan

by Red Wine on

خدا میداند که آیا ایشان ما را به خاطر شریفشان دارند یا خیر... دنیای عجیبی‌ است !

خیلی‌ مهربانید و لطف کردید که به ما سر زدید.

پاینده باشید.

 


Red Wine

kofri Jan

by Red Wine on

دوست عزیز،آهنگ بسیار زیبای بود،لذت بردیم.

دستتان درد نکند.


Red Wine

dear kaveh parsa

by Red Wine on

از فرمایشات حضرت عالی‌ کمال تشکر را داریم.

همیشه سبز باشید.

 


Red Wine

Mehrban jan

by Red Wine on

خیلی‌ لطف دارید نسبت به بنده،تا نفسی باشد و ما در خدمتگزاری مشغول باشیم.

قربان مرام شما.

 


Arthimis

Monda

by Arthimis on

Making love with her Father in Law! 
1992, Louis Malle's film called : "Damage" with Jermey Irons. What a film, what
and act and what a music soundtrack composed by Zbigniew Preisner and Warsaw Philharmonic Orchestra!


Monda

Very touching sentiments

by Monda on

Binoche is beautiful in every sense of the word. I was also touched by her tears for Panahi. You know Red Wine jan, I bet she would remember you if and when you met again. 

BTW what was the name of the movie she made love to Jeremy Irons (her father in law) in Rome? I will have to google it.   


Ali P.

Kofri

by Ali P. on

 

Magnificant find my man!!

 

هر که دلارام ديد از دلش آرام رفت

 

چشم ندارد خلاص هر که در اين دام رفت

ياد تو مي‌رفت و ما عاشق و بي‌دل بديم

پرده برانداختي کار به اتمام رفت

گر به همه عمر خويش با تو برآرم دمي

حاصل عمر آن دمست ژولیت ... باقي ايام رفت


Kofri

Ali P. jon,

by Kofri on

az dastesh dar narfteh az khode khode ghalbesh bar omadeh ke ghalamesh shodeh mesle goftar ma!!!!! man ham delam sokht.

Red Wine aziz,

http://www.youtube.com/watch?v=2HGfWtUdits

ayam be kam!


default

Dear Red Wine,

by Kaveh Parsa on

Poignant and as always beautifully written.

Kaveh 


Ali P.

Red Wine jaan...

by Ali P. on

Iin yekee engaar az dastet gheser dar raft haa...! :-)

 

We all share your/her sorrow :-(

Yours,

Ali P.


Mehrban

Dear Sharab Sorkh

by Mehrban on

You have to stay strong and healthy.  You have to write that book about the lives of the shahzdehs of Ghajar that no one knows as well as you do.  It is a very interesting part of the diverse life styles of Iran.  You are probably one of the few people that can preserve that history for future generations.  

Here is a link to "Chocolate", maybe your Juliette can teach our clergy a thing or two also :-). 

http://www.mrrl.org/readerseye/wp-content/uploads/...

 


Red Wine

maziar Jan

by Red Wine on

مازیار جان، سپاسگزارم از کلماتی محبت آمیزی که در حق من فرمودید.

خدا شما را همیشه سالم نگاه دارد.

 


maziar 58

GHAM-BAD

by maziar 58 on

Red wine khan besyar ziba negashtid

aan ehssas ra gamanam bessyari az ma Iranian dar ghorbat dareem (yek shadi tuam ba gham) shad az inke dar an jahanam nistim,va ghamgin az eenke key een kaboos key tamam mishavad va ma be khane khood barmigardim.

wish I was in madrid so we could sit by a side cafe around plaza real and sip sherry and listen to  los basques music.

BON DIMANCHE.       Maziar


Red Wine

Arthimis Aziz

by Red Wine on

خیلی‌ لطف دارید نسبت به بنده دوست عزیزم.

آخر هفته خوبی‌ را برای شما آرزو می‌کنم.


Arthimis

شراب سرخ عزیز،

Arthimis


شراب سرخ عزیز، دوباره نوشته شما را خواندم و با احساس غم انگیزتان
در رابطه با وضع کنونی ایران و ایرانیان خود را شریک میبینم... سلامتی‌ و
خوشحالی شما را از درگاه پروردگار بزرگ ایران خواهانم... برای پیروزی شما،
ایران، ایرانیان راستین ، (و ژولیت بینوش)  :-) نیایش خواهم کرد... ایران و
ایرانی‌ آزاد باید گردد... آمن.


Red Wine

آناهید جان

Red Wine


آناهید جان،شما بسیار لطف دارید نسبت به بنده.

قربان مهربانیتان.

 


Red Wine

داریوش جان

Red Wine


داریوش جان،ما بسیار مفتخریم که شما خواننده مطلب ما بوده اید.

خدا شما را برای ما حفظ کند.

 


Anahid Hojjati

Dear Red Wine, what a great blog you have written

by Anahid Hojjati on

Red Wine aziz, I truly loved your blog. Love, politics, art, anguish, this blog has it all.


Darius Kadivar

Beautiful Tribute Red Wine Jaan

by Darius Kadivar on

Very Nice.

Thanks for Sharing ...

And

VIVE LE CINEMA !

 


Red Wine

Dear Arthimis

by Red Wine on

بله دوست عزیز،منظور ما همان فیلم است.

خوشحالیم که مطلب ما،موجب رضایت شما گشت.

قربان محبتتان.

 


Red Wine

سوری جان

Red Wine


آن فیلم را ما هم چند بار مشاهده کرده ایم،بسیار عمیق و جالب است.

سوری جان،آخر هفته خوبی‌ را برایتان آرزو می‌کنیم.

 


Arthimis

Red Wine Jaan,

by Arthimis on

Thank you for your beautiful Poetic writing on Juliette Binoche.... I have loved her for ever as well ... God forbid, we may have to go for a duel for her... Just Kidding/ LOL!  :D

Making love with her Father in Law! You are talking about her act in the Louis Malle's film "Damage" with Jermey Irons, right? What a film, what and act, what a music soundtrack composed by Zbigniew Preisner!!!

Juliette jaan,  If you read this, I love you too ... I always have... (Ghorboone aan ashkyaayat baraye Iran beram...) :-)

Merci, Mr. Red Wine...

Love and Peace.

 


Souri

او را به هنگام عشق بازی با پدر نامزدش غافلگیر کرده ام

Souri


That movie, I watched it 4 times! Very deep and intensive !

One of the best of Binoch, of course she is always the best!

I saw her also in "the unbearable lighnteness of being"....she was amazing. She is a real woman, a powerful actress, a very great soul.

I was touched too,  when I saw her crying for Panahi at the festival.

More power to her.........