The rise of Educated Iranians and the demise of Emulation

Share/Save/Bookmark

The rise of Educated Iranians and the demise of Emulation
by alborz
06-May-2009
 

The principle of Emulation or taqlid (تقلید ) is deep rooted in Shi’ism and is linked to the question of who will lead the Shi’ites in the absence of the hidden Imam.  A Shi’ite believer is expected to choose a Source of Emulation (مرجع تقلید ) to whom life’s questions and decisions would be referred to and that their response would be followed without question.

The relationship between the emulator (moqaled) and emulated (moqalad), it is illustrative to consider the root of the word taqlid which is qaladeh (قلاده ) , which means a collar that is placed around the neck !

'Education' is known to have several root words, but the one that has broad acceptance is that it originated from the Latin word "educare," which means to nourish, to rear, to bring up.  The Persian for education conveys the same meaning with the use of two words which literally means ‘train and develop’ ( آموزش و پرورش ).

Whereas the intent of education is to grant independence in thought, analysis and deduction, emulation represents the exact opposite by granting broad and absolute decision making power to a select group of clergymen or mujtahids (مجتهد ).

Is it conceivable that the increasingly educated class within Iran can adhere to this fundamental principle of emulation in Shi’ism, and consequently relinquish their ability to think, analyze, deduce and act based on their own knowledge, information and skills that has been acquired based on life’s experience or academic training?  Is not the choicest fruits of education, precisely the acquisition and exercise of these abilities?

Can the irreconcilable and evident divide between those that have chosen not to wear the collar and those that have, be the cause of an ever deepening rupture in Iranian society?

Does this not explain why an increasing number of Iranians do not consider themselves as Moslems, and yet may make such a declaration in public primarily out of fear of the socio-economic consequences as well as the Islamic law dealing with apostasy or ertedad (ارتداد )?

Iranian society’s uncanny ability to live with contradictions combined with its fear of the existing order of governance by jurisprudence (velayat faghih), may slow the pace of change but cannot possibly alter its course.

Alborz

Share/Save/Bookmark

more from alborz
 
alborz

بنظر می‌رسد که ...

alborz


...این محاوره به نتیجه مطلوب خود رسیده.  از شرکت همگی‌ در این تبادل نظر ممنونم.

البرز

 

 

 


Reza 41

لیلا جان با شما موافقم اما....

Reza 41


لیلا خانم عزیز

 خواهش میکنم این را درک کنید که خداوند فرموده; هر کس مسئول اعمال خودش است و بنده از این لحاظ با شما موافقم که بسیاری از آخوندهای ضعیف النفس و بی سواد وتندرو و متحجرو همگام با طالبان خواسته ویا ناخواسته (بیشتر ناخواسته) با اعمالشان و تند روی های بیجاشان چهره دین خدا را سیاه کردند و ضررهای بسیاری به دین خدا زدند و حرف شما بجاست و من معتقدم اینها هم دست کمی از بهاییون ندارند اینها هم با غلو و تند روی جور دیگر کفر می کنند با اعمال ایشان جوری القا میشود که قران حرف دیگری جز خشونت ندارد. در صورتی که این طور نیست ,همان طور که قبلا عرض کردم خدا فرموده وظیفه هر شخص است که خود به مطالعه این کتاب خدا بپردازد , و حتی آنقدر سهل گرفته است که تلاش برای پی بردن احکام فقهی( مثلا حلالها و حرامهای خودش) جایز ندانسته و فرموده از هر موقع با آنها روبروشدید آنوقت بر شما واجب است به آنها عمل کنید . شیرینی داستانهای پر از حکمت قرآنی مثل داستان عیسی (ع) و حضرت یوسف(ع ) و دیگر قسمتهای و درسهای قران درسهای بسیاری به ما می آموزد خداوند این کتاب را فرموده بخوانید و تعمق کنید . ولی متاسفانه کسانی هستند به ظاهر این کلام الهی توجه کرده و ربط ها را کنار زده و آنگونه تفسیری میکنند که دلخواهشان است و سود خودشان را تامین میکند البته این ها همه پیش بینی شده و خداوند در قرآن میفرماید بشارت دهید به کسانی که تمام حرفها را میشنوند و از میان آنان بهترین آنان را انتخاب می کنند آنها از هدایت شدگانند پس بنابر این تشخیص همه نیز مساوی نیست . تشخیصها بنا به پرهیزکاری شخص بالا و پایین دارد مثلما آنکه تقوا را رعایت کرده با کسی که خود دار نبوده یکجور تصمیم نمی گیرند و خداوند فرموده که برای گمراهان این کتاب طوری تنظیم شده که گمراه ترشان میکند پس به شما عرض میکنم که اگر واقعا موردی ناحق می بینید اعتراض کنید این حق شماست اما خداوند مسئول کار خطای هیچ کس نیست و فرموده کسی که خود را از این کتاب محروم کند نیز به خدا ضرری وارد نکرده خودش از خاسران است . اینشائ الله سعی کنید چشم حق بینتان را باز کنید و راه خودتان را با آن پیدا کنید و پبدا کردن آن راه بستگی به ا عمال و تقوای خودتان دارد به گفته ای دیگر , هر چقدر پول دهید آش میخورید. حال این تنوع انتخاب در این فرقه(بهایی) ممنوع است و هیچ کس حق ندارد غیر از آنچه در قبل توسط پسر و نوه آقای بها تفسیر شده تفسیری جدید بیاورد و همه باید چشم بسته به همان تفاسیر عمل کنند پس بنابر این ایشان اتهامی (تقلید کورکورانه) را به مسلمانان میزنند که خود در شدید ترین نوع خود به آن مبتلا هستند و خودشان هم ماندند با این وضع چکار بکنند باور کنید اگر تحقیق کنید غیر از این نخواهید یافت . نه این که برای امثال بنده این موضوع چندان اهمیتی داشته باشد . مرسی (دوست دارید گفتگو را ادامه میدهیم)

http://www.bazargan.com/abdolali/main0.html


LalehGillani

The Bahá’í Conspiracy Theory

by LalehGillani on

"ایشان با القائ همچنین تفکری کذبی جوانانی را نشانه گرفتند که اطلاعاتشان از اسلام نسبتا کم است و بعد از خواندن این مطالب ساختگی و منظور دار شاید به این باور برسند که واقعا این علما هستند که کمر به قتل غارت بهاییان بستند و جلوی ایشان را در رسیدن به حقیقت گرفته اند"

Reza 41: It is indeed the Ulama who are responsible for the darkness engulfing our nation. The Bahá’í believers are being persecuted because in Islam non-believers are najis, and the punishment for denouncing Islam is death. Both Sunni and Shi'a Islamic jurisprudence agree that “a sane adult male apostate must be executed.”

The appropriate method of death for an apostate is beheading. Additionally, all schools of Islamic jurisprudence confer that a Muslim may kill an apostate without fear of punishment.

Iranians don’t need the Bahá’í religion to tell them what is going on in our country. There is no Bahá’í conspiracy going on. The Ulama themselves single handedly are doing a fine job of teaching the young and the old alike what Islam is about.

Ultimately, the Iranian society as a whole is questioning the legitimacy of any religion to rule over the state and the affairs of its citizens. Shi'a religion with its political ambitions and goals is a dying creed not because of a Bahá’í conspiracy but because of thirty years of mass murders, thievery, corruption, oppression, and plain cruelty of the Ulama and their followers.


default

gole narges joonam

by reza dogholo beza (not verified) on

akh khoda ghalbam gereft khoda be dor emshab khab bad mi binam.

Reza don't look.aks haye sheytanist.gonah dareh :0)

Iranian hot woman! Not For Reza
http://www.youtube.com/watch?v=qHirSocHVls

Beautiful Persian Women
http://www.youtube.com/watch?v=D-Hl6wx2F9c


default

Hejab justifications in Islam

by Goleh narges11 (not verified) on

Women please watch this. That is what you are required to do under Islamic laws. The laws of Ghoran that Reza 41 will never willing to talk about. He says Ghoran is forever along with its laws. Will you accept that? Are you willing to wear hejab the way it is prescribed in Ghoran no matter how good the intentions are?

http://www.youtube.com/watch?v=xHB1HNpr3ak


Reza 41

لیلا خانم

Reza 41


لیلا خانم عزیز
شما منظور آقای البرز را متوجه نشدید , منظور ایشان تضاد دین و علم نیست, منظور ایشان تضاد علم و تقلید است چرا که به ادعای ایشان مسلمانان شیعه بر این عقیده هستند که در زمان غیبت امام مهدی (عج) باید از مراجع و آیات اعظام به عنوان جانشین چشم بسته و بدون چون وچرا مانند میمون قلاده به گردن تقلید کنند . و ایشان سعی دارند بفرمایند که با پیشرفت علم و تحصیل در جامعه این قلاده شل شده و مردم میتوانند به حقیقتی (بهاییت)که علما از ایشان مخفی داشتند حال خود دنبال کنند و  درک کنند  .ایشان با القائ همچنین تفکری کذبی جوانانی را نشانه گرفتند که اطلاعاتشان از اسلام نسبتا کم است و بعد از خواندن این مطالب ساختگی و منظور دار شاید به این باور برسند که واقعا این علما هستند که کمر به قتل غارت بهاییان بستند و  جلوی ایشان را در رسیدن به حقیقت گرفته اند پس بنابر این از لحاظ روانی یک تشنگی کاذبی را القا و ایجاد کردند و در این صورت به مقصودشان رسیده اند و اشخاص خوش باور بر  اساس این ساخته های کاذب همین حرفی را می زند که قبلا شما زدید (عزم شما برای تحقیق در مورد این دین به علت تعدی مسلمانان به ایشان ) که بنده هم عرض کردم این دستور اسلام است و حتما به شما توصیه میکنم این کار را بکنید و تنها بنده خواستم با آوردن اصل کلام خدا دوستانی که این بلاگ را دنبال میکنند این آیات و دستورات را ببینند و خود قضاوت کنند. بنده حتی در پی تحمیل اعتقاد خود هم نیستم و این را  خدمت شما عرض کنم شاید شما این بلاگ را چیزی جوشیده از مغز آقای البرز بدانید اما اینطور نیست دهها سال شناختی که بنده از ایشان دارم همچنین سعی ها والقاعات برای کسانی که با ایشان آشنایی دارند میدانند که تار و پود این عقیده بر کاشت نفرت علیه علما و مومنین بنا شد
و میدانند ایشان از چه در هایی وارد میشوند تازگی  
 ندارد .  ایشان(بهاییان) طبق معمول در مقابل این گونه روشن گری ها پا به سخن نمی گذارند میدانند مبارزه با حق و کلام خدا تنها غیر از مآیوسی چیز دیگری عایدشان نخواهد شد . بنده هیچ نوع خصومتی با جناب البرز ندارم و خیلی دوست داشتم از نزدیک باهم  یک چایی هم میزدیم و دوستانه بحث می کردیم ولی متاسفانه این عقیده را سراپا تکبر گرفته و آنقدر خود را بالا و مارا جاهل میدانند که هیچ وقت فکر نکنم ایشان دعوت چای مرا قبول کنند. متشکر


default

Haj Reza 41,

by Goleh Narges11 (not verified) on

Real Islam is Taliban they are following the true rules of Islam from Ghoran. Hala bepar bala bepar payeen bezan to sare khodet nemitooni avazesh koni tamoom shod. Now if you have guts go to see a couple of Taliban’s leaders and tell them otherwise you will be sangsar, hanged or even worse. They are the real Moslem following what is in Ghoran. Hala dokoneto takhteh kon bache akhond va saay nakon Ghorano ye joreh degeh tafsiresh koni. Tell us about everything in Ghoran (specially the women rights and equality) not just a few good things. For example: Is one men equal to two women or not? Tell us about education of women? I presume, Souri and Laleh are women and they sure like to know what their rights are in Ghoran.


LalehGillani

لطفاً توضیح بدهید!

LalehGillani


رضا 41: محترمانه از شما تقاضا میکنم که دوباره توضیح بدهید مخالفت شما با این بلاگ چه است؟ البرز در بلاگش در مورد تضاد دین وعلم در جامعه ایران و گرایش نسل جوان و بیزاری ملت از دین صحبت می کند. پدیده ذکر شده توسط برخی از رهبران اسلامی هم ارائه شده است. دین بهائی از این پدیده بهره ای نخواهد برد.

اگر یک مسلمان سکیولار چنین بلاگی نوشته بود، شما هم چنان واکنشی نشان می دادید؟


LalehGillani

Inconsistency, Inconsistencies, Inconsistencies…

by LalehGillani on

Reza 41: Yes, there is no mention of stoning in Quran, but Muslim scholars cite various Hadith for this practice. According to these narratives, the Prophet Mohammad prescribed stoning as an appropriate punishment for Jews guilty of adultery. After his death, Muslim leaders used the precedent set by the Prophet to codify the Islamic law (Shariah).

As a result, adultery became one of the six crimes for which fixed punishment is pre determined. Even in the 21st century, the practice of stoning women continues by various Muslim communities.

Inconsistencies between the teachings of Quran and Shariah are for Muslim scholars to sort out. The rest of us are only victims of these inconsistencies. We are trapped in Muslim societies run by thugs empowered by Shariah.


default

دیگه وقتشه آقا

1 Hamvatan (not verified)


دیگه وقتشه آقا رضا خودشو معروفی کنه به یک دکتر روانشناس.

1-شما در کل قران نمی توانید حتی یک مورد دستور سنگسار پیدا کنید ؛ ولی دهها مورد را در کتاب مقدس مسیحیان و کلیمیان وجود دارد

سوال: پس چرا فقط ایران سنگسار میکنه؟

2-هیچ کدام از آثارعربی آقایان که مهمترین این آثار مشابه تک سوره ای و ١٩٠ آیه ای اقدس است که تا به امروز نه به فارسی ترجمه نشده و اجازه داده نشده تا ابد ترجمه به فارسی شود

سوال: چرا؟ کتاب آسمانی مگر نیست؟ لابد فحش خواهر و مادر به فارس داده؟

شما میدانی سلمان پارسی کی بود؟؟ اون یک خائنی بود که قران را برای محمد نوشت و بعد که کارش تمام شد محمد پرتش کرد توی چاه..همجایی که الان عربا میروند مکه دور چادر سنگ می اندازند.محمد بت پرست بود..


default

به حضورتون عرض کنم

داداش رضا (not verified)


رضا تو رو به ضامن آهو قسم بیشتر آبرو ریزی نکن از خر شیطون و بالای منبر بیا پایین.برو یک لیوان آب بخور دهنت خشک شد چقدر حرف می‌‌زنی والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته

http://www.youtube.com/watch?v=IlRe9K9--ac&feature...


Reza 41

لیلا جان

Reza 41


لیلا خانم عزیز ؛
شما که تشنه دانستن و شناخت هستید جناب البر آب پاکی را کف همه ریختند متوجه نشدید؟ امر به معروف که در اسلام جامعه بدون آن نمی تواند سالم زیست کند در عقیده  بهایی تعطیل شده. کجا میروید؟ البته امر به معروف به معنی که این آقایان  سعی در القا آن را دارند مورد نظر اسلام نیست عمدتا نظر اسلام امر به تحصیل علم و شناخت و غلبه به تاریکیهاست  تا چیز دیگر, به این معنی که  در یک جامعه بدون سعی در تحصیل وشناخت و ترک جهالت و تاریکی جامعه  سلامتی خود را از دست میدهذ . مانند جهالت قبل از اسلام و جهالتی که توسط آمریکا وCIA به عنوان گروه جاهلان (طالبان) به افغانستان تحمیل شد را شاهد بودیم که به چه صورت جهالت این قماش منجر به فروپاشی بنیان آن جامعه شد و در نهایت منجر به سقوط خودشان نیز شد. بهاییان متاسفانه با عنوان کردن بسیاری از عناوین بظاهر مترقی خود (مثل این مقاله جناب البرز )در عمل مقلد و تابع بی چون چرای ولایت مطلقه و معصومه بیت العدلشان هستند و منظورشان از  شناخت  شناخت آقای بهاالله و نوشته های ایشان که سراسر مملو از خودستایی ها این بشر از خودشان و انحراف توجه بشر از خدا به خود است میباشد. فرمودید چندین جبهه علیه ایشان باز شده اینشاالله این خود زنی های  ایشان هم بزودی بر ملا خواهد شد . واگرنه دستور صریح قرآن است که حتی کافری هم ادعا می کند خبری از خدا دارد حتما بر شماست خبر را بشنوید . این  دستور برای این است که مغرضین نتواند مردم را از فرستاده ای دور کنند با تهمت کافر بودن به او  . پس  خداوند حتی بر شما واجب کرده که پیام این آقایان را بشنوید پس بر من و شما حتما این امر واجب است  و این کار را حتما بکنید.  و در مورد جواب بعدی شما  به شما عرض بکنم  به عنوان کسی که در وقتهای بیکاری سر در کتابهای و عقیده های مختلف را مورد سنجش قرار می دهد به شما با اطمینان کامل عرض کنم در دستورات  وکتاب هیچ عقیده ای عدل و عدالت الهی به اندازه قرآن حفظ نشده حتی اهمین آقایان بهایی با تمام ادعاهای تنها گوش نوازشان با جدیت کامل خواستار قصاص و حتی بدون رحم وعفو هستند . یعنی اگر کسی دوست داشت با هم تمام عقایدها و دستورات  را با هم برسی می کنیم  از همین جا اعلام آمادگی میکنم که این کار را بکنیم . دوست خوبم اگر ما بخواهیم از اعمال خلاف بعضی ها  را به عنوان دستور اسلام یاد کنیم واقعا در حق قرآن بی انصافی کردیم. قرآن کریم شک نکنید که کلام خداوند است و عدالت خدا اگر درست اجرا شود حتما قابل تایید شما هم خواهد بود  و در صورت لزوم بنده با ٢ خط این حقیقت آسمانی بودن این کتاب  را برای شما و هر کس دیگر که منکر این هستند روشن خواهم کرد .و اگر شما هم قبلا بر این باورید که هیچ . دوست خوب ؛ شما در کل قران نمی توانید حتی یک مورد دستور سنگسار پیدا کنید ؛ ولی دهها مورد را در کتاب مقدس مسیحیان و کلیمیان وجود دارد .شما اگر به مقاله بنده در مورد عفو توجه کنید و بخوانید خواهید دانست که خداوند در قران کریم چقدر بر عفو تاکید دارد تا قصاص و انتقام  ؛ و شما باید حق بدهید کسی که به خواهر شما تعدی کرد و یا کسی مرتکب قتل عمد شد با ایشان باید چه بکنند که درس عبرتی باشد برای دیگران . این حق جامعه است که از خود در قبال جنایتکاران و فساد کنندگان دفاع کند و در غیر این صورت بنیاد هم زیستی از هم خواهد گسیخت . خواهرم اگر ایرادی از قرآن دارید میتوانیم با هم به آن بپردازیم.      موفق باشید  لیلا جان


alborz

Dear Laleh, it has always been the hostility of a vocal few !

by alborz on

The unfettered investigation of truth is an individual responsibility in this Faith.  As with any investigation, the hardest task is the abandonment of bias and the desire to seek validation by confirming information.  Yet we know that validation is only accomplished when disconfirming evidence is not found or present.

Those that choose to attack the Faith, access to information, does not in any way compensate for the their bias nor their inability to apply a consistent approach to what they perceive as “understanding”.   Their fear today is greater today than any other time, because the response of the Baha’i communities they attack has been steadfastness in their principles.  Far from claiming to be perfect and without fault, the adherents of this Faith recognize that each are on a journey of spiritual development, with no one person, ever considering themselves to be superior or more qualified in any regard.

This is one reason why "amre be maroof va nahy az monker" is abolished in this Faith.

Finally, the blind, baseless and maniacal attacks have never led to the abandonment of the love and devotion of the Baha’is for the people of Iran.  The land of Iran is the spiritual cradle of this Faith and under great adversity and limitations, they continue to serve where they have an impact. 

Enjoy your journey in the ocean of His Writings.

Alborz

 

 

 

*******************************************

3 of the Baha'i youth in this video remain in prison in Shiraz.

 

 


LalehGillani

اگر نمى دانيد از اهل ذكر بپرسيد!

LalehGillani


Reza 41: Thank you for your response to my post. As I mentioned in my previous comment, I feel neither qualified nor comfortable to debate over the beliefs of the Bahá’í faith. Perhaps in the future, we can discuss this issue further.

Regarding Quaran and its directive to a Muslim to seek the opinion of the “well-read” on matters not clear to him or her: In practice, this has become precisely the root of the problem. Islamic jurisprudence has time and again ruled to spread injustice and horrors against women and non-believers. Rulers have relied on Islamic jurisprudence to legitimize beheading, flocking, stoning, amputation of hands and arms, and mass murders.

Recently, a Muslim on another thread wrote that the victims of the mass executions conducted by IRI were not “people.” How do you think he has reached such a brilliant conclusion? It has come from the Velayat Faghih who claims direct blood connection to the Ahlel Bayt.

These Muslim scholars have been instrumental in every oppression imposed by thugs and tyrants dishing out Islamic justice in the name of Allah.


LalehGillani

Thirsty for Knowledge…

by LalehGillani on

Dear Alborz: Thank you for the links. I am thirsty for this knowledge. Lately, I have realized how little I know about the Bahá’í faith. Curiously I have also observed that the Bahá’í religion is under fire from many fronts. Although there are a few obvious reasons for the IRI to fear the Bahá’í believers, I still don’t fully grasp the reason for the hostility of others…

I am missing something profoundly concealed… I’ll have to find out for myself…


Reza 41

گل عشق و نه گرز عشق

Reza 41


جناب البرز  متاسفانه شما در اشتباهید؛ اولا هر زمان گلوبولهای سفید در بدن( که کارشان بیرون کردن میکربها در بدن هست) دیگر احتیاجی به وجودشان نبود و کارشان تعطیل شد دعوت به حق و توصیه به حق و امر به آگاهی و شناخت نیز موردی نخواهد داشت . در عقیده شما بدرستی گفته شما آقای بها ا.. امر به شناخت(عرف و معروف و حق ) واقعی را که در راه خدا بود را تعطیل کردند و امر به شناخت شخص خودشان راجایگزین کردند و اینکه عمل  صالح را توصیه میفرمایید؛ متشکر ؛ ایکاش ایشان هم همین کار را میکردندیعنی دعوت به عمل صالح و نه شخص خودشان اما  ایشان هر عمل صالح را نیز اگر با شناخت ایشان  نباشد را نیز باطل  خواندند ١  ص

١ - انّ اوّل ما کتب اللّه علی العباد عرفان

مشرق وحيه و مطلع امره الّذی کان مقام نفسه فی

عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکلّ الخير

و الّذی منع انّه من اهل الضّلال ولو يأتی بکلّ

الاعمال.(کتاب اقدس نوشته حضرت آقای بهاا..)
  
خلاصه فارسی : امر به معروف یعنی شناخت این آقا  غیر از این هر کار خوب و خیر بدون شناخت  ایشان در نزد خدای ایشان (که معلوم نیست که هست) ضلات است و پذیرفته نیست. این ایده بر خلاف سریح آيات الهی در قران است . اتفاقا در قران کاملا برعکس این قضیه یاد آوری شده. و دستور به شناخت این آقا  جز یک شرکت سهامی خاص براه انداختن معنی دیگری ندارد . جناب البرز فهم شما از شرک و شریک قائل شدن برای خدا چیست؟ غیر از این است که این آقا ادعای سهم از این شرکت دارد؟ کجای قرآن همچنین ادعایی را پیدا میکنید؟ که اگر کسی مهر شخص  بخصوصی روی پیشانیش نباشد اعمالش قبول نیست؟ لطفا جواب من بی ارزش مغرض قلاده به گردن و متعصب و حسود به دین بهاییت را با گل عشق دهید و نه توهین و افترا  شخصی...گفتند در روضه قلب جز گل عشق مکار و نه گرز عشق . با تشکر قبلی


alborz

دوران "امر به معروف نهی از منکر" به سر آمده!

alborz


شما را چه به توصیه؟  ببینید در عالم عمل میتوانید قدم بگذارید.

البرز


Reza 41

ظالمان چون شبنم و ابرند*** زان سوز خورشید محو گردند

Reza 41


جناب البرز بنده مقلد هیچ کسی نیستم نه دکتر ازل ونه کسی دیگر, از تهمت زدن شخصی خواهشا بپرهیزید, برای مردی به سن شما خوبیت ندارد ؛ سعی کنید اگر ایرادی, مطلبی غیر واقعی در مطالبی که بنده عرضه کردم هست و یا قسمتی هست که هنوز برای شما روشن نیست(که شک دارم) بفرمایید و بنده و شما این بحث را ادامه میدهیم(البته اگر قصدتان واقعا رسیدن به حقیقت باشد و نه القا تفکرات خودتان که در آن هم نیز شک دارم) و بدون توهین و افترا به شخصیت یکدیگر در غیر این صورت این جور بر داشت میشود که تیری به سنگی اصابت کرده و کماندار را  چهره برزخ کرده. البته این چهره برزخ را بیش از ١٦٠ سال است که شاهد هستیم           ظالمان چون شبنم و ابرند*** زان سوز خورشید محو گردند 


alborz

Let me quote you verbatim...

by alborz on

welcome back bro

by Reza 41 on
Thanks for your reconsideration Dr. Azal. welcome back we all missed you specially dear Baha'i adherents and HUJ snitches, pleas don't bother responding to some evil Question and comment ,they don't worth your time. although, I do have great difference in my belief with you but pleas don't take my view personal , I'm her just serving light of GOD almighty, nothing sacred. only GOD is exam ,no one else is.

welcome back .

ref. http://iranian.com/main/blog/nur/true-greatest-name-ism-i-azam-symbolpage1

***********************

Do you even reailze how truly pathetic you appear in this comment?

Or can you hang this on "Dr. Azal", your "source of emulation"?

Alborz

PS. No response is requested!


Reza 41

leila khanoom jan,

by Reza 41 on

لیلا جان ؛
شما اشاره کاملا درستی کردید, ٣٣:٣٣مهمترین سند مذهب تشیع و بعد از آن واقعه قدیر میباشد که حضرت رسول(ص)  در این روز حضرت علی(ع) را به رهبری جامعه اسلامی برگزیدند و  امامت خاندان رسول اکرم(ص)  شروع  و بر اساس باز هم ریشه های قرآنی و حدیث های مختلف و حتی بنا بر تورات دانیال ١٢ : ١٢ امامت ادامه یافت تا غیبت حضرت حجه ابن الحسن (عج ). ولی دوست خوبم این چه ربطی به معصوم خواندن مراجع دارد که جناب عالی و همکیش گرامیتان دارید به خوانندگان القائ میفرمایید؛ الحمدالله نوشته شما در پایین مشهود است که شما سخن از معصومیت مراجع محترم و کورکورانه دنباله روی مردم از آنان  به میان آوردید. که بنده نتنها این را صحیح ندانستم بلکه هر که همچنین تجویزی را هم بکند(که تا بحال کسی این کار را نکرده) خلاف صریح این آیه  شریفه از قران عمل کرده که می فرماید:وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿۳۶﴾١٧- و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد. من نمیدانم شما از این واضح تر دیگر چه میخواهید
جناب آقای البرز و آقایان موسس این عقیده تمام سرمایه خود را در القائ موضوعی قرار دادند که پایه و اساسی آن قیض و غرض بیش نیست  و آن تلقین این موضوع که ما مسلمانان کورکورانه به دنبال مراجع و علما میرویم ؛ در صورتی که ایشان(مراجع محترم) به منزله حکم کتابخانه و منبع قابل رجوع هستند وسلام, و بر خلاف عده بسیار کمی جاهل ولایتی مطلق هم ندارند ما در مواردی به ایشان مراجعه میکنیم که ما خود در اثر مطالعه نتوانستیم به یک درک مشخص برسیم و در آن زمان به ایشان رجوع میکنیم, چرا که شما هم اگر دچار کسالت شوید شاید به خودی خود و با زحمت زیاد خوب شوید و یا نه در اثر این عارضه خدایی نخواسته تلف شوید. پس اگر شما و آقای البرز به تحصیل و تربیت معتقدید و طبق دستورات کتابتان عمل میکنید دستور صریح کتاب اقدس شما این است که در صورت مریضی به دکتر حاذق مراجعه کنید و شما هم حتما به دکتر مراجعه خواهید کرد . این هم همانطور است . در قران دستور است که ما در مواقعی که مطلبی را نمیفهمیم برای کمک به درک موضوع به اهل  کلام مراجعه کنیم و حال شما بفرمایید که این کتاب چه هست و چه نیست و منسوخ است و فلان و بمدان . اشکال ندارد شما قبول نکنید ولی کلام صریح قرآن است   آيه 43 سوره نحل: (...فاسئلوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ); اگر نمى دانيد از اهل ذكر بپرسيد. این اگر بسیار مهم است این بدان معنی است که شما خودتان اول حتما باید سعی و تلاش در خواندن و فهمیدن قرآن بکنید  و اگر مطلبی به آن بر میخورید که برای شما واضح نمی شود بعد  از کسانی که اهل ذکر(قران) هستند بپرسید یعنی کسانی که تمام وقت خود را وقف و صرف بدنبال رفتن همان موضوعاتی کردند که برای شما اشکال بوده . و آن هم تازه  اگر برای شما باز هم روشن نیست دستور است نباید قبول کنید . اینها دستورات صریح خداوند متعال در قرآن کریم است کجای آن را اشکال می بینید؟  حال امثال آقای نوری( بهاا..) می آیند و می خواهند تفسیرهایی را بر اساس هوا و هوسهای خود به مردم القا کنند در نوبه اول  قران و بعد راهنماییهای آقایان مراجع را سد راه خود می بینند و کمر به قطع این درختان بر می بندند آن سخنیست جدا , و البته سعییست واهی,   با خداوند کسی تا بحال نتوانسته در بیافت و قالب بیرون آید و البته خداوند به واضح ورود اشخاصی مانند ایشان را به قرآن وتوسل ایشان به تشبیهات را داده (آل عمران ٧)
حال خواهر عزیزم سعی نکنید واقعیت و حق  را با سفسطه بپوشانید واینکه از لحاظ رجوع و گرایش به این عقیده هیچ اشکالی نیست در دنیای امروز هیچ کس را نمی شود از اطلاعات بر حذر داشت و حتما توسیه می کنم به لینکهايي که آقای البرز اشاره کردند تشریف ببرید ولی قبل از آن به شما توسیه میکنم یک کلاس کامل عربی را بردارید چرا که هیچ کدام از آثارعربی آقایان که مهمترین این آثار  مشابه تک سوره ای و ١٩٠ آیه ای اقدس است که تا به امروز نه به فارسی ترجمه نشده و اجازه داده نشده تا ابد ترجمه به فارسی شود و حال معلوم نیست این خدای عادل ایشان چرا ناعدلی فرموده و اجازه داده به تمام زبانهای زنده دیگر دنیا ترجمه شود یعنی زبان زیبا و فصیحی فارسی ما که تمام معانی عمیق را در شعرهای مولوی و سایر شعرای بنام ما رسانده اینقدر الکن است که محکوم به این حکم حضرت خدای ایشان شود؟ البته سعی کردند با عرض معذرت ماله کشی به نام توضیحاتی را در سال ١٩٩٠ به این کتاب اضافه کردند اما این توضیحات تنها به بندهایی پرداخته که کاملا وضعیت مزاجی کاتب را بر ملا میکند از جمله در این کتاب توصیه شده اسم کاتب(بها ا.. قبل از نام خدا آورده شود(بند ١٠٩)   ه و اگر دوست داشتید  شناخت بهتری از بدنه این رژیم بدست آورید  بلاگ بعدی و مجزای بنده را مورد عنایت قرار دهید شاید بکارتان آید . خیر پیش .


alborz

Dear Laleh

by alborz on

Should you wish to access the Writings of Baha'u'llah, Abdu'l Baha (son of Baha'u'llah), His Center of Covenant, and Shoghi Effendi (grandson of Abdu'l Baha), The Guardian of the Faith, along with the published statements of Universal House of Justice, they have been compiled and are searchable at the link below in English (the link to the original Persian and Arabic texts are also found on this link).

http://reference.bahai.org/en/

The above link can also be used for gaining insight on the Baha'i perspective on 'infallibility'.  A link to a paper published in Baha'i Studies Review, a journal of the Association of Baha'i Studies, is also provided as additional reading on the subject

http://bahai-library.com/bsr/bsr09/9B1_schaefer_infallibility.htm

Happy reading,

Alborz


LalehGillani

Quran 33:33

by LalehGillani on

“And Allah wishes only to remove all abomination from you, you Ahlel Bayt, and to make you pure and spotless.” (Quran, 33:33)

Reza 41: The concept of infallibility of the Prophet Mohammad, Imam Ali, Fatima, Imam Hasan, Imam Hussain, and the other nine Imams of Shi'a is derived mainly from Sura 33:33 together with the Hadith of the Cloak.

I realize that the notion of infallibility of a few selected human beings might be in contradiction with other verses in Quran as quoted by you. The holy book itself is full of inconsistencies.

As for the Bahá’í religion and its interpretation of infallibility, I must respectfully bow out of the discussion. I know very little about the Bahá’í faith. (After hanging around iranian.com for over 7 months now, I have grown curious and must devote some time to learn about them…)


Anonymous111

Question for Wahid Azal a/k/a Nur

by Anonymous111 on

When you "record" the comment and time of posting of your comments in "the event of deletion by the Baha'i-lackey censor of this site", what happens when the Bahai lackey actually deletes your comment?  What do you do with the record that you have kept?  Do you sue?  Do you publish them in a book?  If so, can we buy the book and avail ourselves of the priceless wisdom in those comments?  Is the book available on Amazon.com?


alborz

Dear Princess - Absolute

by alborz on

Thank you for clarifying your earlier point.  The distinction that you raise between religion and education requires context.  But before I respond,  I need to be sure that in this instance by "education" you actually mean knowledge and not the process by which it is acquired, or education.  Assuming that this is what you meant then I would like to share these thoughts with you.

As all religions have both spiritual and social teachings, then the question that arises is to which part are we addressing this distinction between knowledge and religion.  In my experience, when I have encountered those that claim religiousity but don't have a firm footing on their beliefs, they are more susceptible to invoking the "absolute" so as to discourage questioning and independent thinking.  Would you not agree that fundamentalism and fanaticism are born out of the fear that questions can lead to the weakening of faith?  Those that nourish their faith through "conscious knowledge" and its application in daily life, do not need to dwell on absolutes which if violated will lead to externally enforced consequences.  In this age of maturity, I believe that we are responsible to ourselves and no marjae or source.  Due to the exigencies of their time, past religious traditions have relied on intermediaries such as clerics and mujtahids to not only define but also to judge.  The only voice of authority is an internal one that harkens us to a path that is worthy of our station as human beings.  For this voice to be heard, we need to seek and to understand through the skills acquired through education.

Since you and I share the same definition for faith, then perhaps is it possible that we share the same definition for religion.  That religion is so laden with negative and unfortunately destructive connotations that let me just say that I too agree that it is best to now have a religion as we know it.  So to this extent, we share the same views.

Yet, I do believe that humanity has benefitted from the spiritual and social teachings of a divine educator when it has been appropriate with the time and age in the evolution of mankind.  In this day and age when science is an integral part of human society, how can humanity be expected to abandon the scientific method when it pertains to the spiritual nature of man.  While an answer may not be found to every spiritual question, this does not make the methodology invalid in its application.

The agreement between science and religion is an essential element of my belief and in this context relativity is equally applicable to religious belief as it is to scientific theories.  It is therefore my challenge and obligation to seek and question without pride or prejudice.  What may be absolutely ambiguous to me today may indeed become absolutely clear tomorrow.  This change is entirely linked to me and my ability to percieve and not that which I need to understand.  Again, it is my belief that this is my responsibility.

While you and I have different starting points for the beliefs we share, how these beliefs influence our lives and our individual growth, collectively it defines the societies to which we belong.  For this reason, I concluded that education will have a defining role in shaping the future of Iranian society.  In an earlier blog, I remarked that educated girls represent our hope for the future of Iran.

http://iranian.com/main/blog/alborz/girls-are-key-transforming-iran

As always, your thoughtful remarks are appreciated.

All the best,

Alborz


Reza 41

كرند لالند كورند بنابراين به راه نمى‏آيند

Reza 41


Dear lalleh Gilani , for you and all to know, listening to religious leader decree,and  have no question ask  actually is practiced in Baha'i believe and  not in Islam, GOD ordered us any thing we dont understand ,we can not follow

 are you  talking about infallibility? there is no Marjaa you find in Islam(shia)that acclaim he or she are infallible, But if you ask Mr. Alborz if he believe that 9 member of UHJ(united house of justice)located in Haifa Israel are infallible ? he would not deny that, as matter a fact who Denys such, they would be ousted from the faith as  covenant breakers, Mr, Albourz after reading  many lengthily comments explaining that taghlid is not what he interpreter and is not there because 12 imam is clandestine,is there because Quran has ordered us to ask IF we don't know.

 آيه 43 سوره نحل: (...فاسئلوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ); اگر نمى دانيد از اهل ذكر بپرسيد.

that is all in contingency of IF we don't know, but he would never come to understand this because, that is foundation of his complete belief and Bahai belief اصول الدین, if he come to any other conclusion, that is wrong to them,therefor no matter what , he has to belive that what taghlid means.

here Mr. alborz intention  :

he wrote :"For this reason alone, is it too remote a possibility that an educated person, such as yourself, be equipped to seek and to understand without the interpretation of clergy or the edict of a source of emulation?  I see this as one of many divides that has emerged in our society. "

that means again after all the explanation, showing all Quranic reference ,he still like to insinuate, his belief notion version of "taghlid" and he think interpretation of clergy is edict, he doesnt come to realize , we ask them we go after them for our question, they dont dictate us any things, 

as I said it doesnt matter how logical he sound like and how they approach, they do not takes any ones logic,these are the example of "they know the truth but they would purpesly cover it" , they manipulate the fact , and they want to play with word of GOD, there is a saying :

شما میتوانید کسی را که خواب هست بیدار کنید ولی کسی که خودش را زده به خواب را نه

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ كرند لالند كورند بنابراين به راه نمى‏آيند


NUR

Links in deleted comment

by NUR on

When the issues become uncomfortable, the Baha'is on this site delete comments because they are incapable of answering them. They also take on other identities and create aliases, and then accuse other people of doing it.

These two links are to two articles by Juan Cole that evidence the total hollowness and vacuous hypocrisy of FaryarM/Alborz's sentiments on this blog.

THE BAHA'I FAITH IN AMERICA AS PANOPTICON

http://www-personal.umich.edu/~jrcole/bahai/1999/jssr/bhjssr.htm

 

FUNDAMENTALISM IN THE US BAHA'I COMMUNITY

http://www-personal.umich.edu/~jrcole/bahai/2002/fundbhfn.htm

Wahid Azal

[Comment and time of posting saved and recorded in the event of deletion by the Baha'i-lackey censor of this site]


LalehGillani

A New Reconciliation

by LalehGillani on

Alavi Institute, a prominent Shi'a school, has opted for a completely different approach to reconcile the conflict between religious beliefs and scientific knowledge.

First, young, intelligent students with strong religious families are hand selected during a vigorous vetting process. Once admitted, these students are expected to handle not only intense religious studies but also advance math and science subjects.

As a result, with the combination of an unshakable religious core and scientific knowledge, this breed of intellectuals is equipped to serve the velayat faghih and fend off diversions into possible “contradictions.”

Although this model hasn’t yet been duplicated on a large scale, it is the wave of the future in the Islamic Republic.

The irony is that the same Alavi Institute has also bred rebellious souls such as علي اصغر منتظرحقيقي and محمود شامخي.

Both of these individuals became the core members of Mujahideen-e Khalq who rejected velayat faghih.


Princess

Absolute

by Princess on

Dear Alborz,

Thank you for taking the time to elaborate. The more I read your point of view on this, the more I realise, that in principle yours and mine are rather similar in this respect; it's just that you have formed yours within a religious framework and I have formed mine outside one.

As for the point I raised about the problem with 'marga-e taghlid', what I was getting at was the issue of the 'Absolute' which is prevalent in all religious faiths. I believe, the fact that a 'marga-e taghlid' claims to be interpreting the 'laws' of an Absolute is the core of the problem. And that is why I believe the issue is not resricted to Shi'ism. (Although I do get your specific point about Shi'ism). The differnce between religious faith and education lies partly in the fact that in education even someone like Enstein can be questioned, but in religious faith, it doesn't matter how open to questions and discussions it might be, one hits a point where one is required to have faith in an Absolute. That is the point I was trying to raise when I said the problem lies not in the taghlid, but in the percieved authority of the source of taghlid.

Finally, my defintion of Faith was  taken from Meriam-Webster and is what I understand religious faith, in general, to be. I do however, realise that every indivdual has the right to define their faith in such a way they can live with. As a spiritual person, I happen to share your definition of faith, but I wonder if you really need religion for that. (Rhetorical!)

In any case, as usual  it's a pleasure to read your views. I am sorry if I do not manage to fully participate in this debate. I am a bit busy catching up with work as I just got back from holidays.

I found your blog very thought-provoking and could not resist making a comment, despite knowing that if I start I would probably be spending more time on the thread than I can afford to at the moment. So if I do not manage to post further comments, please do not take it personally.

Thanks again for your thoughtful response.

Be well,

Princess

 


alborz

Dear Monda,

by alborz on

Your points are well taken and it is precisely the changes that you point to in society, that consists of higher education, more ready access to information, and greater independence in thought that has accelerated the divide in our society.

If you know of other faiths that have similar mechanisms for leading the masses as "sources of emulation", I would be interested to know also.  But to the extent that I am aware of, this is a unique aspect of Shi'ism that serves to fill the void created by the absence of the Hidden Imam.

I also recommend that you read the most recent comment by Laleh Gillani.  She succinctly summarizes the original purpose of the blog.

Thanks,

Alborz


alborz

Capt_Ayhab Jan, this is indeed a delightful exchange !

by alborz on

In reading your comment, I am in complete agreement with the definitions you have provided for education and knowledge and if I  have implied anything other than that, I simply ask that you attribute it to my imprecision in expression.  I humbly accept your clarification.

In an earlier exchange with Princess, I expressed my belief in faith as "first conscious knowledge and second the practice of good deeds".   It is that first component of "conscious knowledge" and later its expression in "good deeds" that for me defines faith in its most exhalted form.  If I were to accept the prevailing definition as "something for which there is no proof", then I would be able to also follow your logic and face the "paradox" you have so eloquently described.  But, alas, I don't share the same definition.

As you have said, education leads to the acquisition of knowledge and skills which ultimately are made manifest in our attributes.  For this reason alone, is it too remote a possibility that an educated person, such as yourself, be equipped to seek and to understand without the interpretation of clergy or the edict of a source of emulation?  I see this as one of many divides that has emerged in our society.  Do you not agree that we have become so adept at living with such contradictions that we no longer know where we stand?

Also, I am not sure where I may have implied that education would be able to prove the existence of faith.  If anything, education provides me with the required tools by which I can seek and arrive at faith, if my journey is free from bias, ego and attachment to self.  This may indeed be the biggest "if" for our society.

Again, thank you for providing me with much material to ponder on.

Alborz