زبان آذری یا حربه ای برای آسیمیلاسیون ترکها؟!


Share/Save/Bookmark

زبان آذری یا حربه ای برای آسیمیلاسیون ترکها؟!
by Savalan
17-Nov-2010
 

این نوشته کوتاه در خصوص نظریه نژادپرستانه ای است که می گوید "ترکهای ساکن در ایران و آذربایجان ترک نیستند و تنها زبان اشان عوض شده است". نگارنده این سخنان را حربه ای برای از بین بردن هویت ملی و زبانی میلیونها ترک در ایران دانسته و آن را در راستای پروژه ملت سازی خاندان پهلوی می داند که شعار "ملت واحد و زبان واحد" را سر می دادند.  

 

در اینجا باید دو موضوع را از هم تفکیک کرد تا بتوان به صورت منطقی بحث کرد و به نتیجه رسید. یکی اینکه بگوییم منطقه آذربایجان و آناتولی تا حدود هزار سال پیش منطقه ای غیر ترک زبان بوده و بعدها با مهاجرت گسترده ترکها و غلبه آنها برمردمان بومی به تدریج این مناطق کاملا ترک زبان شدند. این مساله از نظر من میتواند منطقی و قابل قبول باشد. هر چند اثبات آن نیاز به شواهد بیشتری دارد و این تئوری مخالفانی هم دارد ولی چون مشابه این اتفاق در خیلی جاهای دنیا رخ داده است، فرضیه ای منطقی است. این یعنی ترکیزه شدن منطقه آذربایجان و ترکیه امروزی.اما بحث دیگری که تاریخ نگاران پان ایرانیست مطرح میکنید، ترکیزه شدن مردم ساکن این مناطق است و این ادعا که ترکهای امروزی ساکن آذربایجان و آناتولی از نظر نژادی غیرترک هستند و فقط زبانشان ترکی شده است. این ادعا با هیچ منطقی سازگار نیست! در روزگار کهن امکان آموزش زبان به مردم یک منطقه توسط مهاجمان، آن هم مهاجمانی که دامدار و رمه دار بودند و زبان نوشتاری توسعه یافته ای هم نداشتند، کاملا غیر قابل قبول است. کسانی که چنین ادعاهایی را مطرح میکنند باید پاسخ بدهند که ترکها و مغولهای مهاجم به ایران که آثار نوشتاری چندانی از آنها باقی نمانده و زبان نوشتاری به ترکی نداشتند، ... چگونه توانستند به جمعتی بزرگی که به زبان فارسی صحبت می کردند، زبان ترکی را بیاموزند؟ همه محققین تاریخی به مهاجرت گسترده اقوام ترک زبان به این منطقه در هزار سال اخیرتاکید دارند. ولی مساله اینجاست که ترکهای امروز فرزندان همان قبائل کوچ کننده به این سرزمینها هستند و نه مردمان غیر ترک سابق که امروز ترک زبان شده اند! یک نمونه تاریخی نزدیک، کوچ اجباری ارامنه از آناتولی است. صد سال پیش جمعیت بزرگی از ارامنه در آناتولی زندگی می کردند ولی امروز همان مناطقی که روزگاری ارمنی نشین بود، امروز کرد نشین یا ترک نشین شده است. اما این به آن معنا نیست که کردها و ترکهایی که امروز در آنجا زندگی می کنند، ارمنی هایی هستند که زبانشان کردی یا ترکی شده است! می توان به راحتی تصور کرد که همین اتفاق به تدریج در تمام مناطق ترک نشین امروز رخ داده است و هربار که قبائل ترک جدید به منطقه کوچ می کردند، چون قدرت حاکم در منطقه بودند، مردمان بومی را مجبور به کوچ اجباری به مناطق پیرامونی می کردند و زمینهای شان را تصاحب می کردند. تا اینکه امروز این مناطق تقریبا به صورت کامل ترک نشین شده است. یعنی ترک زبان شدن منطقه آذربایجان و آناتولی میتواندحقیقت داشته باشد ولی ترک زبان شدن مردمانی که در آنجا زندگی می کنند، با معیارهای عقلی جور در نمی آید. اگر این ادعا پذیرفته شود که همه ترکهای ساکن این مناطق ترک نیستند و فقط ترک زبان شده اند، آن وقت باید پرسید پس این همه قبائل ترک که به این منطقه مهاجرت کردند، امروز فرزندانشان کجا هستند؟ آیا آنها فقط وظیفه آموزش زبان ترکی به مردم غیر ترک منطقه را داشتند و پس از آموزش زبان ترکی به سرزمینهای قبلی خودشان برگشتند!؟ یا آنها هم در این مناطق ساکن شدند و زاد و ولدکردند و امروز فرزندان همانها بین ما زندگی می کنند؟

    نباید به مسائل تاریخی به شکل قطعی و با حکم صد در صد نگاه کرد. مطمئنا تعدادی از اقوام بومی هم بوِیژه در شهرها با ترکها ادغام شده اند و ترک زبان شده اند. همینطور خیلی از ترکهایی که به مناطق با اکثریت فارس زبان مهاجرت کردند و بویژه در شهرهای با اکثریت فارس یا کرد یا ... ساکن شدند هم زبان ترکی را فراموش کردند و درون آن جامعه ادغام شدند. ولی مساله اصلی اینجاست که فقط یک اقلیت ممکن است که در درون اکثریت ادغام شود و نه برعکس. یعنی نمی توان تصور کرد که در یک شهر 10 درصد مهاجر ترک، 90 درصد بقیه را ترک زبان کرده اند! ولی برعکس آن کاملا ممکن است یعنی یک اقلیت 10 درصدی به راحتی در شهرهای بزرگ در میان اکثریت 90 درصدی ادغام می شود. پس اگر بخواهیم درصدی در نظر بگیریم باید بگوییم که ریشه نژادی ترکهای امروز بیشتر به ترکهای مهاجر بر می گردد تا مردمان بومی. یک نکته خیلی مهم دیگر این است چنین ادغامی فقط در شهرها ممکن است. اصلا نمی توان تصور کرد که در روستاهای کم جمعیت یا قبایلی که تا همین چند دهه پیش کوچ رو بودند و ییلاق و قشلاق می کردند هم با بقیه ادغام شده باشند. چون ساختار جامعه در آنزمان ایلی و عشیره ای بود و ازدواج ها هم معمولا درون هر ایلی انجام می شد و حتی ازدواج بین دو ایل که هر دو ترک زبان بودند هم به ندرت انجام می شد، پذیرفتن درصد بالایی از اختلاط در میان این جوامع ابتدایی و کوچ رو و یا روستاهای کم جمعیت که همه به نوعی ارتباط فامیلی با هم داشتند، غیر معقول است. حال با توجه به این که تاصد سالپیش درصد جمعیت روستایی و عشایری به شهری در منطقه ما شاید از 80 درصدهم بیشتربود، می توان گفت که اختلاطهای موجود در شهرها درصد بسیار کمی از کل جمعیت را تشکیل می دهند. در مورد اینکه کجا بروند، قرار نبود جای دوری بروند. در واقع آنهاقدم به قدم و به تدریج عقب نشینی کرده اند و به مراتع و روستاهای اطراف رفت هاند و همین طور به تدریج زمینها را به اقوام مسلط واگذار کرده اند. البته در مواقع جنگ فرار مردم از شهرها و روستاهایشان و پناه به بردن به مناطق امن دور دست اجبارا انجام می شد. و خیلی وقتها به خاطر شکست خوردن از مهاجمین دیگر هرگز نمی توانستند به خانه های قبلی خود باز گردند و در مناطق جدید زندگی جدیدی را از نو آغاز میکردند. نباید فراموش کرد که در آن زمان سند خانه ثبت رسمی و امثال آن نبود ونیروی پیروز هم مالک خانه ها و ثروتهای قوم مغلوب می شد و هم زمینهای کشاورزی شان را تصاحب می کرد.

 

همه شواهد تاریخی نشان می دهد که شاهان ترک علاقه وافری به شعر و ادبیات فارسی داشتند. پاسخ شروانشاه به نظامی گنجوی یک نمونه بارز در این مورد است که او به نظامی می گوید که ترکانه سخن ما را نشاید!؟زبان فارسی در دوران حکومت ترکها بر ایران زبان فاخر و مایه مباهات پادشاهان ترک بود.چگونه ممکن است پادشاهانی که این چنین شیفته زبان و ادبیات و شعر فارسی بودند و در دربارشان صدها شاعر پارسی گوی وجود داشتند و به خاطر اشعار فارسی شان انعام می گرفتند، دستور داده باشند که زبان مردم منطقه به زور ترکی شود!؟ مشابه این اتفاق در خیلی جاهای دنیا بوده است. روزگاری نه چندان دور زبان لاتین و بعدها زبان فرانسوی که ریشه لاتین دارد در اروپا مایه مباهات بود و طبقات اشرافی در کشورهایی مثل آلمان فرانسوی حرف زدن را مایه مباهات خود می دانستند. اما امروز هیچ آلمانی ای اینگونه فکر نمی کند و زبان آلمانی را به زبان های دیگر ترجیح می دهند و در حفظ و گسترش و ترویج آن می کوشند. در این منطقه هم روزگاری زبان عربی و بعدها زبان فارسی زبان تفاخر و مایه مباهات بود و ما هم از این مرحله باید عبور کنیم و زبان مادری مان را دریابیم و در حفظ و گسترش آن بکوشیم. اگر هزار سال در ترویج زبان فارسی و غنا بخشیدن به آن فعالیت کرده ایم امروز دیگر وقت آن رسیده است که از این بیگانه پرستی و عاشق و شیفته زبان بیگانه شدن رهایی پیدا کنیم و زبان مادری مان را دریابیم پیش از آنکه به کلی از بین برود 

    بحث من  به این خاطر نیست که مثلا نژاد ترک را برتر میدانم که می خواهم ثابت کنم اجدادم به ترکها می رسند بلکه می خواهم در برابر سیاست آسیمیلاسیون و فارسی سازی امروز بایستم که با تکیه بر این تئوری های ساختگی ادعا می کنند که همه ما آریایی نژاد هستیم و فقط مغولها، زبان آذری های ما را ترک کرده اند، پس باید زبان مهاجمین را دوباره فراموش کنیم و با زبان فارسی جایگزین کنیم. مقاله کمتر شناخته شده احمد کسروی به زبان عربی با عنوان زبان ترکی در ایران همبه خوبی نشان می دهد که کسروی هم با تیزبینی همه این مسائل را بررسی کرده بود و درست همان حرفی را می زد که من الان میزنم ولی بعدها به دلایل نامعلومی و به احتمال زیاد برای مقابله با پان ترکیسم و تجزیه ایران، تمام باورهای خود را زیر پاگذاشت و برخلاف باور باطنی اش مدعی شد که ترکهای امروز همان آذری های باستان هستندکه ترک زبان شده اند!؟ در حالیکه خود او قبلا برخلاف این نظر را داشت. توصیه می کنم در لینکهای زیر متن خلاصه فارسی و متن کامل انگلیسی مقاله احمد کسروی را دراین مورد بخوانید:     اللغة التركیة فی ایران ( اقرار نامه ایاز احمدکسروی )
http://www.facebook.com/photo.php?fbid=141933635837709&set=o.416339571446

زبان ترکی در ایران،مقالهای متفاوت از احمد کسروی در رد نظریه زبان آذری اش!؟

متن کامل انگلیسی ترجمهدکتراوان سیگل
http://www.oocities.com/evan_j_siegel/IranTurk/IranTurk.html


Share/Save/Bookmark

more from Savalan
 
Hoshang Targol

Iranian Azaris ( as opposed to ersthwhile Soviet, or the current

by Hoshang Targol on

independent Azarbaijan Azaris) have been greatly assimilated in Iranian society, politics, history, culture,...

 

I'm afraid you really pay no attention to how in Iranian Azarbaijan, we have always had a unity amongst people against tyranny: we have had this in: Constitutional Revolution; in the Oil Industry Nationalization; in insurrectiona against shah; and now.

Additionally we have always had many many Iranian intellectuals, groups, organizations and parties caliing for and supporting all cultural rights of all national minorities  in Iran, including Azaris. 

I really wish you would also pay serious attention and care to the history of solidairty in action amongst different national minorities in Iran and don't generalize and portray the dark days of Islamic Republic of Hell or shah as the only historical narrative in Iran,

cheers 

 

Yashasin Azarbayjan

Yashasin Iran

 

P.S. On a rather personal note although I'm not from  Azari decent and  turki bilmiram, but I bet I could sing " Ana Yordom Azarbaijan" better than you! yes, its a dare!!

 


Sahameddin Ghiassi

Dear friend

by Sahameddin Ghiassi on

Turk or Pars are two brothers and son of Feridon. We are mixed, there is no real Persian or real Turkish. The peopel mixed. That is the Imperialist or Communists or other ists that want to destroy us. We are all the people of Middle East. Or the high land of Iran. Flat e Iran. Like Americans, they are red, white, yellow or black, but they are American. Turk and Pars are mixed a lot of Iranian kings were Turks. All of us the Middle Eastern countries are one. We look like and we have the same culture. Fars Shekar asst Turki Honar ast. Our Kurdish brothers are divided in many countries, are these countries real ones? So we should be united and everybody should learn the language they want. Like in USA.