حافظ خوانی و شب یلدا در شمیران


Share/Save/Bookmark

حافظ خوانی و شب یلدا در شمیران
by Red Wine
21-Dec-2010
 

به نام خداوند جان آفرین،حکیم سخن در زبان آفرین

شما دوستان را نمیدانم اما حافظ خوانی و فال حافظ گیری در بین ما و خویشان ما جریان دیگری داشت.

تا زمانیکه مرحوم پدر بزرگم زنده بود،هر چهار شنبه مراسمی گرفتند که در آن شراب میخوردند و ساز‌ها می‌زدند و تا صبح اشعار حضرت لسان الغیب را زمزمه میکردند،گاهی‌ می‌خندیدند و گاهی‌ گریه ! دیوان ایشان به رسم یابد از طرف خود شاه شهید به پسرش..حضرت مظفر الدین شاه رسیده بود و نسل در نسل این دیوان گشته و حال به حضرت والا تعلق داشت.

قبل از اینکه بزم صورت گیرد،زمانیکه هنوز آفتاب دلیل آفتاب بود،خلق الله میستادند و حضرت مراسم فال گیری را شروع میکرد و این امر را صورت میداد،فالگیری برای زن حامله و کنیز آکله جایز نبود و همینطور بچه ها،افراد مریض احوال و آنان که احساس میشد که به شرع علی‌ پایبند نیستند نیز شانسی‌ برای خبر دار شدن از آینده خود توسط حافظ را نداشتند.

میگفتند که حافظ خوانی کار هر کس نیست،فهم ایشان در عقل و مزاج هر شخص نیست،عام نیست و مال این دنیا نیست ! جایی‌ برای گلایه نبود چرا که علم و دانش حافظ را هر کس نبود ! سواد نبود و رعیت را به کار بزرگان نبود !

هوا که تاریک میشد،گرگ و میش...شب میشد،نوازنده گان شروع به زدن اسباب میکردند و زنان و دیگران آنجا را ترک میکردند که چرا درویش جماعت از حضور نسوان گریزان بود و حرام حضور زن در خانقاه ! خدا رحمت کند مرحوم ملوک خانم را که گویند تنها زنی‌ بود که به خانگاه نواده گان حضرت کامران میرزا پا گذشت و ترانه خواند و از حافظ گفت و رو سپید به بیرون آمد و مردان و دیگر خلق و شاید ربابان و رامشگران آغوش ایشان را با سکه طلا و پول کاغذی انبوه کردند و تمام.

با مرگ حضرت والا..پدر بزرگم..این مراسم به یاد ایشان دیگر برگزار نمی‌شد و پدرم اعتقادی به خرقهٔ پوشی ،مزار حضرت را با شراب شستن را نداشت،از آن به بعد تنها چند وقت یکبار درویشی ژنده پوش به عمارت میامد و در ازای پول و دیگر اجناس فال می‌گرفت و هزار کار دیگر هم میکرد !

در مراسمی چون نوروز و شب پاک یلدا و مهرگان،تنها راضی‌ بودیم به رضای خداوند و خان بابا !دوست و آشنا که در این مراسم جمع میشد،تنها دلش می‌خواست که بخورد و بنوشد و ایضا ساز و طرب و دیگر هیچ !

از وقتی‌ هم که آواره شدیم،دیگر دل‌ شاد نبود و نیست که با حافظ و حافظ خوانی شاد شویم و تنها گر وقتی‌ فراهم شود..از اشعار ایشان در بزم‌ها و ساز زنیها استفاده کنیم و ارج دهیم.

شب یلدا را ارج دهیم،دوست و عزیز را عشق باران کنیم،از غم و غصه رها کنیم.

امشب جای غم و غصه نیست،جای غمبرک و ماتم دوری از عاشق و معشوق نیست.

امشب تنگ دل‌ هم بنشیم،کنار یار و یاور بنشینیم،گل بگیم و گل بشنویم،بوسه دهیم و بوسه گیریم،همدیگر را در آغوش گیریم.

اول حافظ را مقام دهیم و دوم گردویی آورده و از شکستنش...پوکی و پری آن فال گیریم و آینده بینیم.

خوراکی یادتان نرود،میوه و مرکبات و دیگر اقلام و شادی بچه‌ها را یادتان نرود،جشن بدون حضور بچه ها،شاد آور نیست !

آنگاه که مجلس گرم شد،بین خواهر ها و برادر ها،زن و شوهر عشق پاینده شد،بزن و بکوب اصل مجلس باشد،نوا و آهنگ ایرانی هدف بعدی باشد.رقص و شادی،ساغر و ساقی..تنهای مزه بزم شیرین شیرینی‌ باشد و شراب عالی‌ !

تا صبح جشن گیریم و یاد ایران را گرامی‌.

عزت زیاد...

شراب قرمز..

پاریس،دسامبر برفی ۲۰۱۰

 


Share/Save/Bookmark

more from Red Wine
 
Red Wine

شازده جان،سلام به روی ماهت

Red Wine


شازده جان،سلام به روی ماهت.

خوش آمدی دوست عزیز و بزرگوار به کلبه درویشان.

دیر به دیر میایید..دلمان تنگ شما میشود،چه کنیم که دعا گوی شماییم و چاکر درگاه حق تعالی.

از شعر زیبای شما لذت بردیم،از شب یلدا اندک شرابی و کمی‌ آجیل مشگل گشا باقی‌ مانده است،تشریف بیاورید تا کمر بسته در خدمت شازده باشیم.

ایام خوشی را برایتان آرزو می‌کنیم.

 


Shazde Asdola Mirza

Red Wine dear: you are the best - thanks for this nice piece

by Shazde Asdola Mirza on

دیده در صبح رخ دوست ز هم وا کردیم
 چهره در آینه پاک تماشا کردیم

بزمی آراسته کردیم ز رزم آرایان
وندر آن حلقه به صد غلغله غوغا کردیم

ننشستیم و گرفتیم به کف دامن دوست
 آنک از دوست همه دوست تمنا کردیم

سرو آزاد که از باد خزان خم شده بود
با بهار نفس بر شده بالا کردیم

بوسه دادیم و گرفتیم - پس پرده اشک
زر اندیشه کلید در دل ها کردیم

سوگ سهراب کشیدیم ز شهنامه برون
 چون به داروی خرد درد مداوا کردیم

تن رهانیده ز هر بند به شکرانه وصل
همه ای آزادی - نام تو آوا کردیم

می شکفتیم ز شادی به بر غنچه باغ
آنچه میخواست دل تنگ تو آنجا کردیم

سرنگون تا شود آن درگه بیداد  آیین
ما سراپرده ای از داد مهیا کردیم

روزها در گره زلف تو ما را طی شد
تا برون رفت خوشی زین شب یلدا کردیم

سیاوش کسرایی


Red Wine

جشن‌های زیبای ایرانی

Red Wine


آناهید جان،خوشحالم که باز میبینمت،در هیچ جای دنیا نمی‌شود جشن‌های زیبای ایرانی را پیدا کرد.

همیشه موفق باشی‌ عزیز.

 


Red Wine

جنگ ستاره گان

Red Wine


 

ابرمرد عزیز

ولله ما که تعطیلات نداریم،کار و زندگی‌ ما شده مثل فیلم جنگ ستاره گان :) .

خدا شما را برای ما حفظ کند.


Anahid Hojjati

Dear Red Wine, thanks for your blog

by Anahid Hojjati on

I am already looking forward to Norooz or is it NuRuz? Whatever it is called in Diaspora this year, any way. I am looking forward to  beginning of spring already.  Thanks for sharing your memories.

Abarmard, first it was Jahanshah who started reading more books and doing less Internet :), and now it is you.


Abarmard

Dear Red wine

by Abarmard on

I am reading more books these days and less internet :)

Hope that you will have a wonderful holidays. Happy New Year


Red Wine

بیشتر به ما سر بزن

Red Wine


ابرمرد جان،کجا بودی عزیز؟ چند وقتی‌ بود که شما را نمیدیدیم،بیشتر به ما سر بزن دوست عزیز.

همیشه پاینده باشی‌.

 


Abarmard

Dear Red Wine, merry Christmas

by Abarmard on

Beghole doostam:

man un aaroghe Sharabetam ;)

Happy Holidays


Red Wine

Majid khan-e aziz

by Red Wine on

مجید جان،جای شما در بین بزرگان مجلس همیشه محفوظ است.همیشه شاد و سالم باشید.


Red Wine

Jahanshah Aziz

by Red Wine on

از توجه شما سپاسگزاریم و از شعر شما لذت فراوان بردیم.

پاینده باشید که از بزرگانید.

 


Red Wine

G. Rahmanian aziz

by Red Wine on

از توجه شما به مطلب اینجانب کمال تشکر را دارم،همیشه پیروز و سرافراز باشید.


Red Wine

Oktaby Aziz

by Red Wine on

جناب اکتابای خان عزیز، درست فرمودید و عجب که دیگر دل‌ شاد نیست و شاید اینجور تنها دلخوش باشد.شعر بسیار زیبائی نگاشتید،دستتان درد نکند و همیشه پاینده باشید.


Red Wine

SamSam Aziz

by Red Wine on

سمسام جان عزیز،برای حضرت فردوسی مقامی شامخ دیگری در حفظ احترام داریم...شما که جای خود دارید و جای شما در بالای مجلس است.

همیشه پاینده باشید.

 


Red Wine

dear divaneh

by Red Wine on

استغفر الله دیوانه جان،مرا چه کار به مذهب و گول زدن مردم :) !

خدا شما را برای حفظ کند.

 


Majid

....

by Majid on

 

من ترجیح میدم بشینم کنار و این کامنت ها رو بخونم و کیف کنم! دم همتون گرم

می گلگون، قلمت شیواست!


G. Rahmanian

Dear Oktaby:

by G. Rahmanian on

A great poem, indeed. Loved it. Thank you.


G. Rahmanian

Dear Red Wine: Enjoyed Reading

by G. Rahmanian on

وانكهم دردادجامي كزفروغش بر فلك•••زهره دررقص امدوبربط زنان ميكفت نوش


Jahanshah Javid

:)

by Jahanshah Javid on

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
خورد ز غيرت روی تو هر گلی خاری

ز کفر زلف تو هر حلقه‌ای و آشوبی
ز سحر چشم تو هر گوشه‌ای و بيماری

مرو چو بخت من ای چشم مست يار به خواب
که در پی است ز هر سويت آه بيداری

نثار خاک رهت نقد جان من هر چند
که نيست نقد روان را بر تو مقداری

دلا هميشه مزن لاف زلف دلبندان
چو تيره رای شوی کی گشايدت کاری

سرم برفت و زمانی به سر نرفت اين کار
دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری

چو نقطه گفتمش اندر ميان دايره آی
به خنده گفت که ای حافظ اين چه پرگاری


G. Rahmanian

Dear Farah: Until The Good Days Decide To Come

by G. Rahmanian on

شراب ناب ميخواهم كه مردافكن بودزورش•••كه تايكدم بياسايم زدنياوشروشورش


oktaby

این خانه قشنگ است

oktaby


شراب جان دم شما گرم که سر تعطیلات ما را یاد دوران خوش و لطیفی انداختی. یلدا، چهارشنبه سوری، نوروز، سیزده بدر را دور از ایران نگاه داشته ایم ولی‌ این دوری را جز وطن علاجی نیست. درست گفتی‌ که "از وقتی‌ هم که آواره شدیم،دیگر دل‌ شاد نبود و نیست که...". مرحوم خسرو فرشید ورد دوری ما را به آهنگ دل‌ نواخته بود: 

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان

موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره‌ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

 

 

OKtaby


SamSamIIII

ردواين جان

SamSamIIII


 

فال و حافظ پيشکش شما ولی اگر کنار کرسی جايی برای فردوسي و يلدا و شاهنامه خوانی داری ما هم هستيم عمو.

كـــــه ما را زين بهي ننگ نيست
بـــــه گيتي به از دين هوشنگ نيست
  همــــه راه دادست و آيين مهر
نگر كردن اندر شمار سپهر

شبی سرد اناری سرخ کرسيی گرم و زايشنا يلدايی خجسته برات ارزو دارم شازده گرامي. 

 

Path of Kiaan Resurrection of True Iran Hoisting Drafshe Kaviaan http://iranianidentity.blogspot.com http://www.youtube.com/user/samsamsia


divaneh

شراب جان باید پیغمبر می شدی

divaneh


اگر پیامبر شده بودی همان دستورات عالی در چند پاراگراف آخری برای اثبات رسالتت کافی بود و این حقیر هم اولین مومن به حضرتت می شد. یک بار دیگر یلدای شما وهمۀ دوستان به شادی. 


Red Wine

dear faramarz

by Red Wine on

فرامرز جان،درد و بلایت الهی به سر دشمنانت بخورد که خیلی‌ کارت درست است دوست عزیز،گوارای وجودت تمام شراب دنیا :) .


Red Wine

Agha Daryoush aziz

by Red Wine on

دوست عزیز از حضور شما در این محفل شادی بسیار خشنودیم و سپاسگزار

پاینده باشید و سلامت.

 


Red Wine

Dear F Rousta

by Red Wine on

خانم روستای بسیار گرامی‌،قدمتان به روی چشم.. خوش آمدید و صفا آوردید.

امیدواریم که خداوند بخواهد که بازگردیم به مملکتمان و آنجا را آباد سازیم.

خدا شما را برای ما حفظ کند که عزیز هستید.

 


Red Wine

Dear Souri

by Red Wine on

سوری جان اگر خدا خواهد حتما در این زمینه خواهیم نوشت.


Faramarz

شراب ناب عزیز

Faramarz


از سخنان و خاطرات زیبای شما بسیار شاد شدم و امشب بیاد شما و دوستان عزیزتا جایی که خداوند جان و خرد اجازه بدن پسته و فندوق میشکنیم و نا پرهیزی اساسی خواهیم کرد!

امیدوارم که همیشه گیلاستون پر از شراب ناب، کرسی تون گرم و نرم و هر چی از سانتا کلاز میخواهین با یک بسته بندی قشنگ و یک روبان قرمز جلوی شومینه حاضر بشه!     


Farah Rusta

یلدای سی‌ ساله

Farah Rusta


می‌ گلگون میرزای عزیز 

بیش از سی‌ سال است که یلدا در دیار ما لنگر انداخته و ما هنوز در انتظار صبح رهایی هستیم. باشد که به دعای شما و سایر عزیزان روشنایی بر تاریکی پیروز شده و هرچند که فردا نخستین روز زمستان است روز‌ها بلندتر گشته و سال دگر در همان کهن دیار یلدا را به پایان رسانیم. امشب به فتوای شما جام می‌‌گلگون را به امید پایان یلدای سی‌ ساله امان می‌نوشم.

بسلامتی شما و همه

 

فرح 

 

 


aghadaryoosh

شب یلدا خوش !

aghadaryoosh


قلم  شما در یادآوری سنت  ‌های زیبای ایرانی‌ پر توان باد 


Souri

Thank you so much Redwine jon

by Souri on

The part about Daraavish, was excellent! I learnt a lot. What a rich life you have, dear Redwine, I envy you.

I wish you would write a blog about the non-Muslim kaniz and  nadim. That is a part that I really don't know nothing about. Where those servant from the Zartoshti's? And why this existed in Iran for so long, after the Arab attacked the Iranians?

I am really curious to know more about it. Redwine jon you should write a blog about that, I'm sure it will be very informative and interesting for all.

Thank you.

The good behavior of the people, warms our heart and make us thankful.....  And the bad ones, just make us to recognize and appreciate the good ones!