آزادی : ازنگاه برخی سرایندگان این زمانه‏


Share/Save/Bookmark

M. Saadat Noury
by M. Saadat Noury
08-Oct-2012
 

 

 

 

 

قسم ، به عزت و قدر و مقام آزادی
که روحبخش جهان است، نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آن کس
که داشت از دل و جان، احترام آزادی
چگونه پای گذاری به صرف دعوت شیخ
به مسلکی که ندارد مرام آزادی
هزار بار بود به ز صبح استبداد
برای دسته پابسته ، شام آزادی
به روزگار ، قیامت بپا شود آن روز
کنند رنجبران چون قیام آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز
کِشم ز مرتجعین ، انتقام آزادی
ز بند بندگی خواجه کی شوی آزاد
چو «فرخی» نشوی گر غلام آزادی : فرخی یزدی

 

مرغ سحر ناله سر کن، داغ مرا تازه‌تر کن
زآه شرربار این قفس را، برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهٔ این خاک توده را، پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم ژاله‌بار است
این قفس چون دلم ، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین
دست طبیعت، گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه ای تازه گل، از این بیشتر کن
مرغ بیدل، شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا پی‌سپر شد
نالهٔ عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی‌اثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد، دیده تر شد ...
پردهٔ دلکش بزن، ای یار دلنشین
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین
کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد
کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد: ملک‌الشعرای بهار

 

ای که پرسی ، تا به کی در بند دربندیم ما
تا که آزادی بود در بند ، در بندیم ما
جای ما در گوشه ی صحرا بود ، مانند کوه
گوشه گیر و سربلند و سخت پیوندیم ما ... : فرخی یزدی

 

کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا
همتی یاران ، که بگذشته است آب از سر مرا
بس که در میدان آزادی کمیتم تند راند
گیتی کجرو به زندان میدهد کیفر مرا ... : ملک الشعرای بهار

 

نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند
تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند
خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند
زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند
با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز
کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند
خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ما
سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند
کار با افسانه نبود ، رشته ی تدبیر می تاب
آری ارباب غرائم ، مار با افسون گرفتند
خاک لیلای وطن را جان شیرین بر سر افشان
خسروان عشق ، درس عبرت از مجنون گرفتند ... : شهریار

 

 

زندگی چیزی بود
مثل یک بارش عید
یک چنار پر سار
زندگی در آن وقت
صفی از نور و عروسک بود
یک بغل آزادی بود
زندگی در آن وقت
حوض موسیقی بود ... : سهراب سپهری

 

دلم میخواست سقف معبد هستی فرو میریخت
پلیدی ها و زشتی ها به زیر خاک می ماندند
بهاری جاودان آغوش وا می کرد
جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد
بهشت عشق می خندید
به روی آسمان آبی آرام
پرستو های مهر و دوستی پرواز می کردند
به روی بام ها ناقوس آزادی صدا میکرد
مگو این آرزو خام است
مگو روح بشر همواره سرگردان و ناکام است ... : فریدون مشیری

 

کجاست نغمه ی عشق و نسیم آزادی
در این کویر ، نبینم نشان آبادی
نشانه ی شادی
دلم گرفت از این شیوه های شدادی
بیا بیا برویم
خوشا رستن و رفتن به سوی آزادی : حمید مصدق

 

هیچ کس در اوج آزادی ، پری نگشود و باز
زین همه مرغان دون همت، همایی برنخاست
شهسوار آرزوی ما، به خاک و خون نشست
وز کران دشت ها، گردی ز جایی برنخاست :دکتر شفیعی کدکنی

 

 

ای شادی ، آزادی، روزی که تو بازآیی
با این دل غم پرورد، من با تو چه خواهم کرد؟
غم هامان سنگین است، دل هایمان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد، ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین، ما سر تا پا دردیم
ما این دل عاشق را، در راه تو آماج بلا کردیم .. : هوشنگ ابتهاج

 

چنانکه ابر گره خورده با گریستن اش
چنانکه گل، همه عمرش مًسخّر شادی ست
چنانکه هستی آتش اسیر سوختن است
تمام پویه ی انسان به سوی آزادی ست : دکتر شفیعی کدکنی

 

غمحانه ای دارم ، به نام زندگانی
افسرده ام ، ای نغمه ی شادی کجایی
زندانی_ شب های تلخ و سهمگینم
آخر بگو ، ای صبح آزادی ، کجایی : مهدی سهیلی

 

ای درختان_ سبز_ آزادی
بهر_ا نسا ن ، نها ل_ بنیادی

ای كه زا یند ه ی نشا ط_ فضا
ای نما د_ حیا ت و آ با دی

ریشه و ساقه ی شما خشك است
به دیار_ كهن : غمان وادی

نه گلستا ن ، نه پهنه بستا نی
یک جوانه ، نه رسته بر شادی

نه سرودی ز عشق و از امید
نه درودی ، نه با نگ و فریا دی

سربه سر محنت است و رنج و عذاب
نه عطوفت ، نه دست_امدادی

بستر_ خاك ، سرخ و خونین باد
ای درختان_ سبز_ آزادی : دکتر منوچهر سعا دت نوری

ای درختان باغ آزادی، دیر گاهی است غرق حرمانید
بی‌تفاوت به ماتم و شادی، در تمام فصول عریانید
با چنین ساقه‌های لخت و نحیف،برقناری کجاست مأواتان؟
قدخمان، بی‌جوانه و بی‌برگ، کرکسان را، مگرکه برخوانید..: ویدا فرهودی

 

 

آزادی با عبودیت همره نیست
زین، آنکه سپرده دل به دین، آگه نیست
دین راست نُمادِ مستبدی در عرش
کآزادی را رهی بدان درگَه نیست
محمد جلالی چیمه (م. سحر)

 

شد دگر در میهنم ، قحط الرجال
سگ شده شاه و وزیر او ، شغال
چون وطن خالی شد از ارباب عشق
دیگر از کمبود آزادی ، منال : بابک یحیوی

 

همهمه ، غوغاست
خانه ، اجدادی ست

شعله ها بر پاست
رزم_ بیدادی ست

سوی یک جاده
مقصد ، آزادی ست

عشق و همراهی ست
کار و آبادی ست

ای بسا شادی ست
خانه ، اجدادی ست

جان به باید باخت
جاده باید ساخت

جاده باید رفت
خانه ، نو پرداخت

رزم_ بیدادی
سوی آزادی ست

جاده ، آزادی
باید آن را ساخت

جاده ی شادی
همهمه ، غوغاست

 

دکتر منوچهر سعا دت نوری

مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار

 

About this Blog


Share/Save/Bookmark

more from M. Saadat Noury
 
All-Iranians

شعر کوچه های آزادی

All-Iranians



M. Saadat Noury

Dear FN

by M. Saadat Noury on

Thank you for your informative link. Please accept this in return
http://en.wikipedia.org/wiki/Liberty


M. Saadat Noury

Dear Ladan

by M. Saadat Noury on

Thank you for the poem. Please accept this in return
ای نگهبانان آزادی : فریدون مشیری
http://www.jasjoo.com/books/new-poems/fereydon_moshiri/34/855


M. Saadat Noury

شاعر گرانمایه : حضرت محمود سراجی

M. Saadat Noury



با درود و سپاس فراوان ، در پاسخ ، سروده ای از مریم حیدرزاده تقدیم می شود:
تو یعنی چتری از احساس ، برای قلب بارانی
تو یعنی پیک آزادی ، برای روح زندانی
...
http://www.jasjoo.com/books/new-poems/maryam_heidarzadeh/18/605


M. Saadat Noury

Dear AI

by M. Saadat Noury on

Thank you for the poem. Please accept this in return
خود به آزادی نهم در راه پای خویش : فروغ فرخزاد
http://www.jasjoo.com/books/new-poems/foroogh_farokhzad/13/297


M. Saadat Noury

Dear FA

by M. Saadat Noury on

Thank you for your informative link. Please accept this in return
Political freedom
http://en.wikipedia.org/wiki/Political_freedom


Friendly Notes

تعریف آزادی

Friendly Notes



Ladan Farhangi

شعری منسوب به سیمین بهبهانی

Ladan Farhangi


در آرزوی آزادی

قلم چرخید و فرمان را گرفتند/ ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات/ توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردندوشیخان/ شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند/ به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد/ هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هر انگیزه و با هر بهانه/ مسلمان نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی/ زنان را نیز، مردان را گرفتند
سراغ سفره ها، نفتی نیامد/ ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان/ از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء/ به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول/ دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار/ مخالف ‌های ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه/ که شاکی ‌های آنان را گرفتند
چو شد در آستان قدس دزدی/ گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت/ برادرهای دربان را گرفتند
نمی خواهند چون خر را بگیرند/ محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور می کرد/ سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین/ به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیح‌المسائل/ همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام/ دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد/ خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار/ دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر می گفت/ ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه این‌ها جهنم، این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند :
منسوب به سیمین بهبهانی
http://www.aewa.blogfa.com/post-77.aspx


Mahmoud Seraji

درود بر شما جناب دکتر سعادت نوری

Mahmoud Seraji


به به چه شیوه بکر و بدیعیست این ابداع هم تذکره شعرا ی پیشگام آزادی و هم نمونه ای از منشآت ماندگار آنها به نام  آزادی ، زنده باشید منکه لذت بردم ... محمود سراجی 

All-Iranians

جسم زندانست یا صحرای آزادی؟ فروغ فرخزاد

All-Iranians



First Amendment

قسم به اسم آزادی به لحظه‌ای که جان دادی

First Amendment


Thanks ostaad-e-bozorgvaar.................please visit here: