سخنانی در مورد مسلمانی


Share/Save/Bookmark

All-Iranians
by All-Iranians
21-Jan-2012
 

 

١ - تعریف لغت نامه ی دهخدا از مسلمانی : تدین به دین اسلام ، مسلمان بودن
http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-923f608d984448bd9087e2e17e8da17a-fa.html

٢ - تعریف دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا از مسلمان : مُسَلمان کسی است که دین اسلام را باور دارد. واژهٔ «مسلمان» احتمالاً صفت حالیه فارسی واژه ی عربی «مسلم» است. در زبان عربی چنین واژه‌ای وجود ندارد
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C

٣ - جمعیت مسلمانان در نقاط مختلف جهان : جمعیت مسلمانان در سال ۲۰۰۷ میلادی، ۲۰٫۱۲٪ جمعیت ۶٫۶ میلیاردی جهان، یعنی ۱٫۳۲ میلیارد نفر بوده است که پس از مسیحیت (۳۳٫۰۳٪ و ۲٫۱۸ میلیارد نفر از جمعیت جهان) در رتبه دوم آیین‌های آسمانی جهان و ادیان ابراهیمی است. جمعیت مسلمانان در سال ۲۰۰۹ میلادی، ۲۳٫۲٪ جمعیت ۶٫۷۹ میلیاردی جهان، یعنی ۱٬۵۷ میلیارد نفر بوده است. نزدیک‌به ۶۰٪ از مسلمانان جهان در آسیا زندگی می کنند. از این شمار نزدیک‌به ۲۰۰ میلیون نفر شیعه و بقیه سنی هستند. همچنین ۰٫۸٪ از جمعیت کشور آمریکا را مسلمانان تشکیل می‌دهند
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C

٤ - مسلمانی در شعر کهن
 ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست : سعدی

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردائی : حافظ

٥ - مسلمانی در شعر  معاصر
روزهای شادی و غم در شمار عمر ماست
گر درون کاخ عزت یا که در زندان گذشت
سالک راه توکل را ز غم ها باک نیست
می توان با کشتی نوح از دل طوفان گذشت
در پناه سیم و زر مشکل توان آسوده زیست
خرم آن آزاده کز دشت بلا آسان گذشت
دین سلمان برترین اوج مسلمانی نبود
مرد حق شو تا توان از حد صد سلمان گذشت : مهدی سهیلی

اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست : لا ادری

نور معنویت را ، در دل آرزو کردم
برف خجلتم بنشست ، بر دو سوی پیشانی
روشنی مرا نشناخت ، رو به ظلمت آوردم
کی توانمت دیدن ، ای چراغ یزدانی
پوزش گناهان را ، غیر ازین نیارم گفت
وای ازین مسلمانی ، وای ازین مسلمانی :  نادر نادرپور
 
من مسلمان بوده ام از دین گریزان نیستم
مذهب ارکین است و نفرت من مسلمان نیستم
ریسمان را پاره کردم ، رقعه را آتش زدم
من طلاقش داده ام اکنون پشیمان نیستم
من ترا دارم خدایا جز تو را مذهب مباد
شکر در پیرانه سر بی نور ایمان  نیستم
گرمسلمانان چنین و گر مسلمانی همین
بار الها توبه کردم من از ایشان نیستم : علیرضا میبدی

آنان که به تن جامه ی دین دوخته اند
از عهد عرب تجاوز آموخته اند
با ریشه و فرهنگ تو کین توخته اند
در آتش اسلام ترا سوخته اند : محمد جلالی چیمه (م.سحر)
http://msahar.blogspot.com/2011/07/blog-post_28.html

ما، که خود، دُختران ِ ایرانیم
ظاهرا ً، نسبتا ً، مُسلمانیم
دُشمنان ِ حجاب ِ اجباری
از لج ِ مردمان ِ نادانیم : عسگر آهنین
http://www.1oo1newz.net/index.phppage2&articleId=1408&contentFilterFormat=satire&contentFilterLocation=world

خلق را رام تان نمی خواهیم
رام ِ اسلام تان نمی خواهیم
ای گروهی ددِ عبا بر دوش
خلق را دام تان نمی خواهیم
خسته ایم از تقیّه و تزویر
کذب ِ اسلام تان نمی خواهیم
روزگار ِ فن است و صنعت و علم
وحی و الهام تان نمی خواهیم
یاری از خاله انگلیس ِ شما
وز عمو سام تان نمی خواهیم
خود نظام ِ شما بر اندازیم
گر چه اعدام تان نمی خواهیم ... :  اسماعیل خوئی
http://www.iran-chabar.de/printfriendly.jsp?essayId=39120

واعظي پرسيد از فرزند خويش
هيچ ميداني مسلماني به چيست
صدق و بي آزاري و خدمت به خلق  
هم عبادت هم كليد معنويست
گفت : از اين معيار اندر شهر ما
يك مسلمان هست آنهم ارمني است : لا ادری
http://sharp-pencils.blogspot.com/2011/12/blog-post_13.html

نظر شما چیست؟

xxxxxxxx


Share/Save/Bookmark

more from All-Iranians
 
All-Iranians

Jenab Kooshan

by All-Iranians on

Thank you for your visit and your poem. You may also like this List of Muslim Writers and Poets

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Muslim_writers_and_poets

اما در جواب ویکی باید گفت

مسلمین_ شاعر_ ایران به "ویکی" ، نادرند
کار "ویکی" از بسا شاعر که چشم پوشیدن است


Kooshan

چه بسیار مسلمانان کافر اندرون و چه بسیار کافران مسلمان اندرون!

Kooshan


افت دین، خود را  به حق و دیگران را به باطل دیدن است
این نه از اسلام و یهود و نه مسیحی بودن است
من به رمز اینگونه گویم چیست نا مسلمانی
تا تو خود بشناسی مسلمانی که چیست
گر دلی رنجیده باشد از تو آندم نا مسلمانی
گر دستی نگرفته باشی در صعب انگه نامسلمانی
کار دین پروردن انسان و انسان بودن است
پرتوی از عدل و داد و مهر ایزد بودن است
   


All-Iranians

متن درست شعرهاتف اصفهانی در مورد مسلمانی

All-Iranians


Here is a better text of the Hatef's poem that was already posted by Jenab Literary Critic with thanks again

من شرمنده از مسلمانی
شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان
پیر پرسید کیست این؟ گفتند
عاشقی بی‌قرار و سرگردان
گفت: جامی دهیدش از می ناب
گرچه ناخوانده باشد این مهمان
ساقی آتش‌پرست آتش دست
ریخت در ساغر آتش سوزان
چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش
سوخت هم کفر از آن و هم ایمان
مست افتادم و در آن مستی
به زبانی که شرح آن نتوان
این سخن می‌شنیدم از اعضا
همه حتی الورید و الشریان
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الاهو ... : هاتف اصفهانی


All-Iranians

Thank you Jenab Dr Noury

by All-Iranians on

For the poem on Eid-e Jam by Late Farrokhi Yazdi. We are going to post it in the comment section of this blog. YOU MAY ALSO LIKE THIS

Lists of Muslims http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Muslims


M. Saadat Noury

شد وطن از دست ، آیین مسلمانی كجاست؟

M. Saadat Noury



All-Iranians

دولت اسلام از دیدگاهی شاعرانه

All-Iranians



All-Iranians

Jenab Doctor

by All-Iranians on

Thank you for your visit and your excellent poem. You may also like this poem from Hakim Sanaaii

گر مسلمان کشتن آیین باشد اندر کافری

در مسلمانی مسلمان کشتنست آیین تو

رخنه افتد بیشک اندر دین تو زین کارها

کی پسندد عاشق تو رخنه اندر دین تو


M. Saadat Noury

از مسلمانی فریبنده

M. Saadat Noury



All-Iranians

Jenab Literary Critic

by All-Iranians on

Thank you for your visit and posting beautiful poems. You may also like this poem frim Hafez Shirazi

به همنشینی رندان سری فرود آور

که گنجهاست در این بی‌سری و سامانی

بیار بادهٔ رنگین که یک حکایت راست

بگویم و نکنم رخنه در مسلمانی


All-Iranians

دریغا کو مسلمانی دریغا کو مسلمانی

All-Iranians


 

مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی
ازین آیین بی‌دینان پشیمانی پشیمانی
مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتی
دریغا کو مسلمانی دریغا کو مسلمانی ... :  سنایی
http://rira.ir/rira/php/pageview&mod=classicpoems&obj=poem&id=9541


Literary Critic

گربه شد عابد و مسلمانا

Literary Critic


گربه گفتا دروغ کمتر گوی

نخورم من فریب و مکرانا

میشنیدم هرآنچه میگفتی

آروادین قحبهٔ مسلمانا  .............................. ..............................               آنقدر لابه کرد و زاری کردی

تا بحدی که گشت گریانا

موشکی بود در پس منبر

زود برد این خبر بموشانا

مژدگانی که گربه تائب شد

زاهد و عابد و مسلمانا

 

..............................

.............................

گربه کرده است ظلم بر ماها

ای شهنشه اولم به قربانا

سالی یکدانه میگرفت از ما

حال حرصش شده فراوانا

این زمان پنج پنج میگیرد

چون شده تائب و مسلمانا 

 

 

 

موش و گربه - عبید زاکانی 

 


Literary Critic

من شرمنده از مسلمانی

Literary Critic


 

 

 

 

من شرمنده از مسلمانی

         شد م آنجا به گو شه ای پنهان                 


پیر پرسید کیست این گفتن

د     عاشقی بی قرارو سرگردان                    


گفت جامی دهیدش از می نا

ب    گر چه ناخوانده باشد این مهمان                      


ساقی آتش پرست و آتش دست

     ریخت در ساغرآتشی سوزان                           


چون کشید م نه عقل ماند و نه هوش

     سوخت هم کفراز آن وهم ایمان                                


که یکی هست و هیچ نیست جزاو
       وحده لا اله الا هو                 هاتف اصفهانی 

 

 

 

Literary Critic

مسلمانان مرا وقتی دلی‌ بود

Literary Critic


مـسـلـمـانـان ! مـرا وقتی دلی بـود

که بـا وی گفتـمی گر مشکلی بـود

 

بـه گردابی چو می‌افـتـادم از غــــم

بـه تـدبـیـرش امـیـد سـاحـلـی بـود

 

دلی هـمـدرد و یـاری مصلحت بـیـن

کـه اسـتـظـهـار هـر اهـل دلـی بـود

 

ز من ضـایـع شـد انـدر کـوی جـانـان

چـه دامن‌گیر ، یـا رب ، مـنـزلی بـود

 

هنر بی عیب حرمان نیست ، لیکن

ز مـن محـروم‌تـر کِـی سـائـلی بـود

 

بـرایـن جان پـریـشـان رحـمـت آریـد

کـه وقـتـی کـاردانـی کـامـلــی بـود

 

مـرا تـا عـشـق تـعـلـیـم سخن کرد

حـدیـثـم نـکـتـه‌ی هـر محفلی بـود

 

مگو دیگر که حافظ نکته دان است

که ما دیـدیـم و محکم جاهلی بـود