کارپردازان انگلیس در ایران: ٣٦ - دنيس رايت


Share/Save/Bookmark

All-Iranians
by All-Iranians
16-Aug-2012
 

 

در این قسمت که قسمت سی و یکم مجموعه ی کارپردازان انگلیس در ایران است به معرفی سی و ششمین کارپرداز یعنی دنيس رايت می پردازیم

٣٦ - دنيس رايت

دنیس رایت ( متولد ۲۳ مارس ۱۹۱۱ ) معروف به سر دنيس رايت ، دیپلمات‌ انگلیسی است که طی دو دههٔ پنجاه و شصت میلادی در روابط انگلستان با ایران نقش داشت. دنیس رایت پس از ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق که روابط سیاسی با بریتانیا را قطع کرده بود، در دوران دولت زاهدى به ‌عنوان نمایندهٔ دیپلماتیک دولت انگلستان در ایران مأمور بازگشایی سفارت انگلستان در تهران شد. پس از آنکه در طی سال ‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۲ مسئول سفارت بریتانیا در اتیوپی بود، وی بار دیگر در سال ۱۹۶۳ به‌عنوان سفیر به ایران بازگشت و در طی دوره ی (۱۹۶۳-۱۹۷۱) مسئولیت سفارت بریتانیا در تهران را بر عهده داشت. بنابر اسناد دولتی انگلستان که در سال ۲۰۰۹ از طبقه‌بندی خارج شد ، رایت پس از انقلاب ۵۷ و سقوط محمد رضا شاه پهلوی از سوی جیمز کالاهان نخست وزیر وقت بریتانیا به‌ صورت محرمانه به دیدار شاه ایران در باهاما رفت و به وی هشدار داد که از سفر به انگلستان خودداری کند. دنیس رایت نویسنده چند کتاب و انبوهی از مقالات در مورد روابط ایران و انگلستان است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%B3_%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA

در ١٤ آذرماه ١٣٣٢ اعلاميه ی تجديد روابط سياسى ميان انگلستان و ايران در يک زمان در لندن و تهران انتشار يافت. متن اعلاميه را ايدن وزیر خارجه انگلیس نوشته و توسط هندرسن سفير آمريکا در تهران براى زاهدى فرستاده بود. نسخه ديگر اعلاميه را هم وزير مختار سوئيس به عبدالله انتظام که وزارت خارجه ی دولت زاهدى را برعهده داشت داده بود
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=247667

عبدالله انتظام يکی از کارپردازان انگلیس در ایران بود
http://iranian.com/main/blog/all-iranians-65

به روايت هندرسن ، انتظام پس از خواندن آن ، اظهار اوقات تلخى کرده بود، اما هرچه بود همان متن در جلسه ی ٩ آذر هيات دولت ايران، بى‌هيچ کم و زياد به تصويب رسيد. راه‌حلى که آمريکايى‌ها براى حل مساله نفت ايران در نظر داشتند تشکيل کنسرسيومى از هفت شرکت بزرگ بين‌المللى بود و حال آنکه شرکت نفت انگليس و ايران  مصرانه اعاده وضع سابق را مى‌خواست و دليلى نمى‌ديد که ديگران را بر سفره نفت ايران راه دهد. اما آمريکا راه درازى پيموده بود. روزى که بريتانيا قصد اعزام نيرو و اشغال آبادان را داشت آمريکا به مخالفت برخاست و دولت کارگرى اتلى در برابر آمريکا سپر انداخت و از توسل به قوه قهريه منصرف شد و به ناچار راه مذاکره را پيش گرفت ... دنیس رایت دو بار در تهران ماموریت داشت. بار اول در ۱۹۵۳ بود که به عنوان کاردار سفارت به ایران آمد و تا ۱۹۵۵ در همان سمت باقى ماند و بار دوم در ۱۹۶۳ بود که این بار به عنوان سفیر در دوره صدارت اسدالله علم به تهران آمد و تا ۱۹۷۱ به کار خود ادامه داد. میان آن دو ماموریت هشت سال فاصله بود. این ماموریت دوم نیز با ایامى پرماجرا در ایران مصادف گردید. بیست سال بعد در ۱۳ ژوئن ۱۹۹۱ دنیس رایت در یک سخنرانى که در جلسه ی سالانه ی انجمن سلطنتى امور آسیايى داشت خاطراتى را از هر دو ماموریت بر زبان آورد ... گفتیم که دنیس رایت حکم انتصاب خود به کاردارى سفارت بریتانیا در ایران را دو روز پس از اعلامیه تجدید روابط یعنى در ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۳ دریافت کرد، اما حرکت او به تهران تا ۲۱ دسامبر ۱۹۵۳ (۳۰ آذرماه ۱۳۳۲) به تاخیر افتاد.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=247667

در تاريخ ۲۴ آبان۱۳۳۲ ، اعلام شد که نيکسون معاون رئيس جمهور آمريکا از طرف آيزنهاور به ايران مي‏آيد. دو روز قبل از آن ، زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنيس رايت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ايران بيايد.  روز ۱۴ آذر تظاهراتي در گوشه و کنار به وقوع پيوست که در نتيجه در بازار و دانشگاه تهران عده‏اي دستگير شدند. اين وضع در روز ۱۵ آذر هم ادامه داشت. صبح ۱۶ آذر۱۳۳۲، دانشکده فني دانشگاه تهران به هم مي‌ريزد و در محاصره کامل نظاميان قرار مي‌گيرد و به يکباره فرمان آتش صادر شده و عده‌اي زخمي شده و در اين ميان سه دانشجو به نام هاي احمد قندچي و مصطفی بزرگ نيا و مهدی شريعت رضوي به خون مي‌غلطند  
Various Sources

در دوره کارداری رايت مسئله نفت با بستن قرارداد کنسرسيوم، که ترتيبی برای توليد و فروش نفت بود که شرکت پيشين نفت ايران و انگليس در آن ٤٠ درصد سهام را در اختيار داشت، تمام شد. با اين قرارداد از ملی شدن نفت ايران عملا چيزی جز نام بر جا نماند و مقامات آمريکايی و انگليسی با پايدار نگاه داشتن جبهه مشترک خود نگذاشتند ايران از نفت خود بهره ای بيش از آنچه کشورهای نفت خيز ديگر می بردند ببرد.
رايت که در امور بازرگانی - اقتصادی ورزيده بود و پيش از گسيل شدن به تهران مديريت اداره روابط اقتصادی وزارت خارجه بريتانيا را بر عهده داشت در فراهم کردن زمينه اين قرارداد نقش مهمی ايفا کرد. کوشش رايت در عين حال بر اين بود که تصوير ناخوشايندی که از کارکرد و پيشينه سفارت بريتانيا و نفوذ گسترده آن کشور در ذهن ايرانيان نقش بسته بود، زدوده شود. برخی کسان نه چندان خوشنام که نزديکی با سفارت بريتانيا را دستمايه بهره برداری های سياسی - مادی خود قرار داده بودند از گرد سفارت رانده شدند. رايت می کوشيد آگاهانه با گذشته رفتار انگليسيان و برداشت های موجود در باره نقش و نفوذ بريتانيا فاصله بگيرد. ولی ريشه کنی اين برداشت ها،  به آسانی ممکن نبود
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/05/050525_l-fa-deniswright.shtml

دنیس رایت از دو نفر نماینده شاه که فرداى ورود او به تهران به ملاقاتش رفته بودند یاد مى‏کند. شاه خیال مى‏کرد که دنیس رایت قراردادى را که باید درباره نفت امضا شود با خود آورده است و مى‏خواست نسخه آن را پیش از آنکه به دولت داده شود به دست آورد. شاه بر آن بود که مسائل مهم مملکتى – که نفت در رأس آنها قرار داشت – باید با خود او در میان گذاشته شود. در آن زمان امریکا و بریتانیا اعتماد کافى به شاه نداشتند و با این نظر او مخالفت مى‏ورزیدند. زاهدى نیز زیر بار این ترتیب که امور کشور از بالا سر دولت با شخص شاه حل و فصل شود نمى‏رفت. ماجرا را من خود از عبدالله انتظام که در کابینه زاهدى وزارت امور خارجه را بر عهده داشت شنیده بودم. سفیر امریکا نیز در گزارش به واشنگتن از این داستان یاد کرده است. اگرچه او و دنیس  رایت نام نمایندگان شاه را افشا نکرده‏اند، اما خود زاهدى در ملاقات با تمدن الملک سجادى از نام آنها پرده برداشته و گفته است که آن دو نفر ارنست پرون و بهرام شاهرخ بوده‏اند.
http://bukharamag.com/1386.03.40.html

بهرام شاهرخ يکی از کارپردازان انگلیس در ایران بود
http://iranian.com/main/blog/all-iranians-61

رايت در ١٣٣٤ از ايران رفت ولی در ١٣٤٢ در مقام سفارت دوباره به تهران بازگشت و تا سال ١٣٥٠ در ايران ماند. او در آغاز ماموريت دوباره اش همانند ديگر انگليسيان، چندان به توانايی های شاه باور نداشت ولی به زودی ارزيابی او از شاه دگرگون شد. او شاه را همانند دو سفير پيشين بريتانيا در تهران، عامل ثبات دانست، سفارت را از کاری که بدگمانی يا رنجش شاه را دامن زند بازداشت، و همراهی او را برای پاسداری از منافع بريتانيا در ايران ضروری يافت. دوره سفارت رايت با افزايش اعتماد به نفس شاه و گسترش برنامه اصلاحات او و همچنين نفوذ روزافزون آمريکا همزمان شد. رايت با هدف های اصلاحی شاه و رويارويی قاطع او با مخالفان همدل بود اما شاه که هيچگاه خود را از ته نشست باور به نفوذ بدخواهانه بريتانيا رها نکرده بود، در هر دشواری جای پای انگليسيان را می جست. هنگامی که در مهر ١٣٤٣ شمار زيادی از نمايندگان مجلس دست آموز شاه به لايحه اعطای مصونيت به مستشاران آمريکايی رای منفی دادند يا از حضور در مجلس فرو ماندند، شاه سرزنش را متوجه سفارت بريتانيا کرد. اما رايت، دست کم به گمان خود، توانست باور شاه را برانگيزد که سفارت بريتانيا سودی در ناهموار کردن راه گسترش پيوندهای ايران و آمريکا ندارد. در اين سال ها پيوندهای اقتصادی و داد و ستدهای بازرگانی - نظامی بين ايران و بريتانيا هم بيشتر شد. تلاش شاه برای فشار آوردن بر کنسرسيوم و افزايش توليد نفت ايران، کسانی مانند رايت را نگران می کرد که اگر شاه در اين فشار ها اندازه نگاه ندارد، چه خواهد شد. سرانجام به ياری کسانی مانند اسدالله علم وزير دربار شاه که از دوستان نزديک رايت بود، بسياری از اين دشواريها از ميان رفت.
رايت با اينکه کوشيده بود از دامنه برداشت های گزاف آميز درباره نفوذ سفارت بريتانيا بکاهد از سودمندی اين برداشت ها هم غافل نبود. در آخرين گزارشی که در مقام سفير از تهران فرستاد، از اينکه يادمانده ها و تاريخ گذشته، ديپلمات های انگليسی را از موقعيتی ويژه بر خوردار کرده بود ياد کرد. موقعيتی که حتی سفيران آمريکا و شوروی نيز از آن بی بهره بودند. او افزود کمتر پايتختی را می توان يافت که سفير بريتانيا در باغ و خانه و کاشانه ای چنين دلپذير اقامت گزيند و اعتبار و قدرتی به او منسوب شود که مدت هاست ديگر از آن بهره ای ندارد...پس از فروپاشی پادشاهی، و بيرون رفتن شاه از ايران، رايت با پناه دادن به او در بريتانيا که مارگارت تاچر رهبر حزب محافظه کار پيش از نخست وزيريش با آن همدلی نشان داده بود، مخالفت ورزيد. به پيشنهاد آنتونی پارسونز، آخرين سفير بريتانيا در ايران دوران پادشاهی، رايت که آن هنگام از سران شرکت نفتی شل بود، بانامی مستعار وعينکی دودی، راهی باهاما شد تا به شاه بفهماند که دولت بريتانيا او را نخواهد پذيرفت.  ماموريت رايت، که دوران خدمتش در ايران هنوز يادآور نفوذ ديرپای بريتانيا بود، صرف نظر از انگيزه ها و ملاحظات سران بريتانيا در فرستادن او، نمی توانست از ديدگاه شاه از معنايی نمادين برکنار باشد و پيشداوری های ريشه دار او را درباره بريتانيا موجه جلوه ندهد.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/05/050525_l-fa-deniswright.shtml

گفته می شود دنيس رايت در ماجرای جداسازی بحرین از ایران نیز نقش فعالی داشته است
  http://bcir.ir/show.phppagearticle&id=356&tbl=8

گذشته از پيشه ديپلوماسی که رايت در آن ورزيدگی خاصی نشان داده بود، او مردی دانشور و پژوهشگر بود. بسياری از بايگانی های عمومی و خصوصی کشورش را در پی سندهای مورد نيازش جستجو کرده بود. هيچ يک از سفيران ديگر بريتانيا در ايران بيش از او کنجکاو آموختن و کاوشگری در تاريخ گذشته ايران - به ويژه تاريخ پيوندها و روابط بريتانيا و ايران و چهره های موثر در داد و ستدهای سياسی - فرهنگی بين اين دو کشور در دوره قاجار نبود. دو کتاب او در اين باره - انگليسيان در ميان ايرانيان و ايرانيان در ميان انگليسيان  - و مقاله هايی را که از جمله در دانشنامه ايرانيکا نوشته است و نقش فعال او در نهادهايی مانند موسسه انگليسی پژوهش های ايرانی و انجمن ايران ، نمودار دستاوردهای او در اين زمينه است. او از ياری بردبارانه پژوهشگران تاريخ ايران دريغ نمی کرد. رايت مردی سرزنده، آداب دان، فروتن و نکته سنج بود. ذهن پويا و سنجش گر و حافظه ای نيرومند داشت که از زنگار کهنسالی آسيب چندانی نديده بود. ده سالی را که در ايران گذرانيده بود او را شيفته بسياری از جنبه های تاريخ و فرهنگ و زندگی و طبيعت ايران کرده بود. هميشه از روزگاری که در ايران به سر برده بود با شوقی آميخته با حسرت ياد می کرد. همين احساسات را همسر او "ايونا" نيز نشان می داد.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/05/050525_l-fa-deniswright.shtml

کتاب انگليسيان در ميان ايرانیان در سال ۲۰۰۴ توسط غلامحسين صدري افشار ترجمه و بوسیله ی "نشر اختران" در تهران چاپ و منتشر شد.  کتاب ايرانيان در ميان انگليسيان در سال ۲۰۰۶ توسط  كريم امامي ترجمه و بوسیله ی "نشر فرزان روز" در تهران چاپ و منتشرگردید    
http://www.iranfarhang.com/BooksByGenerator.aspx?Generator=2097

دنيس رايت در کتاب نقش انگليس در ايران ترجمه ی فرامرز فرامرزي، انتشارات فرخي، چاپ ۱۳۶۱ تهران می نویسد
از سال ١٨٤١ میلادی که حتّي يک کنسولگري در ايران وجود نداشت تا سال ١٩٢١ میلادی بيست و سه کنسولگري در ايران تأسيس شد. در آن دوران اتباع بريتانيا مقيم در ايران بسيار کم بودند. مسافران نيز پرندگاني ناياب و گذرا بودند، و قاچاق مواد مخدر نيز اصلاً وجود نداشت. اين حقيقت نيز وجود دارد که توسعه کنسول‌گريهاي بريتانيا در ايران به خاطر حمايت از اتباع هند و اشخاص تحت‌الحمايه‌ گوناگون بود ... از سال ١٨٩٠ میلادی به بعد نیز انگلستان در شرق ايران کنسولگري‌هاي متعددي تأسيس کرد. در سال ١٨٩٦ میلادی هنگامي که آشکار شد روسها مي‌خواهند در سيستان يک کنسولگري افتتاح کنند ژنرال سايکس با شتاب از کرمان عازم سيستان شد تا کنسولگري انگلستان در نصرت‌آباد را تأسيس کند. در سال ١٩٠٣ میلادی کنسولگري انگليس در تربت حيدريه افتتاح شد
http://iichs.org/index.asp?id=1329&doc_cat=1

دنیس رایت در ۱۸ مه ۲۰۰۵ در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%B3_%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA

تصاویر
http://bukharamag.com/wp-content/uploads/2010/03/Movahed.gif

http://iranian.com/Features/2000/July/Wright/Images/news.jpg

http://www.freewebs.com/abdolrashidi/abdolrashidi%20&%20Sir%20Denis%20Wright%202.jpg

کارپردازان انگلیس در ایران : قسمت ٢٩ - قسمت ٣٠

نظر شما چیست؟

xxxxxxxxxx


Share/Save/Bookmark

more from All-Iranians
 
All-Iranians

Jenab-e Shahrvand2

by All-Iranians on

Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this

http://www.ensani.ir/fa/content/253379/default.aspx


shahrvand2

خوشا شیراز و وضع نی مثالش

shahrvand2


مقاله جناب همه ایرانیان و شرح  آقای کدیور از دیدارشان با سفیر بسیار خواندنی اند.
داستان مهمانی در باغ ارم شیراز ومهمان نوازی خانم سفیر ضمن اشاره شان به آب و هوای شیراز یاد وطن را زنده کرد.
از شما و خانم فرهنگی متشکرم.  

All-Iranians

Jenab-e Darius Kadivar

by All-Iranians on

Thank you for your visit and for your informative note. You may also like to view this

http://www.guardian.co.uk/news/2005/may/23/guardianobituaries.politics


Darius Kadivar

Yup that was my brother ...

by Darius Kadivar on


All-Iranians

Jenab-e Farhangi

by All-Iranians on

Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this

 انگلیسیها در میان ایرانیان: (دنیس رایت) ترجمه ذبیح الله منصوری
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)


Ladan Farhangi

An Interesting Visit

by Ladan Farhangi on

Tea with Sir Denis Wright
By Cyrus Kadivar
July 13, 2000
The Iranian
http://iranian.com/Features/2000/July/Wright/index.html