بازار شام آلترناتیو هاى ارتجاعی

از شورای ملی برای انتخابات آزاد تا کنگره ملیت های ایران فدرال!


Share/Save/Bookmark

بازار شام آلترناتیو هاى ارتجاعی
by Azar Majedi
30-Sep-2012
 

یک روز سبزند و اصلاح طلب حکومتی، یک روز سکولار دموکرات؛ یک روز از مردم می خواهند که ساختار شکنی نکنند، روز دیگر خواهان انحلال رژیم اسلامی می شوند؛ یک روز در استکهلم، واشنگتن و بروکسل مشغول توطئه آلترناتیو سازی از نوع لیبی - سوریه برای ایران می شوند، روز دیگر یک بخش شان "شورای ملی برای انتخابات آزاد" تشکیل می دهد و بخش دیگر "کنگره‏ ملیت‌های ایران فدرال"؛ یک روز همه با هم از ناسیونالیست عظمت طلب تا ناسیونالیست قوم پرست سبز و سکولار در کنفرانس های پنتاگونی دور هم می نشینند، روز دیگر سر تجزیه طلبی گلوی یکدیگر را می درند؛ اینها اپوزیسیون راست ارتجاعی رژیم اسلامی را می سازند. ملغمه ای هستند از جنبش ناسیونالیسم پرو غرب که خواهان احیای رژیم سابق، حال با تاج یا بی تاج هستند و وامانده های جنبش ملی - اسلامی که دیگر امیدشان را تا اطلاع ثانوی از رژیم اسلامی از دست داده اند و به این در و آن در می زنند تا با کمترین تغییر، در قدرت سهیم شوند. به این ملغمه، نیروهای باند سیاهی ناسیونالیست قومپرست که رویای تکرار سناریوی سیاه کردستان عراق را در سر می پرورانند را نیز باید اضافه کرد. با تمام تفاوت های ظاهری همه شان در یک هدف شریکند: تلاش می کنند با کمک ناتو بقدرت برسند و بر گرده کارگر و زحمتکش به نان و نوایی برسند. اینها را باید شناخت و افشاء کرد.

انتخابات آزاد در ایران چه صیغه ای است؟

طی سه سال اخیر یک تم در میان این نیروهای ارتجاع مشترک بوده است: "انتخابات آزاد". صدای این عبارت زیبا است؛ دهان پر کن است؛ شیک و مدرن است؛ توهم آفرین است. دقیقا بهمین خاطر اینها این دو کلمه را بر سر در منشورشان می نویسند تا موجب خلط بحث شوند. تا آنجا که به شورای جدیدالتاسیس "ملی برای انتخابات آزاد" مربوط می شود، این کلمات قرار است ماهیت این شورا و رهبر آنرا بپوشاند. رضا پهلوی که او را شاهزاده و ولیعهد هم می نامند، رهبر آنست. همین کافیست تا تمام فریب انتخابات آزاد را نقش بر آب کند. ایشان تنها دلیلی که رهبر شده اینست که پدر و پدر بزرگش چندین دهه دمار از مردم ایران درآوردند؛ گرفتند و اسیر و شکنجه و اعدام کردند. یک ثروت افسانه ای هم از بخور بخور و از استثمار وحشیانه کارگران به جیب زدند و وقتی مردم علیه نظام شان بپا خاستند، جمعی با تمام پول و ثروت به غرب گریختند و هنوز دارند پس از سی و چند سال شاهانه زندگی می کنند. سایر نیروهای این شورا نیز دست کمی از "شاهزاده" از تاج و تخت افتاده ما ندارند. هفت سینی از همکاران هر دو رژیم در این شورا جمع است.

اما انتخابات آزاد با وجود رژیم اسلامی دیگر چه صیغه ای است؟ از زمان خیزش توده ای مردم در تابستان ۸۸ عده ای شعار انتخابات آزاد را بدست گرفتند. آنموقع تمام این جریانات مرتجع، سبز و از اصلاح طلبان حکومتی بودند؛ از موسوی، کروبی، خاتمی و شرکاء دفاع می کردند. بعد که موسوی پایبندی و تعهد خود را به خمینی و رژیم اسلامی برای صدمین بار اعلام کرد و مردم در خیابان ها شعار دادند که "موسوی بهانه است، کل رژیم نشانه است" اینها کمی عقب نشستند؛ اما شعار انتخابات آزاد را نه تنها کنار نگذاشتند، بلکه با هیاهوی بیشتر بر این طبل می کوبند. انتخابات آزاد تا زمانی که رژیم اسلامی بر اریکه قدرت لم داده است یک شعار پوچ و واهی است. پیش از این هم جریان "سکولارهای سبز" همین شعار را طرح کرده بود و با همین جواب روبرو شد.

اما شورای جدید التاسیس بنظر می رسد که رویای دیگری را در سر می پروراند. اینها پس از آلترناتیو سازی پنتاگونی برای لیبی و سوریه فیلشان یاد هندوستان کرده است. اینها چشم به آمریکا، اسرائیل و ناتو دوخته اند تا با قدرت آنها بسر کار بیایند و دارند با شعار انتخابات آزاد این نیت شنیع خود را بزک می کنند. قرار است جامعه ایران توسط این نیروها یعنی تروریسم دولتی به ویرانی کشیده شود، مردم قتل عام شوند و آنگاه "شاهزاده" ترشی انداخته شده را بر قدرت بنشانند و اینها با شعار انتخابات آزاد بخود رنگ دموکراتیک بپاشند. برپایی این شورا با رهبری رضا پهلوی و با همکاری نیروهای سبز در این مقطع اتفاقی نیست. بساط آلترناتیو فروشی به ناتو گرم است. همانگونه که ناسیونالیست های قومی در همین بزنگاه بفکر وحدت و ائتلاف و تشکیل "کنگره‏ ملیت‌های ایران فدرال" افتاده اند. همه اینها از یک منبع آلوده آب می خورند. انتخابات آزاد یک دکان است. اینها برای قدرت چشم به ناتو دوخته اند و با شعار انتخابات آزاد دارند برای مردم ناز و کرشمه می آیند.

سکولار دموکرات ها کیانند؟

بخش وسیعی از اپوزیسیون راست خود را سکولار دموکرات می نامند. این نام نیز آهنگ خوبی دارد؛ شیک و مدرن و دهان پر کن است. اما آیا این دو صفت ماهیت این جریانات را بیان می کند؟ پاسخ منفی است. این یک عبارت مد روز است. نه تنها در جامعه ایران که مردم از نظام مذهبی و مذهب منتفر شده اند، بلکه در منطقه نیز با این عبارات بازی می شود. برای همه جریانات و عناصر راستی که می کوشند در قدرت سهیم شوند، کاملا روشن است که مردم ایران به چیزی کمتر از یک نظام سکولار رضایت نخواهند داد. بیش از سی سال حاکمیت یک نظام مذهبی کثیف و جنایتکار اکثریت مردم، بویژه نسل جوان را به موقعیت ضد مذهبی و لامذهبی سوق داده است. جریاناتی که تمام طول حیاتشان یا دست در دست این رژیم داشته اند و در جنایت آن شریکند، مانند گنجی، سازگارا، سروش و امثالهم، یا کسانی که همواره با مذهب مماشات کرده اند، چون به مذهب برای عقب نگاه داشتن جامعه و سرکوب کردن آن نیازمندند، مانند هوادران رژیم سابق، اکنون به این واقعیت واقف شده اند که بدون هواداری از سکولاریسم قادر نخواهند بود یک ثانیه نیز خود را درون باصطلاح اپوزیسیون قرار دهند. لذا دفاع آنها از سکولاریسم نه از روی مهر، بلکه از روی اجبار است. بعضی هایشان هر بار پس از ذکر این نام، ده بار دهان خود را آب می کشند.

اما کار بدینجا ختم نمی شود. اینها با پیوستن به سکولاریسم، می کوشند آنرا از محتوا تهی کنند و عملا بر پروسه زوال مذهب در جامعه ترمز بزنند. اینها برای نجات مذهب سکولاریست شده اند. سکولاریسم بمعنای جدایی کامل دولت، نهادهای دولتی و قانونگذار از مذهب؛ جدایی هویت فردی و شهروندی از مذهب؛ جدایی سیستم آموزش و پرورش از مذهب و برخورد به نهاد مذهب مثل هر شرکت انتفاعی است که حساب و کتاب هایش را باید کنترل کرد و به آن مالیات بست. اینها وارد این مقولات نمی شوند و سکولاریسم را بعنوان یک کلمه عام مورد استفاده قرار می دهند. بطور مثال باید گفت که در اروپا فقط فرانسه و سوئد نظام های رسما سکولار هستند که تازه این دو نظام نیز کاملا به سکولاریسم وفادار نمانده اند. انگلستان، نروژ و دانمارک و آلمان نظام های سکولار نیستند. بعلاوه سکولاریسم تنها یکی از توصیفات نظام سیاسی آتی است. سکولاریسم قادر نیست نه آزادی، نه رفاه و نه برابری یعنی خواستهای پایه ای مردم را تامین و تضمین کند. سکولاریسم یک شرط لازم و بسیار ناکافی برای یک نظام سیاسی آزاد آتی است.

دموکرات چه مقوله ای است؟ دموکرات از سکولار حتی عام تر و آشفته تر است. هر کس این کلمه را بدلخواه خود تعریف و تعبیر می کند. نزد اینها و هواداران دموکراسی، ترکیه دموکرات است، اکنون مصر و تونس هم دموکراتند. آیا مردم ایران خواهان چنین نظام هایی هستند؟ پاسخ یک نه قاطع است. نیت و هدف آنها از لفظ دموکرات روشن است. در بهترین حالت ایجاد یک نظامی است که در آن پارلمان وجود خواهد داشت و هر چند سال یکبار انتخاباتی برگزار می شود و تعدادی از همین طبقه و جنبش بقدرت می رسند و کشور را اداره خواهند کرد. هم اکنون در مصر و تونس همین اتفاق افتاده است، ترکیه هم مدتها است که چنین اداره می شود. با تمام مد روزی این کلمه، چنین نظامی هیچ سنخیتی با خواستهای واقعی و پایه ای مردم ندارد. چنین نظامی قادر به تامین آزادی برای مردم نیست.

مردم چه می خواهند؟

مردم خواهان یک نظامی هستند که آزادی، برابری و رفاه همگان را تامین و تضمین کند. از برابری منظور صرفا برابری حقوقی نیست؛ بلکه برابری واقعی، یعنی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی است. از آزادی منظور پارلمانتاریسم نیست، که هر چند سال یکبار مردم حق تصمیم گیری و دخالت در سرنوشتشان را به چند صد نفر تفویض می کنند و آنها برایشان تصمیم می گیرند. بهمین اروپا نگاه کنید که مهد دموکراسی پارلمانی است. آیا مردم اروپا از نظام حاکم رضایت دارند؟ آیا این مردم آزادند؟ خیر. اگر پیش از این در این مورد شک و تردید وجود داشت، در پنج سال اخیر که بحران اقتصادی سرمایه داری زندگی مردم را تار و مار کرده است، دیگر بخوبی عیان شده که اکثریت کارگر و زحمتکش در این جوامع خواهان تغییر این نظام هستند و می خواهند سرنوشتشان را خود بدست بگیرند؛ اما با اولین اعتراض پلیس دموکرات بجانشان می افتد. یک نمونه اعتراضات مادرید در روز گذشته کافیست تا تمام فریب دموکراسی را زایل کند.

آزادی و برابری واقعی انسانها صرفنظر از جنسیت، نژاد، قوم، ملت، زبان، مذهب و عقیده و محل تولد فقط در یک نظام سوسیالیستی که کار مزدی در آن الغاء شده است امکانپذیر است. تا زمانیکه سرمایه و سود بر جامعه حکم میرانند سخنی از آزادی و برابری در میان نخواهد بود. یک جامعه سوسیالیستی است که می تواند نیاز کلیه شهروندانش را تامین و تضمین کند و رفاه برای عموم تامین نماید. سرمایه داری و سود به فقر و ارتش بیکاران نیازمند اند. زبان سرمایه یعنی اختلاف طبقات، یعنی وجود یک طبقه کوچک که تمام وسایل تولید و مبادله را در مالکیت خود دارد و ثروت اندوزی یکی از خصايل پایه ایش است و یک طبقه کارگر که هیچ چیز جز نیروی کارش برای فروش در اختیار ندارد و هر روز از نو باید نیروی کارش را برای سیر کردن شکم خود و خانواده اش بفروش رساند. تنها منطق سرمایه سود است و سود بمعنای ثروتمند شدن بخشی از جامعه به قیمت خانه خرابی بخشی دیگر است.

این شعارهای دهان پرکن مد روز؛ انتخابات آزاد و سکولار دموکرات از نوع سبز یا آبی و صورتی، تلاشی است برای فریب مردم و بهتر فروختن خود به قطب تروریسم دولتی و پنتاگون. مسابقه ای میان این نیروهای ارتجاع دست راستی برای انتخاب شدن توسط غرب و آمریکا براه افتاده است. هر که بهتر بتواند ثابت کند که توانایی فریب مردم را دارد، او برای پروسه آلترناتیو سازی انتخاب خواهد شد. اما اینها خواب و رویایی شوم بیش نیستند. ایران لیبی و سوریه نیست. مردم ایران باین آسانی فریب این نیروهای ارتجاع را نخواهند خورد. جامعه ایران بسیار قطبی است؛ جنبش های اجتماعی در ایران بسیار قوی و عمیق اند؛ کمونیسم کارگری در ایران یک نیروی اجتماعی است. مردم خواهان آزادی، برابری و رفاهند. این خواستها را فقط یک انقلاب کارگری و جامعه سوسیالیستی می تواند تامین و تضمین کند. همان آرمان و امری که حزب اتحاد کمونیسم کارگری برای آن مبارزه می کند.

آذر ماجدی


Share/Save/Bookmark

Recently by Azar MajediCommentsDate
نوستالژی رژیم گذشته
11
Nov 02, 2012
باند سیاه
14
Oct 04, 2012
درباره کنفرانس بروکسل
10
Jul 18, 2012
more from Azar Majedi
 
areyo barzan

Well Well Well

by areyo barzan on

So my friend Ashk.

Shall we assume that I have won this argument fair and square and that is why you are resorting to jokes.

LOL?


nozarmahallati

I'd like to know position of the poster re Islam

by nozarmahallati on

In the imaginary and next to impossible system of governance you propose, what is the role of Islam?  Do you wear a head scarf yourself now?

Are you or have you ever been associated with the MEK?

I tell you one thing, as much as I disdain the IRI, I take them over the MEK.  Hell, come to think of it, I take Reza Pahlavi or even an Israeli occupied Iran over the MEK.

Someone who ridicules democracy and proposes socialism in this day and age must look into taking loonie meds. 

 


afshinazad

ولی نگفتید چطوری میخواید به ان حدف برسید.؟

afshinazad


ایا شما انشا را برای خودتان نوشته اید و یا برای جامعه؟
شما که همه را کوبیدید و همه را دروغگو و دزد معرفی کردید و عدالت اجتمایی کومنیستی را تنها راه حل دانستید ولی نگفتید چطوری میخواید به ان حدف برسید.؟
ایا شما خبر دارید که کومنیستی به زباله تاریخ پیوسته و ایا شما میتوانید کشوری را مثال بزنید که الگوی شماست.
در تاریکی قدم زدن عاقلانه نیست.


Ashk Dovom

Be fruitful and multiply!

by Ashk Dovom on

Be fruitful and multiply!


areyo barzan

Still No Substance!

by areyo barzan on

Dear Ashk.

I am still waiting for some substance in your comments and a series line of conversation to follow and I am seeing none, let alone a better more viable alternative to the IRI.

 

On the other hand all I am getting from you is more negative waves and mourns stating that all opposition groups and people to the IRI are even worse than the IRI it self. Now! what message should one  get out of that line of behaviour.

 

Tell me sir why is it that you are refusing to come out of your shell by letting us know whom or what type of system are you supporting for Iran and then tell us what you have done so far to promote that goal and actually you might be pleasantly surprised.

 

This is not a joke. As I told you I have no particular favour towards one person or group and noting can make me happier than if and when I see another opposition group to the IRI that can compete with RP and his followers in a methodical, calculated logical way and win all the arguments without resorting to dirty trick and cheap mud slinging, as that would be The guarantee to our future democracy.

 

That would be the reason why in case I find the political group or leader that you are following more appealing and logical then I will be the first one to line up behind you.

 

But on the other hand this line of negative campaign against anything and anyone who is trying to do something against IRI will get you no where and neither will find you any comrades let alone friends.

 

It just raises a deep suspicion on your political orientation and hidden intention.

 However as I told you before the choice is always yours!  


JustAnIranian

Vildemose

by JustAnIranian on

He is on VOA Ofogh tomorrow. Check the Facebook page. You might get some answers to your questions tomorrow. 

Facebook.com/ofoghTv

 


vildemose

Where is RP??What are his

by vildemose on

Where is RP??What are his plans against balkanization of Iran? 

 

All Oppression Creates a State of War--Simone De Beauvoir


Ashk Dovom

To Areyo Barzan and his buddies,

by Ashk Dovom on

You share at least one significant trait with the rest of the monarchists: you think people are stupid and can't see through your nonsense! You and your monarchist buddies have nothing even faintly resembling an argument! It is all humbug, laying traps for fools and imbeciles. Fortunately Iranian people have graduated from the school of hard knocks and have no time for this kind of humbug!


JustAnIranian

Zendeh baad areyo

by JustAnIranian on

You said it again, but who is to listen?!!! 

But then again, what CAN these groups do? What can Romney do when it's almost obvious that Obama is winning?!!

These groups have no understanding of what is really happening in Iran. And do you know why Reza Pahlavi is successful? It is because of THE younger generation who recently left Iran and THEY are behind him. 

Lets see what happens now. 


areyo barzan

P.S

by areyo barzan on

Ashk Jaan

In my response to our friend Azar I have commented on all and every point raised in her articles, ONE of which happened to be RP

However you seem to have developed such a phobia yourself about the man that you ignored all my other comments and decided to attack me on the points I raised about RP and his followers.

So mate, from this angle you seem to be the one with a particular agenda against RP which turns every conversation to be solely about him

Hence Could it be the case of:

“Kaafar hameh raa be kishe Khod pendarad???”

LOL


areyo barzan

The Truth is the truth is the truth

by areyo barzan on

Dear Ashk

I thought we have been trough this line of conversation once already

The bottom line is that shooting the messenger does not make the message go away to change its nature.
.
I on the other hand prefer to be realistic and accept what or whom I am dealing with here, without letting any bias, or past perception to distort my view or influence my decisions. This is because I do not want another Khomeini on my hand. You however do not seem to do so and that is where the flawed in your way of thinking is revealing itself.

Now! Denying the support and popularity of RP will not help your cause or mine a single bit, But keeping him and his followers to account and developing a calculated strategy in dealing with them without denying their democratic rights just might do so.

Furthermore the only reason that I will find myself again and again defending the rights of RP and his followers, is because they seem to be the one under attack from other opposition groups left right and centre while on the other hand they do not seem to return the favour.

Now you might have a personal vendetta against RP, his family and his followers, I DON’T

I prefer that the rights of everyone is preserved and respected.

After all democracy is about respecting and preserving the rights of those with whom we are in utter disagreement otherwise even people like Khomeini, Hitler Mao and Stalin , Khamene-ee and many other dictator tyrants always respected the rights of their followers unless and until they refused to follow like a sheep.

At the end of the day instead of trying to fight me or even denying RP’s popularity you need to ask yourself WHY.

Where does this popularity coming from and what dangers it might bring along with it if not tamed properly.

Just remember in order to defeat your rivals you first need to get to know them and hence denial or wishful thinking will help no one.


Ashk Dovom

قسم روباه را بارو كنيم يا دم خروسو ؟

Ashk Dovom


Areyo Barzan,   You say you are not a monarchist. So what is all this sucking up to Reza Pahlavi? Ghasame roobaho bavar konim ya dome khorooso? Are you Reza Pahlavi's mouthpiece, his lawyer, his representative? His Mummy? Maybe you are himself! Every time Reza Pahlavi's name is mentioned you rush to his defense.   Give it a break! Reza Pahlavi's "best" or "what he thought was best" or all that blarney is only good for his Israeli and his American new con masters. His best not only is not good enough for Iranian people, it is repugnant and despicable! So stop flogging a dead horse or if you want to make yourself look ridiculous keep doing what you are doing.


areyo barzan

Dear Azar

by areyo barzan on

I believe you need to get hold of yourself and have another look at your books about democracy. What you have described about the opposition groups to IRI and their behaviour is the exact definition of democracy.

In fact as one Winston Churchill puts it so elegantly

“Democracy is the worst type of government except all those other type that have already been tried and failed.”

People are free to form political parties and select leaders as they are pleased and no leader is more eligible than the other. It is the job of leaders and political groups to make themselves attractive and more appealable to the masses and not the other way round.

Furthermore there is NO, one perfect group, leader or ideology and any person or group or ideology claiming to be one or trying to bring everyone in line with its own way of thinking by attempting to push) all the rivals out of the political spectrum (being by insult, ridicule or accusation is another DICTATOR by definition and nowadays we can recognise a dictator from a million miles away

Reza Pahlavi have also been fighting against IRI for the past 33 years and have done what he thought was the best to the best of his ability.

Now! You and I may not like his father or even not like him but we can not tell the other whom they can or can not follow.

All we can do is to create a more attractive alternative and unfortunately all the opposition groups to IRI have failed in that task miserably.

But suddenly now they have opened their eyes and seen the popularity (right or wrong) of Reza Pahlavi and guess what?

They are panicking like hell and hence instead of having a calculated strategy to create and viable alternative they are reacting impulsively.

As I stated in my previous articles and at the expense of being called a monarchist I believe I have proved to those who were willing to listen this strategy is failing and failing miserably.

Finally on the subject of communism and socialism I believe it is now about the high time for you and your comrades to wake the hell up and smell the coffee.
Communism and Socialism are DEAD and BARIED.

Such notions belong to the losers of the last century. Even the countries who were the pioneers of such schools of thought have flushed these ideologies down the toilet of history.

Today even countries like China are attempting to disengage from such mambo jumbo in such a way to just minimise their embarrassment and cost

In case you do not know, today the majority of new generation of Iranians want a Western style SECULAR DEMOCRACY with no ideology (man made or God claimed) involved. Furthermore they even make fun and ridicule anyone who is talking about communism. However if you do not want to know then that would be another story

The new generations answer to communists is: This mambo jumbo has already been tried and failed miserably by the Soviets but now some idiots are claiming to me more catholic than the Pop himself or more communist than the Soviets and claiming that the Eastern Block were not communist enough or in the right way but we can make what they have failed in spectacularly, to work for every one

I guess their only answer is pull the other one mate pull the other one

It has got bells on it

LOL


default

کامنت من در باره مقاله "از بروکسل تا کجا؟" آقای باقر زاده

ahosseini


 

با توجه به منش دموكراتيك شما، براى من تعجب آور بود كه شما در اين كنفرانس شركت كرديد. اولاً ماهيت برگزار كنندگان اينگونه كنفرانس ها براى ايرانيان مشخص نيست. ثانياً معلوم نيست كه بر اساس چه ضوابطى افراد دستچين ميشوند. اينطور به نظر مى رسد كه يك امداد غيبى به نيابت از ايرانيان خارج از كشور اين كنفرانس ها را سازماندهى مى كند و به ميل خود افرادىى را براى شركت در كنفرانس دعوت ميكند. بنا بر اين ماهيت چنين كنفرانس هايى كاملا غير دموكراتيك و بى ارتباط با اراده جمعى ايرانيان خارج از كشور مى باشد. شيوه صحيح برگزارى چنين كنفرانس هايى بايد چيزى شبيه كنفرانس هاى اتحاديه هاى دانشجويى، دانشگاهى و كارگرى در كشورهاى پيشرفته باشد. اگر اين كنفرانس ها براى ايرانيان و از جانب ايرانيان خارج از كشور بر گزار ميشود مى بايد براى عموم آزاد باشد. برگزار كنندگان كنفرانس مى بايد به همه ايرانيان فرصت دهند  كه در صورت تمايل در كنفرانس ثبت نام كنند .در مرحله بعد از كسانى كه ثبت نام كرده اند درخواست شود كه در صورت تمايل به كنفرانس قطعنامه ارسال كنند. سپس در مرحله بعد اين  قطعنامه به اعضاى شركت كننده ارسال ميشود و به اعضا فرصت داده ميشود كه پيشنهادات ترميمى را آرائه دهند. هر كنفرانس تاريخ كنفرانس بعد و اعضا هيئت برگزار كننده آنرا تعيين مىكند.

.   "از بروکسل تا کجا؟" آقای باقر زاده

Believe in a democracy that leaders and representatives are controlled by members at all times.


Zendanian

"دو تعریف از سوسیالیسم" نوشته هال دریپر

Zendanian


در این جزوه رفیق دریپر به توضیح و تمایز مابین سوسیالیزم دموکراتیک : سوسیالیزم از پایین به بالا، و سوسیالیزم غیر-دمکراتیک از بالا به پایین میپردازد.

http://www.eshterak.info/k/2010/12/post-2.html

جزوه "دو تعریف از سوسیالیسم" نوشته هال دریپر

 

نوشته : هال دریپر
ترجمه : وحید ولی زاده برای دریافت کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
ketabe-۲-tarif-az-sosyalism.PDF --------------------------------- هل دریپر
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%84_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%B1

default

آذر عزیز

ahosseini


مشکلات اجتماعی در تمام ابعادش از دو نفر تا دوصد ملیون نفر راه حل اجتماعی طلب میکند.

ما بایداز تاریخ درس بیاموزیم  و از تکرار شیوه های سنتی که عملا کار به جایی نمی برد پرهیز کنم.

مشکل در انتخابات آزاد نیست. مشکل اساسی آزاد نبودن انتخابات است. درجه آزادی انتخابات را میزان قدرت و پشتوانه مالی تایین میکند.

امروزه اکثر جریانات مارکسیسی سنتی به شیوه کالت های مذهبی و مافیایی اداره میشوند. این جریانات خود را نماینده فکری طبقه کارگر و زحمتکش میدانند و به شیوه ای سنتی تلاش می کنند تا طبقه کاگر و زحمتکش جامعه رامتقاعد کنند تا هژمونی آن ها را بپذیرد. این جریانات چنین وعده میدهند که اگر به قدرت برسند بهشت برین ایجاد خواهند کرد.از یک قرن پیش رفیق لنین, استالین ومائو چنین وعده هایی رادادند و چنان جهنم هایی را ایجاد کردند.

تا زمانی که ما به شیوه های سنتی ادامه دهیم نه تنها ما توانایی رقابت با چنین کنفرانس هایی را نخواهیم داشت بلکه به یک سوپاپ اطمینان نیز بدل خواهیم شد.

بنظر من ما باید در این کنفرانس ها حضور پیدا کنیم و شیوه های غیر دموکراتیک این کنفرانس ها را به چالش بکشانیم. 

حکومت  شورایی تشکیلات شورایی (نه کالت مافیایی) را طلب میکند.

حرم تشکیلاتی می بایست از قاعده به راس و نه به شیوه های سنتی از  راس به قاعده اداره شود.

چنین شیوه ای سنگ اول بنای سوسیالیسم است.

رهبران باید بیایند و بروندو نه اینک در آن بالا بشینند و جا خوش بکنند. و اینکه صاحب مغازه شنوند.

اگر چنین شیوه ای را می پسندید مرا نیز خبر کنید تا با جان و دل به شما بپیوندم. 

Believe in a democracy that leaders and representatives are controlled by members at all times.


Ashk Dovom

هفت درو بستی نمکی, یه درو نبستی نمکی

Ashk Dovom


 تقریبا همه حرفاتو قبول دارم. واقعا تحلیلت در مورداوپوزیسیون حرف نداره.  ولی مثل یک طبیب حاذق که درد بیمارش رو تشخیص میده ولی عوض مداوا براش سیانور تجویز میکنه شما هم ملت رو حواله میدی به کمونیسم و پرولتاریا و اینجور خزعبلات ومهملاتی که سالهاست ریش در آورده. حیف نیست از این قلم و این قدرت تحلیل که اینجوری مضمحل بشه؟ میخوای مردمو از چاه در بیاری بیاندازی توی سیاه چال کمونیسم؟ حیف حیف حیف