معمار عشق


Share/Save/Bookmark

معمار عشق
by Mahmoud Seraji
12-Mar-2010
 

‌ای گل تکوین همه از آن تو
جنبش هر ذره‌ به فرمان تو

پاک و منزه ز قیاس و خیال
فخر و بزرگی و شکوه و جلال

آنچه نگنجد بخیالم توئی
بر همه اجسام مثالم توئی

آتشی افتاده به جان و دلم
زینهمه حیرت که شده حاصلم

راز محبّت بمن آموختی
شعله زدی جان مرا سوختی

حکمت گفتن به زبانم زدی
قفل تکلم به دهانم زدی

‌ای تو همه من سخن اغاز کن
قفل سکوت از لب من باز کن

خواهم از این جام لبی تر کنم
شطح تو را معنی دیگر کنم

خواهم از این دام قضا پر کشم
پر کشم و برّ همه جا سر‌ کشم

پر کشم آنجا که بغیر از تو نیست
گم شوم انسان که ندانند کیست..

کوه شوم در دل یک ذره ای
بحر شوم در تن‌ یک قطره ای

محو شوم در تو بدانسان که من
نشنوم از غیر تو صوت و سخن

پر شده از چون و چرا‌ها دلم..
زینهمه اسرار چرا غافلم؟

غرقه اسرار نهان گشته ام
محو چنین حیرت از آن گشته ام

طرفه سوالی‌ که مرا در دل است
پای خرد نیز مرا در گل است

همسری ذره‌ و کیهان ماست
مو به تنم راست از این ماجراست

مانده بدل این سخنم بی‌ جواب
ذره‌ کجا و صفت آفتاب؟

در دل یک ذره‌ چه‌ها کرده ای؟
چرخه و زنجیره بپا کرده ای

گردش یک ذره‌ نگر در حیات
مانده در او گردش یک کاینات

گر بشکافی دل ذرات را
نفی تو مثبت کند اثبات را

آنچه به افلاک به گردش بود
در دل یک ذره به چرخش بود

آنچه به یک ذره نهان گشته است
در همه افلاک عیان گشته است

آنچه به افلاک همایش دهد
گردش یک ذره‌ نمایش دهد

کیست در این گستره معمار عشق
غیر تو‌ای نقطه پرگار عشق؟

کیست کز او برّ همه عالم مدام
گردش و چرخش همه در یک نظام

ناظم زنجیره این چرخه کیست؟
عامل پیدایش این چرخه چیست؟

عشق به صد طعنه چنین گفت راز:
کرد مرا معنی‌ این نکته باز

ذره‌ ز خورشید ندارد فراق
این دو بود تا بابد هم ایاق

ذره‌ که هرگز نبود در حجاب
قدرت او نیست کم از آفتاب

حجم جهان نیست بجز غره ای
کلّ جهان نیست بجز ذره‌ ای

تا که رسیدی به خط انتها
نیک نظر کن که بود ابتدا

مقصد ما فاقد بعد و فضاست
آنچه که محدود بود عقل ماست

ذره چو بر خواست رها میشود
مبدا ما مقصد ما میشود

آنچه طفیل است همان جسم ماست
مانع وصل من و ما اسم ماست!

ور نه من و تو همه یک ذره ایم
باطن دریا و ولی قطره ایم

گرچه که خردیم، کلانیم ما
ما ز خداایم و همانیم ما....

عشق به دنبال سخن باز گفت
باز چنین نکته‌ای از راز گفت

ما ز کجا ریشه گرفتیم و اصل؟
ریشه بود بر تنه اصل، وصل!

ذره‌ چو از هسته جدا میشود
چون به خود آید چو خدا میشود

اوّل و اخر همه از ذات اوست
هر چه که بینی‌ همه آیات اوست

جوشش عشق است که جان میدهد
هستی و مستی به جهان میدهد

محمود سراجی
م س شاهد
www.mahmoudseraji.com


Share/Save/Bookmark

Recently by Mahmoud SerajiCommentsDate
ترانه های فراق ۸
18
Nov 27, 2012
ترانه های فراق ٧
23
Nov 21, 2012
ترانه های فراق ٦
16
Nov 15, 2012
more from Mahmoud Seraji
 
armin_abdehou

  ذره‌ چو از

armin_abdehou


 

ذره‌ چو از هسته جدا میشود
چون به خود آید چو خدا میشود

 

درود بر معمار عشق

یکی از بهترین ها و زیباترین ها

را خواندم

 

ذره چو بر خواست رها میشود
مبدا ما مقصد ما میشود

 

الحق که کلامتان نور است

و بر اندیشه می تابد

 

با عشقی بیکران به استاد و عارفِ وارسته ، جنابِ سراجی

 

آرمین عبدهو

 

 

 


Chupaun

طرفهسوالی?

Chupaun


"Torfeh" means "new."

 So it means:

New question in my heart that the mind can't find the answer to.

Reference to seeking enlightenment thru love as opposed thru mind in the tradition of Sufism always persecuted by authorities for seeking the meaning of life.


moj101

معمار عشق

moj101


Can't get any more beautiful than this...... Lovely poem, so true, so real, so very close to the heart!!!  Thanks for sharing this with the world!!!  Anyone who is unable to read Farsi is missing out on some of the most beautiful poetry ever written...


Multiple Personality Disorder

طرفهسوالی?

Multiple Personality Disorder


What does that mean?


Piyalechi

نوش...

Piyalechi


یاران،

نوشانوش و نوش…

که چون ارشمیدس باهوش!

که برهنه شد دیده در آفاق

با فریاد و آبروریزی و جوش و خروش!

برون از خزینه مسئل و اسئال

پرید و دوید

بدون لُنگ و یا هیچ چیزی روش!

که یافتم ایهالناس،

نوش…

مهربانان، یافتم…

آی که چه و چجوری یافتم،

آن آشکار نشانِ

ضمیر من مغشوش…

همان موقع،

همان وقت،

همان دم…

که حِق حقه های گریه،

و قَه قهه های خنده،

همان یک و یکدیگر و یکسانند.

نوش…

همان آن و همان وقع است،

روحا

که خود و او را

با حزن و شعف

چون عرفات

چون که یافتم

خواهی یافت…

بنوش…

حکم راستی مست می را،

می گفتی،

ای صنم… نوش…

پس حالایمان نشان،

از دُرِّ روانت،

نوش…

دُرّتِ اشک روان حکایت،

به دیدارگه شمع و باده را

ای فروزان نور روز

که دانسته ای و دانی

همه آن که گفته ام

و نه هنوز…

نوش…

http://negahi.com/wordpress/?p=1209#comment-3496


Jahanshah Javid

Delamo Bord

by Jahanshah Javid on

جوشش عشق است که جان میدهد
هستی و مستی به جهان میدهد


Arash Monzavi-Kia

دلنشین

Arash Monzavi-Kia


به مثال "زهره و منوچهر"


Kooshan

بسیار زیبا و دل انگیز!

Kooshan


 

ای که تو‌یی‌ مونس تنهاییم

برّ تو گشاده همه رسوأییم

دیده گشودم ز تمنای وصال

با کرم ‌و لطف ببخشیدیم آزادیم

 


mina64

powerful

by mina64 on

پر شده از چون و چرا‌ها دلم..

زینهمه اسرار چرا غافلم؟


شعری بسیار زیبا و پرقدرت که از اسرار نهفته صحبت میکند و انسان را به فکر وامیدارد.. Loved it 

 


Minoospellerberg

Minoospellerberg So

by Minoospellerberg on

Minoospellerberg

So beautifull and profound.  Love it.   

آنچه نگنجد بخیالم توئی
بر همه اجسام مثالم توئی

آتشی افتاده به جان و دلم
زینهمه حیرت که شده حاصلم


Chupaun

Nice....

by Chupaun on

آنچه به یک ذره نهان گشته است
در همه افلاک عیان گشته است

آنچه به افلاک همایشدهد
گردش یک ذره‌ نمایش دهد

Beautiful Erfani poem.  This is quantum physics in poetry - Powerful.


میرزاقلندر

میرزا، همه گوش؛ میرزا، همه چشم

میرزاقلندر


آفرین بر استاد، آفرین...