نشسته ام فقیرانه تا زمان ره گذرد
میطلبم صبر از یار که مستانه رود
مگر غزلی کفاف این سختی شود
چشم یار قولی و لبش راهی دهد
که این دست گدائی را پس ندهد
برای محبتی که از کسی کم نشود
اورنگ شاهی چه ثمر ی تا اشتهائی نباشد
راز میخانه چه حیات اگر ساقی بیمدارا باشد
فال حافظ خبر این سفر داده بود
که رندان عاشق را صبری نا تمام لازم بود
اورنگ dec 2008
| Recently by Orang Gholikhani | Comments | Date |
|---|---|---|
هم کوچه | 4 | Nov 25, 2012 |
نوازش پرستو | 2 | Nov 18, 2012 |
نیمکت | 3 | Nov 11, 2012 |