Another chance for Behnam Zare

SCE Campaign
by SCE Campaign

Faced with the worldwide condemnation of imminent execution of Behnam Zare, Iran's head of judiciary Ayatollah Shahrudi ordered Behnam's file to be sent back for negotiation with the family of the alleged victim. This is the second time that Shahrudi is sending the case for mediation. Iran's Islamic sharia law leaves the final decisions of life or death of those condemned to death to the family of the victims (Ghisas). The file was sent to division of enforcements for execution after Shahrudi's final permit to execute, however faced with the international outrage Ayatollah Shahrudi retracted his initial execution permit and ordered another mediation.

Nazanin Afshin-Jam and Stop Child Executions wish to thank Behnam's attorney Mohammad Mostafaei, United Nations High Commissioner for Human Rights for their immediate response and their efforts through the Geneva office, Amnesty International and its members, president of European Union, authorities in India, international news agencies, international committee against executions, internet websites and bloggers, SCE volunteers and supporers and 100's of human rights advocates inside and outside Iran for the letters sent to Ayatollah Shahrudi and Iranian authorities. Together we will abolish the inhumane and illegal practice of child executions in Iran and worldwide once and forever.

To read more about Behnam Zare visit


more from SCE Campaign
Azarin Sadegh

Such a wonderful news.

by Azarin Sadegh on

Dear SCE,

Such a wonderful news!

A few weeks ago, someone had added the famous poem of Hamid mosaddegh as a comment on my blog. It reminded me of my own "good" old days, when I still believed --childishly -- I could change the world,... Alas!

Today, after reading about this news and the successful result of your hard work, i am starting to think and to hope that maybe after all, it is still possible to change the world.

با من کنون چه نشتنها ، خاموشیها
با تو کنون چه فراموشیهاست
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشویم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
از برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
دشتها نام تو را می گویند
کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از تو
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور ؟
و جدایی با درد ؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور ؟
سینه ام اینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این اینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشیها
با من کنون چه نشستها ، خاموشیهاست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فرانموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند