دلایل حمله چنگیز مغول و چیرگی بر ایران از دیدگاه احمد کسروی


Share/Save/Bookmark

meganima
by meganima
02-Sep-2007
 
"اسلام چون به ایران چیرگی یافت، یکی از
تاثیرهای آن در ایرانیان افزودن به حس دلیری و جنگجویی بود. ایرانیان خود
مردمی جنگی بودند و اسلام نیز جنگ و مردانگی را به همه بایا می گرداند و
از اینرو در قرنهای نخست اسلام در ایران، این حس بسیار نیرومندی بود. اگر
کسانی تاریخ ایران را در قرنهای سوم و چهارم هجری جستجو کنند، در آن قرنها
از یک سو در ماوراءالنهر دولت سامانی برپابود که همیشه با ترکان جنگ و
ستیز می داشت و به گفته استخری همیشه سیصدهزار تن سوار در مرز آماده
میایستادند. همین استخری می نویسد: من به هر خانه ای از دهگانان می رفتم
یک شمشیری آویخته از دیوار و یک اسبی بسته در اصطبل می دیدم. از سوی دیگر
دلیران دیلم از کوهستان خود پایین آمده هر یکی در گوشه دیگری بنیاد
فرمانروایی می نهاد و خاندان بویه تا بغداد پیش رفته خلیفه را از زیردست
خود میگردانیده. پس از همگی سلطان محمود غزنوی به هندوستان تاخته شهرها
میگشاد و تاراجها میآورد. با این حال جنگجویان ایرانی بیکار مانده، دسته
دسته بیرق افراشته، برای شرکت در جنگ مسلمانان با رومیان به آسیای کوچک
میشتافتند. یک سال را ما در تاریخ میابیم که تنها از خراسان هشتادهزار تن
به آسیای کوچک میشتافتند. ببینید حس جنگجویی تا چه اندازه بوده! ببینید
غیرت چگونه فزون میآمده و سرشاری مینموده!"

"تا آغازهای قرن پنجم
ما اینرا میابیم ولی سپس چون به آغاز قرن هفتم میرسیم به یکباره وارونه آن
را میبینیم. به یکباره ایران را از غیرت و مردانگی تهی میابیم. زیرا در آن
هنگام است که میبینیم چنگیزخان به ماوراءالنهر آمده و چهار سال کشتار کرده
و با این حال در ایران تکانی پیدا نشده. درآن هنگام است که میبینیم یمه و
سوتای دوتن از سرکردگان مغولی با سی هزار سوار از جیحون گذشته از خراسان
کشتارکنان پیش آمده تا مازندران و عراق و آذربایجان و قفقاز مردم را کشته
و شهرها را تاراج کرده از شمال دریای خزر به لشکرگاه خود پیوسته اند.
دریغا این بی دردی و درماندگی چه بوده!؟..."

در آن دو قرن از قرن
پنجم تا هفتم هجری "در ایران چند رشته بدآموزیهایی رواج یافته که در نتیجه
آنها جنگجویی و مردانگی جای خود را به بی دردی و بی غیرتی داده. یکی از آن
بدآموزیها صوفی گری، دیگری باطنی گری و دیگری خراباتی گری بوده."

"میدانیم
کسانی باور نکرده خواهند گفت: مگر بدآموزی هم مردم را به بی غیرتی
وامیدارد؟!...میگویم: مگر نمیدانید که سرچشمه همه کارهای آدمی مغز اوست، و
مغز نیز تابع اندیشه هایی است که در اوست؟!... یک تن خراباتی که جهان را
هیچ و پوچ میشمارد و میگوید باید پروای گذشته و آینده نکرد آیا میتوان چشم
داشت که غیرت کندو در راه توده و کشور جانبازی نماید؟!... یک تن صوفی که
جهانی میانه دارد و درآن ستم و تاریکی و روشنایی و راست و کج نمیگذارد و
در آن جهان مالیخولیا خونخواران مغول را "خدا" میپندارند آیا میتوان امید
بست که شمشیری بگیرد و به جنگی بشتابد؟!..."

"... چون مغولان به
ایران آمدند به همه کیشها و برای هرکاری آزادی دادند... این به سود مغولان
بود که ایرانیان ستم دیده و آسیب یافته، خودرا با باده و چنگ و چغانه
سرگرم دارند و آن ستمها و آسیبها را فراموش کرده در اندیشه کبنه جویی
نباشند... این برای مغولها بسیار سودمند بود که یک دسته به مردم درس
میداده میگفتند: گذشته را فراموش گردانیده و به اندیشه آینده نیفتید و
تنها به آن کوشید که خوش باشید. میگفتند: هرچه به سر آدمی بیاید از خداست،
میگفتند: کوشش و تلاش سودی ندارد. اینان(خراباتیها) برای مغولان بهترین
یاورانی بودند که بیش از یک میلیون سپاه کار میکردند. زیرا مغولان که آن
همه خون در ایران ریخته و آن همه دختران را به بردگی برده و سپس به کشور
دست یافته... بودند، بسیار نیازمند بودند که ایرانیان گذشته را فراموش
کنند... همه کارها را از خدا دانسته و آسیبهایی را که دیده بودند از
سرنوشت شمارده، کینه چنگیز و هلاکو را از دل بیرون کنند."

یک جمله از این کتاب را دوست دارم دراینجا بیاورم. کسروی میگوید:
"یکی از چیزهایی که خرد را از کار می اندازد، و مغز را آشفته میسازد قرار گرفتن اندیشه های متضاد و ناسازگار است."


Share/Save/Bookmark

Recently by meganimaCommentsDate
Bhutto dies, Pakistan a step ahead to Democracy
4
Dec 29, 2007
Persian Gulf song by Ebi
-
Dec 22, 2007
Iran, Imperialism and Arms Trade
23
Dec 21, 2007
more from meganima