رنگ وان گوگ
by
Orang Gholikhani 31-Oct-2007
از کنار خاکستری یک کانال
دل نا رنجیم گرفت بال
آه چه غمگین بود آن قوی سفید
زیر آسمان کبود از آب پرید
--
باران آبی در انتهای شب شبنم شد
در زردی خورشید دهکده بیدار شد
باد رنگین کمان را به دشت قرمز کشید
درخت آشفته زیتون را بنفش کشید
آه برادر اینجا بهشت است
تنها تو به من ایمان داری
بهشت با بادی جهنمی
امان از زوزه این باد
این ناله به گوشم آویخت
از آن چگونه میتوان گسیخت
از آیند هم دیگر نمیخواهم گریخت
آه صدا خوابید و باد رفت
گرما دشت قهوه ای را به آواز آورد
عرق قطره قطره به صورتم میرقصد
این دیوانگی نیست
هیچ قلبی به این پر رنگی نیست
زندگی را به کاغذ چگونه کشید
سکوت چه رنگی دارد