Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

کبوتری پریده‌ام

کبوتری پریده‌ام
by Mahmoud Seraji
11-Jan-2010
 

به ره نشسته‌ای چو من، نترسد از ملامتی
ز جان گذشته کی‌ کند، هراسی از شماتتی

ز دست یار بی‌ خبر، که کرده سر به زیر پر
دگر به جان مختصر، نمانده استقامتی

کسی‌ که گشته مبتلا، ز جان و دل شود رها
بدون جان و دل مرا، چه وحشت از قباحتی

فراغت از ملامتم، چه باکی از شماتتم
بری ز هر ندامتم، چه باکم از ملامتی

نه زیر بار این و آن، نه ما سوار دیگران
نه بیم این نه شوق آن، نه منّت از جماعتی

به عاشقی که تا سحر، زند به جان و دل شرر
در این دو روز بی‌ ثمر، چه بیمی از نقاهتی

فغان ز آه سرد دل، امان ز سوز و درد دل
نمی‌ رسد به گرد دل، نه پند و نه بلاغتی

ز شمع روشنی که شب، رسانده جان ما به لب
که جان دهد میان تب، خطا بود شکایتی

دل از جهان بریده ام، غمش به جان خریده‌ام
کبوتری پریدهم، نترسم از اسارتی

مرا چو آن فرشته خو، ُکشد بدون گفت و گو
اگر رسد به آرزو، چه مرگ پر سعادتی

 

محمود سراجی - م س شاهد

Balatarin
Share/Save/Bookmark

Recently by Mahmoud SerajiCommentsDate
سرودهای ماندگار عشق - ۱۰
14
May 24, 2012
سرود های ماندگار عشق -۹
10
May 11, 2012
نقدی بر دیوان مزامیر عشق
8
May 07, 2012
more from Mahmoud Seraji

Source URL (retrieved on 05/26/2012 - 01:42): http://www.iranian.com/main/2010/jan-11

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | Archives | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ | Press Releases
© Copyright 1995-2010, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions