Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

پَردخته ز کین

Manoucher Avaznia
by Manoucher Avaznia
23-Jul-2008
 

مِه فرو ریزد به پای کوهسار

ژاله می روید به برگ و سبزه زار

خاوران آسمان روشن چو سیم

جانفزا گردیده دمهای نسیم

دیده گان چشمه ساران پر ز آب 

آبها در در جویباران پر شتاب

ابر باران خیز از مازندران

سایه گستر از کرانی تا کران

بوی مهری نو وزیده در هوا

خواهش پیوندها فرمانروا

عطر سنبل آمده بر بال باد

از دل شب تا کنار بامداد

انفس باد بهاری فتنه گر

خامۀ نقاش گیتی پر هنر

کاروان لحظه ها اندر گذار

حامل گل خنده های بی شمار

نای گرم مرغها آوازه خوان

دستهای ابر ها گوهر فشان

شعله ها رقصنده در امواج باد

دلرباییها کنند اندر چکاد

غنچه های نیمه باز صبح باغ

می درخشند همچو نور صد چراغ

دور دست آسمان گرگ و میش

می گشاید روزنی بر روی خویش

تا مگر روزی بزاید زان میان

کو درخشد بر زمین و بر زمان

جنگل اندیشه هایم رسته سبز

سینۀ آیینه سانم مهر ورز

عالم رؤیای من پر بار و بر

ضجۀ بومان غمگین بی اثر

دیدۀ خورشید خاور نور ریز

کِشتۀ دشت و دمن تصویر خیز

پا به پای گرمی یک خوش خیال

رفته ام از شور و حالی تا به حال

صخره ها در زیر پایم گشته نرم

زمهریر ماه بهمن گشته گرم

در میان واژه گان گُرد و دلیر

تیزتَک اندیشه ام نخجیر گیر

بامدادی شادمان، شورآفرین

این چنین پردخته روحم را زکین.

 

2005

اتاوا

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
)

Source URL (retrieved on 11/23/2008 - 09:03): http://www.iranian.com/main/blog/manoucher-avaznia-65

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions