Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

مرده ریگ سخن

Manoucher Avaznia
by Manoucher Avaznia
21-May-2008
 

"از خراسانم".

نفسی چند فتادم درین شهر فسون

پی تبعید خود انگیخته ای.

 

"لقمه نانی دارم"

حاصل کد یمین

که خورم با شادی

و گهی ناشادی

پس از آنکه ببرند شرطه و مستوقی و داروغه شهر

همره صاحبکار

به فراخورد هوس

هر یکی سهمی از آن.

 

و ندانی به چه لذت بخورند

حاصل رنج مرا.

 

کیسه ها دوخته بس ریز و درشت

که به یغما ببرند هستی من.

اشتها تیز نموده  زان پس

بهر بلعیدن یکپارچه خانه من

که گلو تر بکنند با شرکت

به حساب کَل و کاشانه من.

پس از آن مست و خراب و مدهوش 

از پس قایق توپدار و تفنگ

عزم خونریزی اقوام دگر جزم کنند.

 

ای دریغا! ای درد!

عرقم اندر کار

بهر آزردن انسان دگر؟

 

این دگر سوخته در آتش خشم

ژرفنای جگر و سینه من.

 

زین سبب داد زنم از سر درد

کز خراسانم

پخته در آتش خورشید و تب کار و ادب.

مرده ریگی دارم

مملو از گنج سخن

ونیاموخته ام درخُردی

رسم و آیین خَمُش ماندن را.

 

 بیست و یکم جولای

2004

اتاوا

 

 

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
)

Source URL (retrieved on 09/06/2008 - 21:01): http://www.iranian.com/main/blog/manoucher-avaznia-11

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions