Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

ساختار ارتش و ساواك در رژيم پهلوي

RedWine
by RedWine
05-May-2008
 

دكتر احسان نراقي

به نظر مي‏رسد در خارج از ايران هم شاه به جاي توجه به گزارشهاي مامورين سياسي بيشتر به گزارشهاي ماموران امنيتي و ساواك اهميت مي‏داده است. فعاليت ساواك در كشورهاي ديگر چگونه بود؟

كاملاً درست است زماني من در مورد امام موسي صدر مطالعه مي‏كردم و به نتايج جالبي دست يافتم سالها قبل من ايشان را براي شركت در كنفرانس اديان و صلح در پاريس از طرف يونسكو دعوت كردم. امام موسي صدر در فرانسه با من درد دل كرد كه اين آقاي قدر رئيس سازمان امنيت در لبنان چگونه رابطة او را با شاه به هم زده و اينكه شاه به او وعده داده بود كه پول كافي به او بدهد تا براي شيعيان لبنان بيمارستان بسازد. امام صدر به من گفت كه با شاه صحبت كردم و گفتم كه عربها به اهل سنت، اروپاييها و آمريكاييها به مسيحيان لبنان كمك مالي مي‏كنند و شيعيان سرشان بي كلاه است. شاه به او گفته بود هر چه بگوييد انجام مي‏دهم.

 به شاه گفتم اگر پول بدهيد براي شيعيان بيمارستان مي‏سازيم تا اينكه مقدمات اولية تشكيل دانشكدة پزشكي و بعد يك دانشگاه براي شيعيان ايجاد شود. اين پيشنهاد خيلي معقول بود اما قدر سعي كرد اين برنامه را منحرف كند و به هم بزند. او در برابر اقدامات امام موسي صدر تصميم گرفت به جاي بيمارستان چند درمانگاه بسازد. ضمناً اصرار داشت كه اسم شاه را روي آنها بگذارد. امام موسي صدر مخالف بود و اينگونه استدلال ‏كرد كه كدام يك از كمكهاي خارجي اينگونه است؟! معني ندارد كه اسم شاه روي بيمارستان يا درمانگاه گذاشته شود. اين درست نيست. قدر از اين مسئله سوءاستفاده كرد و همه را براي صدر پرونده ‏سازي كرد.

 من تعجب كردم كه صدر چگونه تلاش كرد و رفت 5 سفير را در آن منطقه ديد. من خودم با عباس نيري و احمدعلي بهرامي كه هر دو مدتي سفير ايران در مراكش، شاپور بهرامي در مصر و فريدون موثقي در اردن صحبت كردم. بنده ديدم كه صدر رفته با هر 5 سفير در سنوات مختلف صحبت كرده و همين حرف را زده است. اول رفته پيش شاپور بهرامي و او هم متعاقب اين ديدار به شاه نامه و گزارش داده است. شاپور بهرامي در صحبت با من اين ديدار را به طور كامل وصف كرد امام موسي با ديگر سفرا هم اين كار را كرد ولي تعجب من اين است كه شاه به گزارش هيچ كدام از سفرا ترتيب اثر نداد و تحت تاثير قدر بود. كنجكاوي خود  را دنبال كردم و با بسياري از رجال در لبنان و اروپا كه روزي در سفارتخانه‏ هاي ما در منطقه بودند صحبت كردم. همة سفرا اظهارات امام موسي صدر را در مورد قدر تاييد كردند.

 حتي يك بار با اردشير زاهدي كه مدتها وزير امور خارجه بود در اين مورد صحبت كردم. او هم ضمن اشاره به ويژگيهاي زشت قدر، نظر سفرا در اين مورد را تصديق كرد. پس از تحقيقات به اين نتيجه رسيدم قدر يك فرد ناقلا، بي پرنسيب ولي حقه ‏باز و باهوشي بوده كه در اتاق كارش يك مامور ساواك گذاشته كه تمام اخبار ايران را گوش مي‏داده و هر جا اسم اعليحضرت بوده آن را يادداشت كرده و فردا به قدر مي‏داده.

 مثلاً اعليحضرت در مسافرت به زنجان در ملاقات با مسئولين گفته بود شما براي سوخت نانواييها چرا از گازوئيل استفاده نمي‏كنيد. بلافاصله روز بعد قدر به شاه گزارش مي‏داد كه قربان طبق تحقيقاتي كه من در مورد كشورهاي ديگر كرده‏ام اين كشورها همه از گازوئيل استفاده مي‏كنند و نكته ‏سنجي اعليحضرت چقدر بجاست.

در هر موضوع ديگر كه باز شاه صحبت مي‏كرد، به همين ترتيب آناً قاپ شاه را مي‏دزديده است و به اين صورت اعتماد شاه را نسبت به خود جلب مي‏كرده است. ضمناً قدر با يك خانوادة شيعي زد و بند زيادي داشته و با استفاده از روابطي كه داشته و زدوبندي كه با لبنانيها داشت يكي از افراد آن خانواده را به عنوان سفير راهي تهران مي‏كند. افراد آن خانواده (پدر و پسر) هر دو فاسد، اهل معامله و زدوبند و حقه ‏بازي بودند.

 “ سفير در تهران دو خواهر داشت كه هر دو از وجاهت برخوردار بودند. او خواهران خود را به طور مرتب براي آقاي علم مي‏فرستاد و علم هم كه خوش ذوق و اهل عشرت بود به اين كارها مشغول شد به اين ترتيب از طريق زن قاپ علم را هم دزديد. اين هم اقدام ديگري بود كه قدر استفاده كرد تا نظر شاه را نسبت به خود جلب كند. قدر اول مامور ساواك بود. پس از مدتي به سمت سفير ايران در اردن منصوب شد. سپس روابطي با علم و ديگران به هم زد و آنان را تحريك كرد تا براي سفارت لبنان اقدام كنند. معاونان خلعتبري برايم تعريف مي‏كردند كه خلعتبري در ملاقاتي به شاه گفته بود لبنان موقعيت خاصي دارد و در خاورميانه حكم چهارراه را دارد پيشنهاد مي‏كنيم كه قدر را به لبنان بفرستيد.

شاه گفته بود آن اندازه مهم است كه مي‏خواهيد قدر را بفرستيد. او با حقه ‏بازي توانست قاپ شاه و علم و خيلي ديگر از مقامهاي بالاي كشور را بدزدد. بنده اعتقاد دارم كه شاه پس از سال 42 كلية امور مربوط به روحانيون قم را به ساواك سپرد. همچنين امور مربوط به كشورهاي مصر، سوريه، عراق، اردن و لبنان را هم به ساواك سپرد و كلية گزارشهاي مربوط به اين كشورها كه از سوي وزارت خارجه تهيه مي‏شد مي‏بايست از طريق همين قدر و ساواك رسيدگي مي‏شد.

---

http://iichs.org/index.asp?id=327&doc_cat=8 [1]

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
)

Links:
[1] http://iichs.org/index.asp?id=327&doc_cat=8


Source URL (retrieved on 11/23/2008 - 07:14): http://www.iranian.com/main/blog/redwine-206

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions