from: iranianuk.com [1]
ايرج پزشكزاد، بيشك يكي از نامداران طناز ادبيات ايران است؛ خالق اثر جاودانهي داييجان ناپلئون كه حتي پيش از ساخت مجموعهي تلويزيوني مشهور ناصر تقوايي عزيز هم، شش بار تجديد چاپ شده بود.
بسيار متأسفم كه اين افتخار ملي و چكاد ادبيات ايران بايد سالهاي انتهايي عمرش را در خارج از وطن بگذراند، چرا كه مديران فرهنگي امروز ايران، افرادي چون صفار هرندي هستند كه بيشتر به درد همان دادگاه تفتيش عقايد شريعتمداري در كيهان ميخورند تا طلايهدار فرهنگ در كشوري كه بيش از پنج هزار سال تمدّن را يدك ميكشد.
پزشكزاد در فرازي از اين مصاحبهي ماندگار با بيژن فرهودي – كه به دليل استقبال بينندگان در دو روز متوالي ابتداي هفته جاري ادامه يافت – در اعتراضي نرم به فرهودي متذكر شد: شما چرا فقط ردپاي سانسور را در رژيم كنوني ميجوييد؟!
فكر ميكنيد در دورهي محمّدرضا شاه ما سانسور نداشتيم؟! و بعد خود اضافه ميكند كه قصه سانسور عقيده و كتاب، قدمتي طولاني در اين كشور دارد.
او حتي با اشاره به انتشار چند كتاب جديدش در تهران، يادآور شد كه برخي از موضوعات مطرح شده در اين كتابها ممكن بود در رژيم گذشته سانسور شده و اجازه انتشار نيابد!
و امّا آن دو درس!
درس اوّل را بايد آقاي ضرغامي بگيرد كه چگونه در يك رسانه دولتي، وقتي مهمان برنامه عقيدهاي بر خلاف گردانندگان صداي آمريكا مطرح ميكند، اجازه ادامه صحبت به وي داده ميشود و مانند ماجراي شب شيشهاي – بخصوص در هنگام حضور سيروس گرجستاني – به يكباره برنامه را قطع نميكنند!
درس دوم به گردانندگان صداي آمريكا كه يادشان باشد مردم ايران و پدران ما آنقدر ساده و يا _خداي ناكرده – جاهل نبودند كه بيدليل بر عليه رژيم ستمگر و ديكتاتورمآب پهلوي قيام كنند.
لطفاً بيش از حد، از آن دوران به نيكي ياد نكنيد و به فهم و شعور مخاطب خود احترام نهيد.
---
Links:
[1] http://www.iranianuk.com/article.php?id=27587
[2] http://www.iranianuk.com/article.php?id=27587