Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

لرزه های تن تو

لرزه های تن تو

تمام تنت را طی می کنم

by hadi khojinian
15-Apr-2008
 

هیچ می دانی وقتی به تو فکر می کنم
پیراهن روحم را از تنم بیرون می کنم
تا به تو بیاویزم من
لبان صورتی ات را به دهانم می دوزم
ودر جسم تو حل می شوم
تا تنمانمان در هم دوخته شود
هیچ می دانی وقتی پستان گرم ترا می فشارم
در گودی دستانم شیر گرم پاشیده می شود
و از این همه گرمی تنم داغ می شود
استکان و نعلبکی را از روی تاقچه بر می دارم
و سر می کشم شیری را که از پستان تو بیرون می ریزد
ملحفه سپید مچاله مانده بر روی تخت را
به روی سینه ات می کشانم
تا عطر تن تو ماسیده بماند در لابلای تاروپود ملحفه
تنهایی من و تو
کرکره قهوه ای بالای پنجره را به روی
آفتاب می بندم تا هیچ نوری
به جز نور چشمان بی قرار تو
بر اتاق نپاشد
تمام در های خانه را می بندم
تا هیچ منفذی
به جز منفذ نگاه تو
به حریم خانه تجاوز نکند
می دانم که تو می دانی
که بر من چه گذشته است
تمام تنت را طی می کنم
تا هیچ راهی
به جز راه تو بر من
هویدا نباشد
در خانه را می زنند
بگشایم در را
یا نه

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
  • Experimental
  • Diaspora
)

Source URL (retrieved on 10/10/2008 - 17:22): http://www.iranian.com/main/2008-146

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions