یکی از ویژگیهای روشنفکر این است که نسبت به همه چیز شک میکند. اما یک فرد مذهبی خیلی از ارزشهای انسانی را باور دارد، بدون هیچ شک و بدون هیچ پرسشی. حالا این سوال پیش میآید که یک «روشنفکر مذهبی»، چه ویژگیهایی میتواند داشته باشد؟ چه حضور اجتماعی میتواند داشته باشد و این اصطلاح با توجه به ویژگیهایی که بین روشنفکر و فرد مذهبی در مفهوم و تعریف جهانی آن وجود دارد، آیا معنی دارد ؟
رامين جهانبگلو: من خودم دربارهی این موضوع خیلی بحث داشتم با روشنفکران دینی ایران و همانطور که همیشه گفتم، فکر میکنم که شما نمیتوانید دربارهی روشنفکری دینی صحبت بکنید، والا مجبور هستید دربارهی نقاش دینی یا پیانیست دینی هم صحبت بکنید که بیمعنی است اصلا. یعنی چه که یک کسی نقاش دینی است؟ من فکر میکنم که معنویت بسیار امر مهمی است در تاریخ بشری و اصولا در زندگی بشر خیلی نقش مهمی دارد. برای اینکه معنا میدهد به زندگی او و یک نوع جستجوی معناست و روشنفکران به دنبال جستجوی معنا هستند. ولی اگر روشنفکری بیاید و خودش را درگیر یک نوع ایدئولوژی دینی بکند و از قبل بگوید که من در حقیقت مفاهیم اجتماعی یا مفاهیم فکری را میخواهم در این یک قالب فقط ببینم و نه در قالبهای دیگر؛ من فکر میکنم به یک نوعی از توسعه فکر نقادانه جلوگیری کرده برای خودش و برای دیگران. او به نوعی نمیتواند فراسوی مسائل را ببیند. یا مجبور میشود که همیشه آن مسائل را در قالبی که میخواهد فقط ببیند. و آنجا من فکر میکنم که روشنفکری باید یک حقیقتجویی آزاد باشد، بدون اینکه بگوید من به هیچ حقیقتی دست پیدا کردم و مطلق کردم آن را. وقتی یک حقیقتجویی مستمر و آزاد باشد، آنجاست که روشنفکری میتواند نقادانه باشد و روشنفکری میتواند متحول باشد و روشنفکری میتواند کمک کند به پیشرفت تاریخ بشر.
http://www.newsecularism.com/2008/0408-B/041408-Ramin-Jahanbeiglu.htm