چرچيل نخست وزير وقت انگلستان در اين روز در سال 1941 (18 فروردين 1320) دستور انتقال يك لشكر از هندوستان آن کشور را به بصره داد.
بهانه اعزام اين لشكر كه عده نفرات آن به چهار هزار تن هم نمي رسيد محافظت از حوزه هاي نفتي بيان شده بود، ولي در واقع، ماموريت اين نيرو اشغال نظامي ايران در فرصت مناسب بود؛ زيرا كه دولت تهران عميقا متمايل به آلمان شده بود و ديكته هاي لندن را مانند گذشته نمي نوشت.
چرچيل از دو جهت هراس داشت؛ يكي سقوط شمال آفريقا و رخنه نيروهاي آلمان به شرق سوئز و ديگري عبور نيروهاي آلماني از قفقاز و سرازير شدن به مناطق نفتي خاورميانه و تصرف منطقه با كمك ارتش ايران.
چرچيل مي دانست كه تصرف خاورميانه توسط آلمان، بدون كمك ايران امكان پذير نخواهد بود، و به اين دليل ايران را هدف قرار داده بود و به تطميع و خريد برخي مقامات نظامي و سياسي ايران و اطرافيان رضا شاه دست زده بود تا در اقدام نظامي انگلستان، ارتش ايران كه براي تجهيز آن 20 سال سرمايه گذاري شده بود وارد عمل نشود.
چرچيل در همان زمان در پارلمان انگلستان گفته بود كه بدون موافقت و همراهي ايران، و يا وجود يك ايران ضعيف و ناآرام، هيچ قدرتي نمي تواند برخاورميانه و حتي آسياي جنوبي مسلط باشد.
«تاريخ» نشان كه چهار ماه و دو هفته بعد (شهريور 1320) لشكر اعزامي چرچيل از هندوستان، پس از مرخص شدن خائننامه سربازان پادگانهاي ايران، بدون برخورد با مانع چشمگير وارد ايران شد و در اشغال «ايران بي دفاع!» مشاركت جست.
---
www.iranianshistoryonthisday.com/FARSI.ASP?u=&HD=18&HM=1&I1.x=32&I1.y=12 [1]
Links:
[1] http://www.iranianshistoryonthisday.com/FARSI.ASP?u=&HD=18&HM=1&I1.x=32&I1.y=12