من در شمال ايران ، در شهر رشت زندگي مي كنم و از وقتي بچه بودم تا همين حالا كه تازه چند ماهي ست از رشته ي روزنامه نگاري فارغ التحصيل شده ام ، هميشه دوست داشتم بدانم چرا در مورد مردهاي رشتي جوك درست مي كنند و به آنها بي غيرت مي گويند
براي پيدا كردن جواب ، با خيلي ها حرف زدم مثلا وقتي در تهران دانشجو بودم با همكلاسي هايم در اين مورد صحبت مي كردم و مي ديدم آنها هم به بي غيرتي رشتي ها اعتقاد دارند و از اينكه من را مسخره كنند لذت مي برند! راستش من از اين رفتارشان اصلا ناراحت نمي شدم چون آن ها را در بيان صحبت هايشان آزاد مي ديدم و لذت مي بردم از اينكه با حرارت به ابراز عقيده شان مي پردازند و به عنوان يك تهراني احساس غرور مي كنند
وقتي بيشتر در مورد شهرم خواندم فهميدم كه شهر رشت و استان گيلان هيچ وقت محل اسقرار قدرت سياسي نبوده و موقعيت توريستي داشته و مردم بقيه جاهاي ايران براي تفريح به اين شهر سر مي زدند. همين حالا كه من دارم براي شما مي نويسم سيزدهمين روز از تعطيلات عيد در ايران است و مسافران زيادي به رشت آمده اند و همه از انتخاب شهر رشت و استان گيلان راضي اند اما چه اتفاقي براي اين توريست ها مي افتد وقتي به شهر خودشان باز مي گردند؟ چرا آنها راجع به مردمان شهري كه دوستش داشته اند جوك هاي بي ادبانه براي هم تعريف مي كنند؟
نو گرايي ، تفريح ، شاد زيستن و حال كردن ، بخشي از وجود مردهاي ايراني ست و حس مالكيت نسبت به اعضاي درجه اول خانواده يعني خواهر ، دختر يا همسر ، بخشي ديگر! آنها هم مي خواهند به شيوه يغربي تفريح كنند اما از ناموس شان به سبك شرقي محافظت كنند. اين ساده ترين جوابي ست كه من براي سوالم پيدا كرده ام
سياوش بري راني
سيزده فروردين هشتاد و هفت