توانا بود هرکه دانا بود
شک و تردید بهر عشاق بود
در ره دانا شدن توانم برید
در زندگی ، یار جانم خرید
هرچه از حقیقت دانستم
دلم را شکست
هر چه از راستی گفتم
دلها را شکست
دانستم که دروغ توانا ترست
روای دنیاست و من نمیتوانستم
گفت خواستن توانستن است
توانا که شدم دیگر خواستنش نبود