Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

مهاجرت، آرزوي بسياري از جوانان ايراني

RedWine
by RedWine
30-Mar-2008
 

FROM: iranianuk.com [1]

اين روزها خروج از كشور و سكونت در يك كشور خارجي براي خيلي ها يك آرزو شده است و شايد آرزويي دست نيافتني!

بيشتر افرادي كه سرزمين خود را ترك مي كنند و جايي ديگر را براي زيستن بر مي گزينند و البته در اين راه سختي هاي زيادي را نيز متحمل مي شوند، اغلب با يك هدف به دنبال اين آرزوي پرمشقت مي روند: "زندگي بهتر".

مهاجرت پديده اي جهاني است و بسياري از كشورها به طور مستقيم و غير مستقيم با آن دست و پنجه نرم مي كنند. برخي كشورها مبداء مهاجرت اند، برخي مقصد و برخي هر دو.

براي بسياري از مهاجرين ايراني معناي زندگي بهتر در "رفاه اقتصادي" خلاصه مي شود، چيزي كه آنان مي گويند در غرب هست و در ايران نيست. با اين حال دغدغه ي دوم اكثريت اين جوانان موضوع آزادي هاي اجتماعي است.

بنا بر گزارش كميسارياي عالي پناهندگي سازمان ملل متحد، آمار ايرانيان پناهجو در كشورهاي اتحاديه اروپا در سال 2004، 8800 نفر و در سال 2005، 7720 نفر بوده است.

اين جمله را "ميثم" 26 ساله مي گويد، كه فوق ديپلم برق دارد و به دنبال راهي ارزان است تا بتواند از ايران خارج شود. او كه اطلاعات زيادي در مورد مسائل مربوط به مهاجرت و پناهندگي در نقاط مختلف دنيا دارد و مي تواند مانند يك وكيل شما را راهنمايي كند، آخرين بار تلاش كرده است از طريق ويزاي تحصيلي از ايران خارج شود. اما در اين راه موفق نبوده است.

او مي گويد: " هزينه تحصيل در دانشگاه قبرس بسيار بالا بود، به همين دليل از رفتن منصرف شدم." با اين حال او قصد دارد اين بار با مراجعه به يكي از قاچاقچي ها، راه ديگري را براي رسيدن به آن سوي آبها تجربه كند.

او در توضيح علل خروجش از ايران مسائل زيادي را عنوان مي كند، از نبود آزادي هاي اجتماعي تا شرايط نامناسب اقتصادي.

بسياري از كساني كه قصد مهاجرت به يك كشور غربي را دارند، براي تحقق اين امر به قاچاقچي متوسل مي شوند. اين افراد پس از رسيدن به مقصد مورد نظردر زمره ي پناهجويان قرار مي گيرند .

هم اكنون افراد زيادي هستند كه با عنوان قاچاقچيان انسان، كار انتقال مسافران را به نقاط مختلف دنيا بر عهده دارند. افرادي كه نرخشان برمبناي چگونگي كارشان تغيير مي كند. برخي از قاچاقچيان مسافران را به صورت تضميني به مقصد مورد نظرشان مي رسانند. اين افراد كه اغلب مسيرهاي مشخصي را براي انتقال مسافر دنبال مي كنند بين 25 تا 35 ميليون تومان از مسافرانشان دريافت مي كنند و در صورت عدم موفقيت در كارشان، مبلغ گرفته شده را به مسافر باز مي گردانند.

"مهدي" 28 ساله كه به دليل داشتن پاسپورت جعلي به ايران دپورت شده است، اين روزها با مراجعه ي مكرر به اداره ي گذرنامه سعي دارد تا هر چه زودتر پاسپورتش را دريافت كند. مسافراني كه به اين دليل به ايران دپورت مي شوند، مي بايست حداقل 6 ماه انتظار بكشند تا مجددا پاسپورتهايشان را دريافت كرده و بتوانند از ايران خارج شوند.

مهدي در تشريح علت دپورتش، مي گويد: " در ويتنام، زماني كه قصد داشتم با يك پاسپورت جعلي به آلمان بروم بازداشت و به ايران بازگردانده شدم."

اين اولين بار نيست كه اين جوان 28 ساله از سوي ماموران فرودگاه بازداشت مي شود، وي كه مقصد نهايي اش كانادا است، قبلا نيزدو بار در هنگ كنگ و كنيا بازداشت شده است. در آخرين بازداشتش در ويتنام، پولهايش توسط ماموران پليس دزديده شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

او كه در تهران مغازه دار بوده است، مي گويد: " برنامه ريزي كرده بودم كه اگر دخل و خرج مغازه بگذرد تا 2 سال آينده بتوانم خانه اي تهيه كنم و زندگي تشكيل دهم، اما يكباره در عرض كمتر از يكسال قيمت خانه 10 برابر شد، با پولي كه من داشتم يك اتاق هم نمي دهند چه برسد به خانه."

او ادامه مي دهد: " حداقل چيزي كه در آنجا داري، آرامش فكري است، وقتي كار مي كني مي تواني زندگي راحتي داشته باشي، پس انداز كني، اوضاع اقتصادي مملكت ثبات دارد، هر روز نبايد نگران تحريم و قيمت دلار و اين جور چيزها باشي"

زندگي "اميد" نيز اين چنين است. اميد 23 ساله است و ديپلم دارد. او به همراه مادر و برادرش راهي شده بود. مادر توانست به مقصد برسد، اما دو برادر تاكنون 2 بار گرفتار پليس شده اند و بار آخر پاسپورت اميد ضبط شده است.

اميد مي گويد: " اينجا براي هر چيزي بايد بازخواست پس بدهي: براي موي بلند ، مانتوي كوتاه و ... مي خواهم بروم جايي كه آسايش باشد."

او در اولين بازداشتش در چين، 35 روز را در زندان شانگهاي زنداني بوده و دوران سختي را در آنجا گذرانده است.

مسيرهاي انتقال مسافر كه پس از حملات تروريستي 11 سپتامبر و به بهانه مبارزه با تروريسم بيش از گذشته تحت كنترل است، بيشتر از قاره ي آسيا و آفريقا مي گذرد. مسافران ابتدا از ايران به يكي از كشورهاي شرق آسيا برده شده و از آنجا راهي اروپا، آمريكا يا كانادا مي شوند. در اين ميان شانس مسافران زن براي رسيدن به مقصد بيش از مردان است.

آمار سازمان ديده بان حقوق بشر نشان مي‌دهد از سه دهه ي پيش‌، بالاترين آمار مهاجرت متعلق به زنان مهاجر است، به طوري كه حدود 200 ميليون زن و دختر جوان طي 3 دهه ي اخير دست به مهاجرت زده‌اند؛ اين آمار تا قبل از اين تاريخ، كمتر از نصف رقم فوق بوده است.

"مونا" دانشجوي سال آخر رشته ادبيات، كه سال گذشته در اولين تلاشش براي رفتن به كانادا موفق بوده و اكنون حدود 1 سال است در اين كشور زندگي مي كند، يكي از دختراني است كه با پرداخت 25 ميليون تومان به يك قاچاقچي توانسته است در كمتر از يك ماه خود را به خاك كانادا برساند. او اينك به عنوان پناهنده منتظر زمان تشكيل دادگاه است و از شرايط جديد زندگي خود كاملا راضي است.

مسافراني كه در نيمه راه شناسايي شده و بازداشت مي شوند، گاه مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. از تحقير و توهين گرفته تا بستن دست ها به ميله هاي سلول به مدت چند روز، حكايت برخي از افرادي است كه در ميان راه گرفتار پليس شده اند. دليل بازداشت همه ي آنان داشتن" پاسپورت هاي جعلي" است.

اين پاسپورت ها كه به همراه كارت شناسايي و شناسنامه به مسافران داده مي شوند، اغلب متعلق به شهروندان اروپايي است كه با تغيير عكسشان، در اختيار مسافران قرار مي گيرند.

البته همه ي متقاضيان اقامت در كشورهاي غربي راههاي غيرقانوني را براي اين كار انتخاب نمي كنند. هم اكنون بسياري از افراد كه عمدتا طبقه ي مرفه جامعه را تشكيل مي دهند، با فروش كليه ي اموال خود، با استفاده از قوانين مربوط به مهاجرت قصد اقامت در كشورهايي چون كانادا، آمريكا و استراليا را دارند.

متقاضيان مهاجرت را مي توان به 2 دسته كلي تقسيم كرد:

1. افرادي كه به دنبال رفاه اقتصادي بار سفر مي بندند؛ آنها عمدتا از قشر پايين جامعه هستند و با توسل به روشهاي غيرقانوني قصد اقامت در كشوري را دارند.

2. افرادي كه به دنبال آزادي هاي اجتماعي، سياسي، امنيت و .. قصد سكونت در كشوري ديگر را دارند.

در اين ميان هر چند كفه ي ترازو به سمت گروه اول سنگيني مي كند، اما موضوع آزادي هاي اجتماعي نيز دغدغه ي بسياري از جوانان امروز كشور است.

طبيعتا همه ي ماجراها به خوبي تمام نمي شود و همه ي مسافران هم به مقصد نمي رسند. در اين ميان كساني هستند كه خود را به قاچاقچيان سپرده اند و در ميان راه رها شده اند. عده اي مرده اند و عده اي ديگر با هزاران مشقت خود را به جايي رسانده اند و در همان جا ساكن گشته اند. اين دسته عمدتا افرادي را شامل مي شود كه با هزينه هايي كمتر راهي سفر شده اند و از طريق را ه هاي زميني قصد رسيدن به مقصد را داشته اند.

اين گروه از مهاجران، بيش از سايرين در معرض خطرات جاني قرار دارند و تاكنون نيز بارها در اخبار و يا روزنامه ها گزارشات مربوط به كشته شدن آنان در ميانه ي راه را خوانده ايم.

"مسعود" 34 ساله كه در سال 2000 از ايران خارج شده و اكنون در انتظار دريافت اقامت در انگليس به سر مي برد، روايت تلخي از سفر دارد. او كه حدود 9 ماه در راه بوده است، مي گويد: " دو هفته در جنگلهاي بوسني بوديم بدون هيچ گونه امكاناتي." دست آخر او روي قطار در حال حركتي پريده است و به اين شكل موفق شده خود را به مقصد برساند.

چند سال پيش تلويزيون ايران جنازه هاي 12 دختر و پسر را نشان داد كه جايي ميان آبهاي سارايوو غرق شده بودند و تنها جنازه هايشان به كشور بازگشت. جنازه ي افرادي كه تنها "زندگي بهتر" مي خواستند. همين و بس!
---

www.iranianuk.com/article.php?id=26588 [2]

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
)

Links:
[1] http://www.iranianuk.com/article.php?id=26588
[2] http://www.iranianuk.com/article.php?id=26588


Source URL (retrieved on 10/10/2008 - 21:45): http://www.iranian.com/main/blog/redwine-170

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions