Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

اين خران خرما نمى‏رينند خاطر جمع دار

اين خران خرما نمى‏رينند خاطر جمع دار

در هجو محمدحسين شهريار (سرايندۀ ”آمدى جانم به قربانت ولى حالا چرا“)

by Mohammad Ghazi
17-Mar-2008
 

شهريارا اين مديحت‏خوانى ِِ بيجا چرا

هتك حرمت‏كردن از خود اين چنين رسوا چرا

تو كه عمرى شعرهاى نغز و شيرين گفته‏اى‏

حاليا اين گفته‏هاى پوچ و بى‏معنىٰ‏ چرا

خودفروشى در جوانى باز هم حرفى وليك‏

تو كه يك پايت لب گور آمده حالا چرا

آبرو بردى ز شعر و شاعرى با ياوه‏هات‏

آبروريزى چنين بى‏درد و بى‏پروا چرا

روسپيدى در كلامت بود و سودت در هنر

رو سيه‏گشتن به بوى سودِ اين سودا چرا

هست ممدوح تو كفتارى پليد و زنده‏خوار

مدح درّنده دَدى در ظلمْ بى‏همتا چرا

اين خران خرما نمى‏رينند خاطر جمع دار

تو به نام خويش ريدى بهر يك خرما چرا

از همان روزى كه سر زد از تو اين ننگ قبيح‏

مرگت از آن روز بود امروز يا فردا چرا

ناز نازيبد به شعر ياوه در وصف خرى‏

ديگر اكنون با خران رو ناز كن با ما چرا

گر به ممدوح تو خر گفتم به خر توهين شده است‏

خر شرف دارد به ملا شك در اين فتوا چرا

طبع شعرت وقف وصف ماهرويان باد و بس‏

بذلِ ِ رذل ِِ ابلهى چون شيخ يا ملاّ چرا

يا همان شعر و شعارت كرده‏اى ثابت به خلق‏

كه خرى بى‏يال و دُم هستى دگر حاشا چرا

گر ز فرط بى‏حيايى نايدت شرمى ز كس‏

از روان حافظ و سعدى و مولانا چرا

نوشداروى شرافت خواهى اى سهراب پير؟

نام نيكت مُرد، ديگر خواهش بيجا چرا

 

محمد قاضى‏
 

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
  • Poetry
)

Source URL (retrieved on 10/11/2008 - 23:32): http://www.iranian.com/main/2008-108

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions