Published on Iranian.com (http://www.iranian.com/main)

من و شب یلدا

Orang Gholikhani
by Orang Gholikhani
16-Jan-2008
 

شبی بدنیا آمدم

چندی قب از شب یلدا

چه ساعتی نمیدانم

آنشب همش سکوت بود

»«»«»«»«»«»«»«»«

 

از مادرم پرسیدم

چه ساعتی آمدم دنیا

گفت چرا خواهی ساعت دردم

گفتم برای دیدن آینده ام

گفت آینده جلوی نگاه تو ست

برو خدا نگهدار توست

»«»«»«»«»«»«»«»«

آینده جلویم بود و با نگاه مرا میطلبید

برگشتم گذشته را ببینم

باز آینده آنجا بود

گذشته با آینده جه فرقی دارد

خاطره با امید جه مرزی دارد

گذشته را زیبا جلوه میدهیم

آینده را زیبا آرزو میکنیم

»«»«»«»«»«»«»«»«

خواستم گذشته را فراموش کنم

ترس آینده را محو کنم

شراب حال را در شب یلدا نوش کنم

ساقی گذشت از پیشم

دید که چقدر افلیجم

گفت مست نشدی چه باک

شب یلدا دراز است و دل ما پاک

Submit your writing to Iranian.com: log in or register
( filed under:
)

Source URL (retrieved on 10/06/2008 - 08:54): http://www.iranian.com/main/blog/orang-gholikhani-10

About Us | Contact Us | Advertise With Us | Contributors | RSS Feeds | Log In | Register | E-mail Newsletter | FAQ
© Copyright 1995-2008, Iranian LLC.   |    User Agreement and Privacy Policy   |    Rights and Permissions