GOOGLE SEARCH
Google
USER LOGIN

POPE

كاتوليك‌هاي ديروز، مسلمانان امروز

در حاشيه ديدار پاپ بنديكت شانزدهم از آمريكا

09-May-2008 (one comment)
سه سال قبل كاتوليك‌هاي آمريكايي براي انتخاب پاپي دعا مي‌كردند كه مدرن ستيز نباشد و به نص و روح اصول مصوبه در شوراي دوم واتيكان (سال 1965) وفادار باشد. مثلي است كه مي‌گويند خداوند همه دعا‌ها را مي‌شنود ولي بعضي اوقات جواب حضرت باري <نه> است. مسلمانان در آن روزها دستي به دعا نداشتند، ولي شايد بهتر بود آنها هم دعا مي‌كردند.به‌محض اينكه كاردينال راتزينگر سابق <تيارا>ي رهبري كاتوليك‌هاي جهان را بر سر گذاشت، اسقف مايكل فيتز جرالد كه از سوي پاپ جان پل دوم مسوول گفتمان با مسلمانان بود با تقليل منصب به‌كار ديگري گمارده شد و راهبان فرانسيسكن از مذاكراتشان با مسلمانان منع شدند. پنج ماه بعد در دانشگاه ريگنزبرگ پاپ بنديكت شانزدهم اسلا‌م را مستقيما مورد حمله قرار داد.>>>

IDEAS

نه ادوارد سعید!  نه برنارد لوئیس!

اسلام و غرب

08-May-2008 (14 comments)
هنگامی که در سال 1993 به دانشگاه UCLA بازگشتم تا در رشته ی "زبان ها و فرهنگ های خاور نزدیک" درس بخوانم، نظریات پسااستعمارگرایی و بویژه پسانوگرایی باب روز بود، اما من به هیچ یک کششی نداشتم. تجربه ی انقلاب ایران به من درس هایی داده بود که عبارت پردازی های ضد غربی و ضد روشنگری را برایم بی اثر می کرد. هیچگاه از یاد نمی برم یک بار هانس پیتر اشمیت1 استاد آلمانی زبان پهلوی ام نظر مرا راجع به کتاب "خاورشناسی" ادوارد سعید2 جویا شد. میدانستم که او شش سال در هندوستان زندگی کرده تا کاری را که آبراهام آنکتیل د پرون3 فرانسوی، راسموس کریستین راسک4 دانمارکی، ویلیام جونز5 انگلیسی، ابراهیم پورداوود ایرانی و بسیاری دیگر آغاز کردند ادامه بدهد. آن روز برای اولین بار با او از تجربه ی خود در انقلاب ایران سخن گفتم.>>>

FARS

خليفه ای ايستاده، پشت به نام های بزرگ

اکنون می شود ثابت کرد که چرا دولت تنگه بلاغی را به آب بسته است، چرا می خواهد پاسارگاد را ويران کند،

08-May-2008 (24 comments)
آيت الله خامنه ای در ديداری از فارس و با اشاره به تخت جمشيد سخنانی گفته اند که دليل بسياری از وقايعی را که در طول چندين سال گذشته در ارتباط با ميراث های تاريخی و فرهنگي و طبيعی ما پيش آمده کاملاً روشن می کند. با سخنان ايشان اکنون ديگر به شکلی کاملاً مستند می شود گفت که دولت و حکومتی که زير نظر و تحت کنترل ايشان است نه از روی عدم مديريت، و نه از روی اشتباه و ندانم کاری، بلکه با برنامه ای حساب شده و به طور کاملاً عمدی به نابود سازی گذشته ی فرهنگي و تاريخی ما برخاسته است، چنان که به قول آقای بهشتی، يکی از مسئولين سابق سازمان ميراث فرهنگي، «در ده سال گذشته بيش از هزار سال تخريب انجام شده است». >>>

IRANICA

سی و پنجمین سال

بزرگداشت دانشنامه ایرانیکا در شمال کالیفرنیا

06-May-2008 (one comment)
سی و پنج سال پیش دولت وقت ایران بعد از یکسری جلسات و صحبتهای اولیه به دکتر احسان یارشاطر استاد آنزمان دانشگاه ماموریت داد تا تدوین و گردآوری دانشنامه کامل و مدونی را در باره ایران شروع کند. کار در ایران شروع شد وتا چهار سال بعد و تا زمان وقوع انقلاب در ایران کار با بودجه دولت ایران ادامه یافت . پس از انقلاب و با قطع شدن بودجه مربوطه مشکلات بزرگی در سرراه تهیه این دانشنامه قرار گرفت . سرانجام کار به بخش ایرانشناسی دانشگاه کلمبیا منتقل شد و بدون کمکهای مالی دو دولت (دولت آمریکا و ایران) و تنها با کمکهای سازمانهای غیرانتفاعی – موسسات پژوهشی و افراد خیر کار تا به امروز ادامه یافت. کاری بزرگ و در عین حال طاقت فرسا که اگر استقامت و پایمردی پرفسور یارشاطر نبود هیچگاه به انجام نمی رسید >>>

PERSEPOLIS

«پرسپوليس»، ساتراپی

دوگانه‌ی «مردم فرهيخته / دولت شيطانی»

06-May-2008 (38 comments)
اما تأثیر مخرب فیلم در نگاه ساتراپی به مردم «عادی» دور و برش نیست؛ بلکه در نگاه گزینشی و مطلق‌گرای او به هر کسی‌ست که «خودی» (یعنی دوست یا فامیل ساتراپی) نیست. مثلا تظاهرکنندگان ضد شاه در زمان انقلاب یا سربازان ایرانی در جنگ عراق، از دید بصری، سراپا سیاه و بی‌صورت‌اند، بدون کوچک‌ترین نقطه‌ی سفید. ولی از این بدتر تصویر کاملا اهریمنی و غیرانسانی‌ست که ساتراپی از هر کسی که به شکلی به حکومت «سیاه» جمهوری اسلامی ربط دارد می‌دهد: آدم‌هایی با حداقل ممکن فضای سفید در فیگورشان، زنانی چادری و اخمو با صور‌ت‌هایی عین همدیگر و مردانی ریشو و اخمو، همه با اسلحه و باز هم همه دقیقا شکل همدیگر. >>>

POETRY

دریای مهر

مادرم رخشیده بر دنیای مهر

06-May-2008 (2 comments)
ای نوازشهای تو دریای مهر
ای سرای سینه ات ماوای مهر
داستانهای توبر بالین من
قصه های رستن و نجوای مهر
نغمه های نیمه شبهایت مرا
خوشترین آرامش و آوای مهر
نکته های نغز جاری بر لبت
پایه های عهد پا بر جای مهر
>>>

LIFE

سی و پنچ گلوله

با خودم گفتم عشق ورزی بیاموزم شاید چاره ساز باشد

05-May-2008 (4 comments)
شهریور شصت و شش از زندان آزاد شدم . سی و پنچ نفر تیرباران شدند . در کنار اسکله ی سنگی زیر باران قدم زدم . هوای تازه و نم نم باران مرا زنده کرد از هر چه میرایی . قدم زدم . صدای تیر خلاصی در ذهنم راه رفت .باران خیسم کرد .روی سنگ بزرگ ایستادم تا موج آب مرا با خود ببرد .مزه ی شور دریا ، شیرینی رها شدنم را حرام کرد . به سی و پنج تیر ، فکر کردم که فضای صبحگاه ، بارانی محوطه ی اعدام را پر کرد .هر گلوله قیمتی داشت . >>>

UNITY

 بالا تر از شعار

فقدان «منافع مشترک» در خارج از کشور

02-May-2008
خارج کشوری ها می توانند در راستای شراکت در امر سياسی ناظر بر داخل کشور به امکانات و توانائی های عملی خود بيانديشند و برای هموار کردن راهی که به انحلال حکومت اسلامی در ايران بيانجامد در ابعاد کارآمدتر توانائی خود عمل کنند. من، متأسفانه، تأسيس حزب و ايجاد اتحاديه های سياسی را از جملهء اين اقدامات نمی بينم و حتی اينگونه فعاليت ها را موجب عقب افتادن کار و اتلاف انرژی تلقی می کنم. اين احزاب و اتحاديه ها، که نطفه شان در لوله های لابراتواری خارج کشور بسته شده و در فضاهای آزاد و فارغ از وبال بال رشد می کنند، در فردای تغيير رژيم در ايران نخواهند توانست نقشی مؤثر بازی کنند. >>>

POETRY

نام های عزيز

بيدار شو!

02-May-2008 (2 comments)
هزار و يک شب از سنگ های آتش گذشتم
هزار و يک شب از صخره های ذوب شده،
قلعه های سنگ باران
و تازيانه های درد
خواب بودی و جادو، و نمی ديدی
که خورشيد از زخم هايم سر می کشد
>>>

AMSTETTEN

این زیرزمین تیره و تار

گویا اگر چنین حادثه ای در مشرق زمین رخ داده بود عادی مینمود، اما حال که در بطن اروپا اتفاق افتاده است غریب است!

01-May-2008 (4 comments)
گفته میشود که یکی از فوائد زندگی در مغرب زمین همین است که شهروندانش، به نسبت ما شرفی ها، کاری به کار هم ندارند، ولی این پرسش پیش می آید: تا چه حد باید به امور دیگری بی تفاوت باشیم؟ چطور یک نفر از اهالی شهر آمشتتن اطریش به این مرد مشکوک نشده بود؟ آن هم در مدت قریب یک ربع قرن و در حالیکه گزارش میشود که در طبقات فوقانی مستأجرانی زندگی میکرده اند که متوجه بازدید عجیب و پی درپی یوزف فزیتزل به زیرزمین ممنوعه شده بودند بدون آنکه پی دلیل برآیند. حتی یکی از این مستأجرین که به مدت 12 سال ساکن ساختمان بوده است مکالمه ای را به یاد دارد که فرینزل از منزلش به عنوان خانه ای یاد میکند که روزی در تاریخ ثبت خواهد شد !ولی افسوس که هیج یک از این نشانه ها شک از اطرافیان را بطور جدی برنمی انگیزد. >>>

POETRY

رستنی رستموار

بلی، از شور عشقی تازه باید گشت مالامال.

01-May-2008 (3 comments)
هلا ای رهسپاران دلیر ساحل جیحون:
مگر در ریشه گردوی این دوران
نشان از تیر آرش نیست؟
مگر در پیکر پیکان
گرامی جان آرش را:
نشان مرز ایرانشهر،
فدای مهر یک پیمان نمی بینید؟
>>>

POETRY

تولد
29-Apr-2008 (6 comments)
اميد خاك باران نيست،
درختان اين زمين
آنان كه دگر پوسيده اند
آب را زندگانی چه؟
اميد روشن آنان
اما
زمان است.
>>>

IDENTITY

سه مرتضی آوینی

انسانی که «خود» ندارد یا اگر دارد بطرز غریبی با «خود» محصول روشنگری و مدرنیته فرق دارد

28-Apr-2008 (6 comments)
مثل خیلی از ماها، مرتضی آوینی، در واقع سه نفر بود. آوینی اول یک جوان هیپی نقاش و شاعر و خوره‌ی فلسفه‌ و ادبیات است که در دانشکده‌ی معماری دانشگاه تهران در سالهای اول دهه‌ی پنجاه برای خودش بساطی دارد. من بخاطر کنکجاوی‌ام به این قسمت از زندگی آوینی خیلی پرس و جو کرده‌ام و بر اساس آنها می‌توانم بگویم که آوینی آن زمان یک جوان غیرمذهبی خوشگذاران اهل فکر عاشق‌پیشه و دخترباز و اهل الکل و مواد مخدر و سینما و موزیک راک بیتلز و لد زپلین و ریش و موی بلند، با گرایش‌های فلسفی و اقتصادی چپ و علاقه به سبک‌های گوناگون معنوی دنیا، البته با لجاجت و استقلال فکری است. این آوینی بسیار آدم جالبی است که اتفاقا جمهوری اسلامی با نادانی آن را سانسور می‌کند. >>>

OPEN LETTER

به آقای سيد علی خامنه ای

در آستانهء سفر به استان فارس

28-Apr-2008 (35 comments)
آقای سيد علی خامنه ای! اگرچه دون شأن من ـ بعنوان يک نويسندهء گريخته از جهنم حکومت اسلامی ـ است که «دنيادار» ی چون شما را مخاطب قرار دهم، و اگرچه می دانم در بين نزديکان و اطرافيان شما آدم با جنمی پيدا نخواهد شد که اين نوشته را به ديد شما برساند، اما، در آستانهء سفر هفتهء آينده تان به استان فارس، فکر کردم چند نکتهء با اهميت ـ از نظر خودم ـ را با شما در ميان بگذارم باشد تا شايد اين سفر را با اشراف و آگاهی بيشتری انجام دهيد. >>>

POETRY

صدوهشتاد و نه پله*
25-Apr-2008
از صدوهشتاد و نه پله به پایین می لغزم...
یک: همسرم که تیرباران شد
دو: جفتی که مرا واگذاشت
سه: پسرم که دو خانه دارد
چهار: خواهرم که در زندان زاد
پنج: برادرم که بی نشان مرد
شش: تار شدن چشم هایم
هفت: اندوهان تبعید. >>>

STORY

تصادف با شیر

پنج نفر در قفس شیر؟ دروغ می گویی!

24-Apr-2008 (2 comments)
کم کم دارد جزئیات به یادم می آید! من هم یادم نیست از کجا می آمدیم یا کجا می رفتیم. همین قدر یادم هست که ماشین را در دنده ی خلاص گذاشته بودم، گرم اختلاط بودیم و سرازیری جاده ی"پهلوی" را که "مصدق" شده بود، و هنوز مانده بود تا "ولی عصر" بشود، آرام به پایین می لغزیدیم، که ناگهان اتفاق افتاد. نزدیک بود قالب تهی کنم. آره! یادم هست که جیغ کوتاهی کشیدی که بیشتر شبیه به یک ناله بود، انگار که بگویی؛ خدایا! یا عجب بدشانسی! همان وقت بود که متوجه شدم چیزی پیچیده در یک چادر، روی کاپوت ماشین می لغزد. مثل این که در آن لحظه هیچ کداممان جلو را نگاه نمی کردیم! تعجب من هم از همین بود. در درازای چند ثانیه ای که ترمز کردم و پایین آمدم، صدها فکر در ذهنم می چرخید.>>>

WORD

…و

آنچه در زیر می‌‌‌‌‌آید "شعر" نیست

24-Apr-2008 (9 comments)
"من شعر نمی‌نویسم: واقعیت‌ها را می‌نویسم". روژه‌ویچ می گفت. روژه‌ویچ آزرده و عاصی. ۱۹۶۹. تقریبن چهل سال گذشته است و این حرف او هنوز طنین سنگینی دارد. در جهان مصنوع ما، جایی که هر چیزی بر صحنه‌‌ای آراسته می‌شود تا "واقعی" جلوه کند، مردم به ناظران بی‌تفاوت و ناتوان واقعیت فروکاسته‌اند. بمباران اطلاعاتی و تسلط تکنولوژی بر بیشترعرصه‌های زندگی اجتماعی (ماشین مَجاز‌سازی) کمتر رمقی برای درگیری رگی و خونی با واقعیت باقی گذاشته است. در این جهان بازگشت به واقعیت شرط اساسی بازگشت به خویشتن و در نهایت کشف دوباره‌ی شعر است. >>>

ADAMIYAT

آدميت، پدر تاريخنگاری مدرن ايران

مصاحبه ي فرشاد قربانپور با خسرو شاکري استاد بازنشستهء تاريخ (مؤسسهء تحقيقات عالي علوم اجتماعي، پاريس)

21-Apr-2008 (3 comments)
آثار آدميت نشانه از يک نظم فکري، شيوه ي علمي، و دقت و سنجش حرفه اي برخوردار است. آدميت نخستين ايراني ای است که تاريخنگاري و تاريخشناسي را با آموزش حرفه اي آموخت، و نه” الله بختکي “چون بسياری که نام مورخ گرفته اند. در عين حال، او تنها مورخ عصر خود است که از ارثيه تاريخنگاري مورخاني پروسواس چون بيهقي بي بهره نمانده است. او تداوم تاريخنگاري علميِ سنتي و پيوند آن با تاريخنگاري مدرن است. >>>

POETRY

بوی تبعید
21-Apr-2008 (8 comments)
پدرم باران بود
همره چرخش دریا چرخید؛
با سخاوت بارید.
و چو در پهنه گسترده خاک
،چهره اش پنهان شد
چشمه ها جوشیدند
شاخه ها گل دادند؛
سبزه ها رقصیدند؛
لاله ها خندیدند.

>>>

SECULARISM

 آزادی و تنوع

ريشهء برخی سوء تعبيرها دربارهء سکولاريسم

19-Apr-2008 (5 comments)
معمولاً معنا و تعريف واقعی يک مفهوم می تواند بوسيله معناها و تعاريف «کناری» و دست دوم آن از نظر پنهان مانده و برخی معانی دور از مرکز آن بيشتر در اذهان حضور و بروز داشته باشند. يکی از اين موارد را می توان در مورد «سکولاريسم» بررسی کرد. بی شک اينکه سکولاريسم را به معنای «جدائی دين از قدرت حکومتی» بگيريم برداشت غلطی نيست، اما در اين «تعريف» چيزی از چرائی اصلی و کارکردی اين «جداسازی» بيان نمی شود، و همين امر، موجب آن می گردد که معناها و تعريف های ثانويه، هدف و غرض اصلی از اين جدا سازی را پنهان کنند و راه را بر سوء تعبيرهای گوناگون بگشايند. >>>

MOST DISCUSSED
IRANIANS OF THE DAY
PersonAboutDay
Mahrokh MilaniHappy Mother's DayMay 09
Sheema KalbasiIndie Excellence AwardMay 09
Marvin KharraziIranian-American Jewish comedianMay 09
UK Iranian marriageNellia Nafissi and Davood FallahdarMay 08
Shari RafiaSon serving in IraqMay 06
Tissa HamiIranian-American comedian on "The View"May 06
Vanecha Roudbaraki (2)PART 2: Focus on artist at Florence Biennale 2007May 02
Vanecha RoudbarakiPART 1: Focus on artist at Florence Biennale 2007May 02
Tajik on TVIranian-born Miss Universe Canada on entertainment newsMay 01
Samantha TajikMiss Universe Canada 2008May 01