هشیاریِ ما

Share/Save/Bookmark share

Manoucher Avaznia
by Manoucher Avaznia
07-Nov-2009
 

دوا درمان فراوان می شه، آقا

تمام بیمارا می شن مداوا

همه دیوانه ها معقول می شن

به کار وکاسبی مشغول می شن

چکهای بی محل هم پول می شن

فاسدها مثل من معزول می شن

کریه المنظران مقبول می شن

ودکاها، ویسکیها معمول می شن

مصدومان مواد شیمیایی

موجیهای تکِ تیز هوایی

همه شان سرخوش و آباد می شن

بی نیاز از جا و آماد می شن

شهرها هم خالی از آوار می شن

سگان کوچه خانه دار می شن

 

دو سه تا وزیر و پاسدار سابق

ز مشرق می رسن چون صبح صادق

کنار رئیس جمهور معلّق

که می گه یک قبا داره و یک دلق

حالی داره سیاست ورزیِ ما

زبان سرخ ما، سرسبزیِ ما

سیاوش گشتن و گودرزیِ ما

برادر وار دشمن ورزیِ ما

تمارض کردن و بیماری ما

پشیمان گشتن و غمخواریِ ما

تماشا کن ندانمکاریِ ما

حکایت دارد این هشیاریِ ما

سخن با بوقای بیگانه گفتن

کلامی سبز از ایشان شنفتن

سفره دلهامونو خوش باز کردن

نی و کمانچه هم آوازکردن

دمی از کوی و از برزن گرفتن

با یک ناباوری دو زن گرفتن

 

جهانخواران رند و با مهارت

تا تهرون می دون واسه تجارت

ما هم یک سهم از قدرت می گیریم

واسه ثروت مثل چهری می میریم

ز جامی، عنصری، تا ابن فندق

خوب و تمیز می زاریم توی صندق

رنگش هم می زنیم یک سبز یشمی

به دورش هم می ریزیم خورده پشمی

با سوت و هو به افرنگ می فرستیم

تمیز و پاک و با رنگ می فرستیم

 

چهری هم ساندویچ پیچیدنش را

کار روز مزدی و شعر گفتنش را

زمین می ذاره و می ره تو جنبش

با کله می پره توی کشاکش

لباس سبز سرخابی می پوشه

طعم سبز دمکراسی می نوشه

آقا جان مست می شه؛ مرگ می خواد؟

چو می بینه دهاتو سبز و آباد

ز کابوس غریب وای نفسا

توی خواب می بینه یاری پریسا

 

خلاصه، جشن گرگ و میش می گیریم

راه عذرخواهی رو در پیش می گیریم

که آقا ما غلط کردیم سی سال

آقا این تخت و دیهیم و اینم مال

همه آنِ خودت ای مرد خوشحال

نه تنها همین سال؛ بلکه همه سال

بی خیالش یه میلیون کشته دادیم

ناز شستت ز کشته پشته دادیم

 

بدو می ریم تو آغوش عمو سام

که نازمون کنه از شام تا بام

تخت جمشید و کاخ صد ستونو

کرمانشاهان و کوه بیستونو

می دیم اونها که رند انگلیسن

چموشند و همه تاریخ نویسن

ز نو تاریخ خوشگل بنویسند

چونکه از همه بهتر سبز-ریسند

تا کورش را ز گورش در بیارند

بجایش راست بالایی بکارند

بگوییمش که سبز جاودانیم

براش "یار دبستانی" بخوانیم.

 

ابن فندق : نویسندۀ کتاب تاریخ بیهق

راست بالا : نام فارسی درخت سرو است

 

پانزدهم آبان1388 

اتاوا

Share/Save/Bookmark share

Recently by Manoucher AvazniaCommentsDate
معبد 2
2
Nov 21, 2009
معبد
7
Nov 20, 2009
ارغنون
4
Nov 17, 2009
Login or register to post comments

Abarmard

Interesting

by Abarmard on

Nice poem. We do need to think carefully and stop being "kolangi" society :)

Thanks.


Manoucher Avaznia

پوزش

Manoucher Avaznia


مصرع ششم از بند دوم از پایین باید اینگونه نوشته می شد:

 

نه تنها که همین سال، بلکه هر سال

 

سپاس


IRANIANS OF THE DAY
PersonAboutDay
Bahareh HedayatDaftar e Tahkim e Vahdat sends message in commemoration of upcoming Students Day, 16 AzarNov 24
Outspoken studentArrested after passionate speech about the Iranian drug mafiaNov 24
Ali KordanControversial former interior minister dies Nov 24
Pedram VossoughiIranian magician wears green wristband on Russian TV showNov 23
Mourning MothersNov 23
Kamal ShalorusIranian American extreme cagefighterNov 23
Homa KatouzianAuthor of "The Persians"Nov 23
Maziar BahariOn 60 MinutesNov 23
Shahaub Roudbari"The Iranian Dream"Nov 21
Shappi KhorsandiBig Brother state: Commentary on BBC One's "This Week"Nov 20