کارپردازان انگلیس در ایران - قسمت سوم


Share/Save/Bookmark

All-Iranians
by All-Iranians
11-Feb-2012
 

 

در قسمت های اول و دوم ، مطالبی در مورد سید ضیا الدین طباطبایی و برادران رشیدیان عرضه شد. در این قسمت به معرفی چند تن دیگر از کارپردازان انگلیس در ایران می پردازیم:

٣ - اردشیر جی

اردشیر جی ریپورتر سومین نماینده پارسیان هند در ایران و استاد مدرسه علوم سیاسی بود.

http://hamazoor.persianblog.ir/tag/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%DB%8C_%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%B1

یکی از برنامه‌های اردشیر ریپورتر در ایران، القا و اجرای نظریات نژادپرستانه و کوشش برای ترویج اختلافات قومیتی (و از جمله عرب‌ستیزی، سامی‌ستیزی و ترک‌ستیزی) در میان مردم بود.

اردشیر ریپورتر، یک مدرسه جاسوسی تحت پوشش نام مدرسه علوم سیاسی در تهران تأسیس کرد و خود تدریس درس ایران باستان آنرا به عهده گرفت. عده‌ای از ایران‌شناسان انگلیسی و از جمله رابرت زنر (نویسنده کتاب زروان) و دیوید نیل مکنزی (نویسنده فرهنگ کوچک زبان پهلوی) از اعضای این آموزشگاه جاسوسی بودند. او مشوق و حامی گروهی از شخصیت‌های فرهنگی بود که از خواست او که خواست دولت بریتانیا بود، پیروی کنند... بیشتر:

http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

اردشير جي ريپورتر از زرتشتيان ايراني الاصل مقيم بمبئي بود. پدر و پدر بزرگ وي از گزارشگران روزنامه تايمز در بمبئي بودند و به همين دليل نام خانوادگي ريپورتر را براي خود برگزيدند. در پاييز سال ١٨٩٣ میلادی اردشير جي ريپورتر از طرف نايب السلطنه حکومت هندوستان روانة ايران شد تا مأموريت جديد خود را در ايران تحت پوشش مأمور سياسي به انجام رساند... بیشتر:

http://bcir.ir/show.phppagearticle&id=263&tbl=4

در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و رویدادهای بعدی آن شبکه مفصل اطلاعاتی حکومت بریتانیا در ایران، که از سال۱۸۹۳ میلادی یعنی از سه سال قبل از قتل ناصرالدین‌شاه به وسیله اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) اداره می‌شد، نقش اصلی و تعیین کننده داشت. این شبکه بود که تمامی مقدمات کودتا را فراهم آورد و سپس مسیر دشوار رضاخان را در تأسیس سلطنت هدایت و هموار کرد. البته در کودتا سرلشکر ادموند آیرونساید فرمانده نیروهای نظامی انگلیس مستقر در شمال ایران نیز نقش داشت. ولی باید توجه نمود که این نقش محدود بود. آیرونساید تنها مدت کوتاهی در منطقه و در ایران بود. او از ۴ اکتبر ۱۹۲۰ تا ۱۷ فوریه ۱۹۲۱، یعنی کمتر از چهارماه و نیم فرمانده بود که مأموریت جنگ با بلشویک‌ها را به عهده داشت. وی در طول زندگی‌اش نیز ارتباطی با ایران نداشت و بنابراین نقش او در کودتا نمی‌تواند همسنگ و حتی قابل مقایسه با نقش اردشیر جی باشد که به عنوان رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ایران تا زمان کودتا ی سوم اسفند ۱۲۹۹ ، ۲۸سال در ایران اقامت داشت... بیشتر:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%B1

اردشير جي ريپورتر از سن ٢٧ سالگي تا پايان عمر (٦٧ سالگي)مشغول انجام فعاليت هاي اطلاعاتي و سياسي و جاسوسي در ايران بوده است. از اردشير جي ريپورتر وصيت نامه اي بر جاي مانده است که به عنوان يکي از مهم ترين اسناد تاريخ معاصر ايران حائز اهميت فوق العاده اي است

http://bcir.ir/show.phppagearticle&id=263&tbl=4

البته بسیاری از پژوهشگران نسبت به صحت و اعتبار اینگونه وصیت نامه ها ی اینترنتی شک و تردید دارند.

٤ - شاپور جی

در ماجرای ۲۸ مرداد بدون شك یکی از مهمترین بازیگران «پشت پرده سیاست» ایران شاپور ریپورتر یا شاپور جی (فرزند اردشیر جی) است که او نه تنها سهمی اساسی در تحولات دوره محمدرضا شاه پهلوی داشت بلکه نقشی بسیار فعال در جهت گیری اقتصادی ایران در دهه های ٦٠ و ٧٠ میلادی ایفا کرد. شاپور جی در سال ١٩٢٠ در حول و حوش سال کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در تهران به دنیا آمد. پدرش اردشیر جی از فرستادگان انجمن اکابر پارسیان هند بود و ظاهرا برای تمشیت امور زردشتیان وارد ایران شد. مادر شاپور در زمره پارسیان هند و نامش شیرین بانو بود . شاپور در کالج وست مینستر و کینگز وابسته به دانشگاه کمبریج تحصیل کرد. سالهای تحصیلات دانشگاهی او همزمان با شدت فعالیتهای کمونیستی در انگلستان بود. شاپور در آن سالهای بحرانی تحصیلات خود را در رشته های علوم سیاسی، تاریخ و ادبیات فارسی ادامه داد و در سال١٩٣٩ فارغ التحصیل شد و بعداً به استخدام وزارت امورخارجه درآمد و در فرانسه، خاورمیانه و سرحدات هند و برمه خدمت کرد.

شاپور جی در اکتبر ١٩٤٣ با مسئولیتی ویژه به هند رفت و بخش فارسی رادیو دهلی را اداره می کرد. در سال ١٩٤٥ که مصادف با آخرین سال جنگ جهانی دوم بود به بحرین اعزام شد و سال بعد همزمان با گسترش انقلاب چین به آنجا رفت. اهمیت فعالیتهای شاپور در چین به اندازه­ای بود که وی پس از خاتمه ماموریتش به دلیل آنچه بنام خدمات موثر خوانده شده است به دریافت توصیه نامه خدمات ویژه نایل گردید. در سال ١٩٤٧ به عنوان مقام دوم وزارت خارجه هند منصوب شد. و از هند بود که به عنوان نخستین سفیر اکرودیته هند به سوی ایران رهسپار شد. در جریان ملی شدن صنعت نفت مشاور سیاسی سفارت امریکا بود و در همین مسئولیت در زمره کسانی بود که عملیات براندازی دولت مصدق را هماهنگ می کرد. در حقیقت او عنوان رسمی مشاور سفیر امریکا یعنی لوئی هندرسون را داشت. اما واقعیت این است که شاپور عضو مهم سفارت بود و با تیم روی ملبورن دبیر اول سفارت امریکا با محافل مشخصی در احزاب سیاسی ایران و فرایندهای پنهان در ارتباط بود و با آنها همکاری می کرد. او همچنین با گوئیران رئیس ایستگاه سیا در تهران همکاری داشت و از طرف سرویس امنیتی بریتانیا اقدامات خود را با او هماهنگ می نمود.

بنا به نوشته خودش، شاپور جی مسئولیت عملیات براندازی مصدق را در ماجرای ۲۸ مرداد برعهده داشت. در همین دوران او در دانشکده افسری تدریس می کرد و از همین راه با برجسته ترین افسران ارتش ایران از نزدیک آشنا شد. همین آشنایی زمینه­های مساعدی برای عملیات براندازی مصدق مهیا کرد. در کنار همه اینها شاپور برای نشریات مختلفی چون یواس ریپورتر ورلد نیوز و تایمز گزارشهای خبری ارسال می­نمود. بعد از عملیات براندازی، شاپور جی به پاس خدماتش پست دائمی عضویت در وزارت امورخارجه امریکا را به دست آوردو دلیل آن خدمات شایسته نامبرده در جهت اهداف مشترک ذکر گردید و به همان دلیل شهروند ایالات متحده امریکا شناخته شد. شاپور جی در ماجرای ۲۸ مرداد درجه سرهنگی داشت و بعد به درجه سرتیپی نائل آمد. او افسر رابط شاه با امریکا و انگلستان بود و به گزارش خود امریکایی ها نقش بسیار مهمی در تحکیم پیوند شاه با امریکا داشت و در عین حال از همکاران بسیار نزدیک سازمان سیا محسوب می گردید... بیشتر:

http://zamannews.ir/View.aspx?ID=891014045

شاپور نیز مانند پدرش اهل نوشتن یا سفارش به نوشتن کتاب‌ها و دروغ‌ پردازی‌هایی با مقاصد خاص بوده است. اگر پدرش دستی در تولید کتاب‌ها و ترجمه‌های مجعول و منسوب به دوران باستان داشت، او به متون سیاسی روی آورده بود. نمونه‌ای از اینها کتابی است که در سال ۱۳۷۷ و با عنوان «بزرگترین رویارویی شرق و غرب در تهران» با ترجمه محسن اشرفی به چاپ رسید. کتابی که شاپور ریپورتر نویسنده آن بوده و آنرا با نام مخفی «آرین رنجی شری» منتشر کرده بود. اینگونه کتاب‌ها که اخیراً به تناوب در زمینه تاریخ معاصر منتشر می‌شوند، دربردارندهٔ نادرستی‌های فراوانی هستند که نویسنده کوشش کرده با سمت‌گیری‌های خاصی، شخص یا گروهی را تبرئه نماید و دیگران را متهم و مقصر جلوه دهد. کتاب‌هایی که برای تخریب غیرمستقیم مخالفان سیاست‌های انگلستان و رفع اتهام از استعمار پیر نوشته و منتشر می‌شوند. گویا شاپور چند کتاب دیگر نیز به سفارش بریتانیا نوشته بوده است. کتاب‌هایی که در آنها در لباس یک مدافع کمونیسم فرو می‌رود تا به تخریب آن بپردازد و یا کتاب قلابی «خاطرات ابوالقاسم لاهوتی» که برای تخریب او نوشته بوده است... بیشتر:

http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

شاپور تا حدود انقلاب ۱۳۵۷ در تهران بوده است. او در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ ترتیب یک معامله یکصد میلیون پوندی خرید سلاح و جنگ‌افزار از بریتانیا را می‌دهد و پس از انجام آخرین مأموریت‌ خود برای همیشه از ایران خارج می‌شود.

http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

شاپور جی به عنوان رئیس شبکه سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا و شبکه بدامن در ایران اقامت داشت. او سرانجام در اسفند ۱۳۸۳ بر اثر سرطان پروستات در شهر ساحلی کارپاس در جنوب آرژانتین در گذشت.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%B1

٥ - حسین فردوست

ارتشبد حسین فردوست (۱۲۹۶ - ۱۳۶۶) رئیس سازمان بازرسی کل کشور و رئیس دفتر ویژه اطلاعات محمدرضا شاه پهلوی ، یکی از برجسته‌ترین و موثرترین چهره‌های سیاسی اطلاعاتی رژیم پهلوی بود.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA

حسین فردوست ، ٥٢ سال از زندگی ٧٦ ساله­اش را در ارتباط نزدیك با محمدرضا شاه پهلوی گذراند. وی یكی از معروف ترین کارپردازان انگلیس در ایران و از مرموزترین چهره­های قبل و بعد از انقلاب بهمن ٥٧ است. آشنایی با فعالیت‌ های او با توجه به خاطرات وی، اعترافاتش و سایر منابع تنها بخشی از چهره ی پنهان یكی از نقش­آفرینان عصر پهلوی است. خاطرات و اعترافات او پس از انقلاب ٥٧ و دستگیری­اش منتشر شد. بسیاری از آگاهان در صحت برخی از مطالب آن تردید دارند... بیشتر:

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36774

ﺧﺎﻃﺮات ﻓﺮدوﺳﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪ؟ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﻋﺒﺪاﷲ ﺷﻬﺒﺎزی ... بیشتر:

http://www.shahbazi.org/Articles/Zohour2.pdf

دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا در شرح زندگینامه ی حسین فردوست ، چنین می نویسد:

حسین فردوست از دوران کودکی به عنوان دانش آموز دبستان نظام وارد کلاس مخصوصی شد که رضا شاه برای ولیعهدش محمدرضا پهلوی ترتیب داده بود. رضا شاه که تمایل داشت درکنار فرزندش دوست و همبازی درس خوانی باشد، فردوست را مورد توجه خاص قرارداد و او به دربار راه یافت. بدینسان فردوست از کودکی نزدیکترین دوست محمدرضا شاه و محرم اسرار او شد. با عزیمت محمدرضا شاه به سوییس برای تحصیل در «کالج له روزه» فردوست تنها همکلاسی بود که با او به طور رسمی اعزام شد و طی این سال‌ها همچنان صمیمی‌ترین یار محمدرضا شاه بود. طی این سال‌ها این رابطه متقابل تعمیق یافت و چنان پیوندی پدید شد که گویی فردوست جزء مکملی از شخصیت و زندگی محمدرضا شاه است. با آغاز پادشاهی محمد رضا شاه فردوست همچنان در کنار او بود و این رابطه چنان بود که شاه در کتاب ماموریت برای وطنم تنها کسی را که دوست خود معرفی کرد فردوست بود: «در آن موقع دوست صمیمی من پسری بود به نام حسین فردوست که پدرش ستوان ارتش بود. حسین در دوران تحصیل در سوییس با من همدرس بود و بعد هم با درجه سرهنگی سمت استادی دانشکده افسری را عهده داری می‌کند و فعلاً در گارد شاهنشاهی مشغول انجام وظیفه‌است.» فردوست هم‌زمان در سال‌های ۱۳۴۰- ۱۳۴۹ قائم مقام ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور)و در سال‌های ۱۳۵۰- ۱۳۵۷ رئیس سازمان بازرسی کل کشور بود... بیشتر:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA

فردوست مدعی است پس از طی یك دوره اطلاعاتی در ١٣٣٨ در انگلیس، همكاری خود را با دستگاه­های انگلیسی آغاز کرده است ... بیشتر:

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36774

در این مورد وی درکتاب خاطرات خود (ظهور و سقوط سلطنت پهلوي) مي نويسد: «در فرودگاه لندن نزديك باجه پاسپورت، فرد مسني مستقيم به طرف من آمد و پرسيد: سرهنگ فردوست؟ گفتم بله! خود را به عنوان ميهماندار من در مدت اقامتم معرفي كرد. بعد فهميدم كه وي كارمند بازنشسته ی «ام-آی-٦» است و از او براي اين نوع كارها استفاده مي كنند. او مرا با تشريفات، سريع از فرودگاه خارج كرد و به هتل درجه يكي برد كه پشت ديوار يك كاخ واقع بود و كليد اتاق را به دستم داد.آموزش من توسط سه استاد بود كه هريك، يك روز مي آمدند و دنباله درس را مي گرفتند. هر سه فارسي مي دانستند و يكي كه فارسي كم مي دانست، با خود مترجم مي آورد. روزهاي شنبه و يكشنبه تعطيل بود و پنج روز در هفته صبح و بعد از ظهر كلاس داشتم. من حدود ده جزوه يادداشت برداري كردم كه اجازه بردن آن با خودم را ندادند.بعدها در تهران اين جزوه ها توسط شاپور جي به من تحويل شد. پس از پايان تدريس اين سه استاد، دو استاد دعوتي تدريس را شروع كردند، كه يكي متخصص كمونيسم بود و ديگري متخصص مسائل اقتصاد ايران.استاد متخصص كمونيسم فرد بسيار با سوادي بود و مي گفتند جزء معدود متخصصيني است كه در جهان وجود دارد. استاد دعوتي دوم، متخصص مسائل ايران بود. ظاهر و رفتار او نشان مي داد كه يك شخصيت دانشگاهي است و از ايران شناسان انگليسي مي باشد. علاوه بر آموزش، در يكي از روزها مرا به بايگاني راكدي كه در عمق ٤٠-٥٠ متري زمين قرار داشت بردند. سيستم بايگاني به نحوي بود كه هرچه مي خواستند فوراً حاضر مي شد و فقط كافي بود به مسئول مربوطه گفته شود… با كمال تعجب، شاپور جي را در آنجا ديدم. شاپور جي توضيح داد كه درمورد تمام كشورهاي جهان و خود انگلستان از تاريخي كه سندي موجود بوده، فيلم و مدارك در اين باره جمع شده و مدارك فقط جنبه اطلاعاتي و سياسي نداشته و جنبه تاريخي نيز دارد. درمورد ايران گفت كه از زمان شاه عباس هر مدركي بخواهي موجود است.... پس از پايان دروس شفاهي، مدت ٤٨ ساعت درحوالي بندر پليموت (جنوب انگلستان كه مركز اصلي نيروي دريايي است) آموزش عملي ديدم. يك آموزش عملي راجع به انواع تخريب ها، آتش زا و انفجاري، مانند پرتاب با وسايل مختلف (نارنجك هاي آتش زا و انفجاري) كه در محوطه وسيع و داراي سنگرهاي عميق صورت گرفت. سپس انفجار روي موتورهاي بزرگ فولادي انجام شد. موتورهاي بلا استفاده زيادي وجود داشت كه پس از انفجار، ديگر به درد نمي خورد. اين درس عملي در دو جلسه و هر جلسه حدود دو ساعت به طول انجاميد. يك جلسه نيز با فرد ديگري آموزش ديدم كه او فقط انواع سلاح هاي دوربين دار بسيار دقيق را نشان مي داد. آنها را باز مي كرد و خصوصيات هر يك را مي گفت و سپس توضيح مي داد.... مشخص بود كه در اين مكان افراد زيادي از نقاط مختلف دنيا آموزش مي بينند و براي عمليات ترور و خرابكاري اعزام مي شوند و يا به كشور خود باز مي گردند و منتظر زماني مي شوند كه به آنها دستور عمليات برسد.

در بازگشت به تهران، از محمدرضا وقت ملاقات خواستم، بلافاصله اجازه داد. راجع به دوره آموزش كليات را گفتم و توضيح دادم كه همه چيز را ياد دادند و خيلي هم احترام كردند. گفت : موظفند. از اين كشور خيلي استفاده مي برند! سپس گفت : هرچه براي تشكيل دفتر خواسته ايد تصويب كرده ام.

من براي ايجاد دفتر ويژه اطلاعات طبق الگوي انگلستان، به سازماندهي پرداختم. به افسران منتخب خود آموزش كامل دادم. وسايل كار آماده شد و چون فشرده كار شد، پس از سه ماه دفتر ويژه اطلاعات شروع به كار نمود». پس از آن فردوست بنا به دعوت انگليسي ها طي سال هاي ١٣٣٨ تا ١٣٤٢ دوره های آموزشي ديگر نيز توسط اينتليجنس سرويس در انگلستان ديد ... بیشتر:

http://gavras.wordpress.com/2008/05/12/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%A8%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7/

مواضع ارتشبد فردوست در زمان حوادث سال‌های ۱۳۵۶-۱۳۵۷ که منجر به پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ شد، شایعاتی را درباره وی بر سر زبان‌ها انداخت. فردوست در خاطراتش عملکرد خود علیه حکومت پهلوی در زمان اوجگیری انقلاب را تأیید می‌کند. از جمله، فردوست در صدور اعلامیه بی طرفی ارتش در صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نقش تعیین کننده داشت. در وفاداری او به خاندان پهلوی و همچنین نخست وزیر وقت (بختیار) ابهام هایی وجود دارد. او در خاطراتش می‌نویسد: «صبح روز ۲۲ بهمن، طبق معمول، به بازرسی رفتم. حدود ساعت ۱۰ قره‌باغی ‏از ستاد ارتش تلفن کرد و گفت که کمیسیون تشکیل شده و تیمساران ‏اعضاء کمیسیون می‌خواهند که شما هم تشریف بیاورید. گفتم: الساعه حرکت می‌کنم. ‏حدود نیم ساعت بعد به ستاد ارتش رسیدم....درکمیسیون خطاب به حاضرین گفتم: قانون وظیفه ارتش را مشخص کرده و آن وظیفه عبارت ‏است از حفاظت از مرز و بوم ایران در مقابل ارتش متجاوز بیگانه و در وظیفه ارتش نوشته ‏نشده که از نخست‌وزیر هم باید پشتیبانی کند. بنابراین تیمسارانی که موافقند دست خود را ‏بلند کنند. همه بلند کردند و ربیعی موقعی بلند کرد که او را نگاه کردم. (البته این سخن ‏من صحیح نبود زیرا قانون به استفاده از ارتش علیه دشمنان داخلی و نیز در حکومت ‏نظامی نیز اشاره داشت). سپس به سپهبد حاتم گفتم: لطفاً مطلبی در این زمینه بنویسید و ‏قرائت کنید که اگر نظراتی بود تصحیح شود و به امضاء اعضاء کمیسیون برسانید و ‏بلافاصله بدهید به رادیو که به عنوان خبر فوق‌العاده پخش کند»... بیشتر:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA

گسترش شایعات،مبنی بر همكاری وی با جمهوری اسلامی، نقش او در برخی ترورهای خارج از كشور (كه اعترافات وی و شواهد بیانگر شایعه­بودن آنهاست) و تعدّد ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی در جمهوری اسلامی ، فضایی فراهم ساخت كه فردوست توانست در پناه آن سال‌ها به دور از پیگرد قضایی و حتی اطلاعاتی آزادانه زندگی كند. فردوست در اعترافات خود، علتِ ماندن خود را در ایران چنین بیان می­كند:

مسئول­دانستنِ خود در برابر دو اداره و دفتر ویژه اطلاعات و بازرسی، و احساس مسئولیت در مقابل دولت وقت و رژیم بعد و پرسنل این دو سازمان/ حضور خانواده وی در ایران و بزرگ خانواده­بودن وی/ وجود دارایی­های حاصله از ٥٠ سال زندگی در ایران/ ماندن بسیاری از مقامات تا روز ٢٢ بهمن و نگران­نبودن آنان از تحولات/ لذت­بخش بودن زندگی یك ایرانی در ایران/ امیدهای پدیدآمده از دولت موقت در دل او/ نداشتن احساس خطر از تغییر رژیم و طبیعی­دانستن حذفِ وی از اداره امور، مگر اینكه به تدریج مورد مرحمت واقع شود و كاری در رده­های پایین و در ارتباط با تخصص­هایش به او واگذار شود. وی در اعترافات خویش به نقشش در گردانندگی جلسات مسئولان بخش­های مختلف نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ، مطلبی بیان نمی­كند ... بیشتر:

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36774

فردوست در اردیبهشت ۱۳۶۶ در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA

 تصویر اردشیر جی ریپورتر :
http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo109_1.jpg
تصویر شاپور جی ریپورتر :
http://www.shahbazi.org/images/Reporter56.jpg
تصویر حسین فردوست :
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/b/be/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA.jpg/220px-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA.jpg

********************

نظر شما چیست؟

ادامه در قسمت چهارم


Share/Save/Bookmark

more from All-Iranians
 
All-Iranians

Jenab Divaneh

by All-Iranians on

Thank you for your visit and your supporting input. You may also like to view this SECTION

The British Intelligence Service
http://www.opednews.com/populum/print_friendly.php?p=THE-IRANIAN-PEOPLE-S-STRUG-by-Abbas-Sadeghian-P-100305-28.html


All-Iranians

نخستين سالهاي کارشاپور ريپورتردراينتليجنس سرويس

All-Iranians



divaneh

Very interesting

by divaneh on

Thanks for another interesting episode. Praise be to Allah that we have never been short of traitors.


All-Iranians

Jenab MM

by All-Iranians on

Thank you for your visit and your supporting words. You may like to view this http://iran.fouman.com/Y/English_Persian_History_Glossary-Ardeshir%20Reporter.htm


MM

another fascinating piece - thanks AI

by MM on

Now, I have to read some more on all these people.  Keep them coming.


All-Iranians

Jenab Dr Nouri

by All-Iranians on

Thank you for your visit and for your intelligent question. You may like to view these links

عبدالله شهبازی
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B4%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C

عبدالله شهبازی هزار چهره
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-59979


M. Saadat Noury

همه ی ایرانیان گرامی

M. Saadat Noury


 

با سپاس از این گزارشات جالب، ممکن است در مورد ارتباط ﻋﺒﺪاﷲ ﺷﻬﺒﺎزی با ﻓﺮدوﺳﺖ توضیح دهید؟


All-Iranians

عکس: قبر حسین فردوست در بهشت زهرا

All-Iranians



All-Iranians

Jenab JD

by All-Iranians on

Thank you for your visit and your very interesting input.  You made very good points possibly true. You may also like to view this

http://iranian.com/main/blog/all-iranians-27


All-Iranians

Jenab Maryam Hojjat

by All-Iranians on

Thank you for your visit and your input. You may also like to view this http://iranian.com/main/blog/all-iranians/lets-compare-some-leaders-different-nationalities-backgrounds


Jeesh Daram

گ

by Jeesh Daram on

گردآوری بسیار جالبی است و اینکه اصل مطالب را مورد توجه قرار داده اید.  چیزی که مرا بفکر فرو میبرد آنستکه، اگر حتی قدری هم از اعترافات و یا خاطرات فردوست دروغ باشد، ولی همینقدر که ما مردم ایران بخاطر اعترافات او، دسترسی به حقایقی از گوشه های تاریخمان پیدا کردیم که در غیر اینصورت امکان پذیر نبود، خود ارزشمند است.  بدیهی است  با در نطر گرفتن آنکه هردو رژیم (پهلوی و اسلامی) دست پرورده دولت انگلستان در درجه اول و حمایت آمریکا در درجه دوم بوده و میباشند،  طبیعی بنظر میرسد که شخصی چون فردوست را که توسط ام--آی 6 دوره دیده و تربیت شده بود  برای ادامه دیکتاتوری و هموار نمودن مسیر اولیه  انقلاب سر جای خود نگهدارند.  درعین حال اعترافات فردوست درست در خط مقاصد سیاسی بریتانیا در مورد ایران  نیز میباشد،  که همانا حتک حرمت و بی آبرو کردن شخصیتهای ایرانی است،  بطوریکه آینده گان بهیچوجه اتکای تاریخی به گذشتگان خود نداشته باشند.  نمونه آن مطالبی است که چپ و راست در مورد  میرزا تقی خان، مصدق و بسیاری دیگر چاپ میشود تا به ایرانیان گوشزد نمایند که  تمام سیاستمداران شما دست نشانده بوده،  هستند  و خواهند بود و بدینوسیله هر گونه اتکای بنفس را در روحیه ایرانی متلاشی کنند.  برای اثبات عرایضم اضافه کنم که همین سیاست انگلستان است که موجب میشود  بسیاری از خادمان رژیم اسلامی عازم خارج شوند (لیست آنرا همه داریم) و بظاهر رل آزادیخواه و اپوزیسیون را بخود میگیرند و در آب نمک خوابانده میشوند برای تغییر بعدی و وصله پینه کردن این لحاف پوسیده استثمار ایران،  تا آنکه فرزند بعدی خیانت به ایران پرچم استعمار را بدست گرفته و نسلهای آینده ما را بدنبال خود بکشد  


Maryam Hojjat

AI,Thanks for these info

by Maryam Hojjat on

regarding Khaenin e IRAN Zamin.