خدمتگزاران فرهنگ ایران : ٦ - شاعره ی توانا فروغ فرخزاد


Share/Save/Bookmark

All-Iranians
by All-Iranians
14-Aug-2012
 

 

فروغ فرخزاد در ظهر ۸ دی‌ماه ١٣١٣در کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد. فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد.
فروغ با مجموعه‌های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر» تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید. بعد از نیما یوشیج فروغ، در کنار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF

فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی که پسرخاله مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، یک پسر به نام کامیار بود.
فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌ نگاری‌ های عاشقانه داشت. این نامه‌ ها به همراه نامه ‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌ های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام «اولین تپش‌های عاشقانهٔ قلبم» منتشر گردید.
پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخ‌زاد، برای گریز از زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به اروپا رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانه ‌اش به سختی می‌گذشت، به تئاتر و اپرا و موزه می ‌رفت. وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد...
در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌ کند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌ شود. این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می ‌دهد و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱  فروغ و ابراهیم گلستان فیلم «خانه سیاه است» را در آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز می‌سازند. فروغ در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه ی «شش شخصیت در جستجوی نویسنده» ، بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم «خانه سیاه است» برنده جایزه ی نخست جشنواره اوبر هاوزن شده است. فروغ در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر می‌کند. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه می‌ رود. سال بعد در دومین جشنواره ی سینمای مولف در پزارو شرکت می‌کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند.
پایان زندگی : در میان سال‌های ۱۳۴۲-۴۳ فروغ یکبار دست به خودکشی زد که یک جعبه قرص گاردنال را خورد ولی کلفتش در هنگام غروب متوجه شد و او را به بیمارستان البرز برد. فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF

آثار فروغ فرخزاد
۱۳۳۱ - اسیر، شامل ۴۳ شعر
۱۳۳۵ - دیوار، شامل ۲۵ قطعه شعر
۱۳۳۶ - عصیان، شامل ۱۷ شعر
۱۳۴۱ - ، شامل ۳۵ شعر
۱۳۴۲ - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شامل ۷ شعر
Various Sources

دانلود کتاب تولدی دیگر - فروغ فرخزاد
http://www.ebook.tarikhema.ir/1389/04/31/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81/

فروغ در آثار دیگران : ناصر صفاریان در سال ۱۳۸۱ سه فیلم مستند با نام‌های جام جان، اوج موج و سرد سبز درباره فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی کارگردان سینما، فریدون مشیری شاعر، مادر و خواهر فروغ فرخزاد و کسان دیگری گفتگو شده‌است. همچنین در این فیلم عکس‌های منتشر نشده بسیاری از فروغ به نمایش گذاشته شده‌است. مهتاب مرال خواننده ی ترک در آلبوم سال ۲۰۱۱ خود ترانه‌ای با نام (گمشده) بر اساس شعر گمشده ی فروغ اجرا نموده‌است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF

بعضی اعضای معروف خانواده ی فروغ فرخزاد
سرهنگ محمد فرخزاد :  تحصیل‌کرده ی شعردوستی از دهکده بازرگان تفرش بود
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF
فریدون فرخزاد (۱۵ مهر ۱۳۱۷ در تهران - ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ در بن آلمان) : شاعر، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر و فعال سیاسی ایرانی معترض به جمهوری اسلامی ایران بود و با سلاخی‌شدن به قتل رسید
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF
فریدون فرخزاد : بیشتر
http://iranian.com/main/blog/nazy-kaviani-7
پوران فرخ‌زاد (پوران بهمن) : زاده ی بهمن ۱۳۱۱ نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ایرانی است که حدود ۳۰ کتاب منتشر کرده‌است و نویسنده «کارنمای زنان کارای ایران»، نخستین فرهنگ مبسوط درباره زنان ایرانی است
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF

سالشمار زندگی فروغ فرخزاد
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF#.D8.B3.D8.A7.D9.84.D8.B4.D9.85.D8.A7.D8.B1_.D8.B2.D9.86.D8.AF.DA.AF.DB.8C_.D9.81.D8.B1.D9.88.D8.BA_.D9.81.D8.B1.D8.AE.D8.B2.D8.A7.D8.AF

فروغ فرخ‌زاد ازنگاه داریوش آشوری
http://forougham.blogfa.com/page/ashouri.aspx

فروغ  فرخ‌زاد ازنگاه نصرت رحمانی
http://forougham.blogfa.com/post-146.aspx

فروغ  فرخ‌زاد ازنگاه احمد شاملو
http://forougham.blogfa.com/post-79.aspx

فروغ  فرخ‌زاد ازنگاه خسرو گلسرخی
http://forougham.blogfa.com/page/guil.aspx

فروغ  فرخ‌زاد ازنگاه ایرج گرگین
http://forougham.blogfa.com/post-10.aspx

فروغ  فرخ‌زاد ازنگاه دکتر شفیعی کدکنی
http://forougham.blogfa.com/post-138.aspx
 
اشعاری از فروغ

کسی به فکر گل‌ها نیست
کسی به فکر ماهی‌ها نیست
کسی نمی‌خواهد باورکند که باغچه دارد می‌میرد
و قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده‌است
و ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می‌شود

آه ای صدای زندانی
آیا شکوه یاس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی به سوی نور نخواهد زد؟

سلام ای غربت تنهایی اتاق را به تو تسلیم میکنم
چرا که ابرهای تیره همیشه
پیغمبران آیه های تازه تطهیرند
و در شهادت یک شمع راز منوری است که آنرا
آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خواب میداند
ایمان بیاوریم
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ تخیل
به داسهای واژگون شده ی بیکار و دانه های زندانی
نگاه کن که چه برفی می بارد ...

من خوشه های نارس گندم را
به زیر پستان میگیرم و شیر میدهم
صدا صدا تنها صدا
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن
صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک
صدای انعقاد نطفه ی معنی
و بسط ذهن مشترک عشق
صدا صدا صدا تنها صداست که میماند...

اشعاری در ستایش فروغ

برای فروغ فرخزاد

بزرگ بود و از اهالی امروز بود
و با تمام افق‌های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید
صدایش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک‌هایش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست‌هایش هوای صاف سخاوت را ورق زد
و مهربانی را به سمت ما کوچاند
به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه‌ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر کرد
و او به شیوه‌ی باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می‌شد
همیشه کودکی باد را صدا می‌کرد
همیشه رشته‌ی صحبت را به چفت آب گره می‌زد
برای ما یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه‌ی سطح خاک دست کشیدیم
و مثل لهجه‌ ی یک سطل آب تازه شدیم
و بارها دیدیم که با چقدر سبد
برای چیدن یک خوشه‌ی بشارت رفت
ولی نشد که روبه‌روی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله‌ی نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم : سهراب سپهري
http://www.sohrabsepehri.com/poems.asp?status=showpoem&poemid=33&language=p

آینه ی ذوق و اسطوره ی شعر
 
گلبوته ی گلشن ادب بود ، فروغ
خورشید_ دراندیشه ی شب بود ، فروغ
آینه ی ذوق بود و اسطوره ی شعر
با گوهرِ مهر ، هم نسب بود ، فروغ

تا خاک وطن ، سرا ی اهریمن شد
دین با هنر وعلم وادب ، دشمن شد
آنگاه ، به شاملو اهانت کردند
اشعار فروغ نیز ، مستهجن شد!
جهان آزاد
http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=47232

تصاویر
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/33/Foroogh.gif

برگی از تولدی دیگر
http://www.bisheh.com/Uploaded/PostImg/realsize/634429888585613750.jpg

نظر شما چیست؟

xxxxxxxxxx


Share/Save/Bookmark

more from All-Iranians
 
All-Iranians

بر روی ما ، نگاه خدا خنده می زند

All-Iranians


Jenab_e Farhangi

Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this

 بر روی ما ، نگاه خدا خنده می زند
هر چند ره به ساحل لطفش ، نبرده ایم
زیرا ، چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا ، می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی ، سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز ، از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به ، که زیر لب
بهر فریب خلق ، بگویی خدا خدا
ما را چه غم که شیخ ، شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی ، در بهشت
او میگشاید ، او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ، ز غم سرشت
طوفان طعنه خنده ما ، زلب نشست
کوهیم و در میانه ی دریا ، نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستی ست
زین رو به موج حادثه تنها ، نشسته ایم
ماییم ما ، که طعنه ی زاهد شنیده ایم
ماییم ما ، که جامه ی تقوا دریده ایم
زیرا ، درون جامه به جز پیکر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم
آن آتشی که در دل ما شعله می کشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما ، که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره ی رسوا ، نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ‚ ما
« هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما »
فروغ فرخزاد


Ladan Farhangi

فروغ فرخزاد وهنر نقاشی

Ladan Farhangi


خانم بهجت صدر که معلم نقاشی فروغ فرخزاد در هنرستان و یکی از دوستان فروغ بوده است ، اظهار داشته که فروغ مدتی نزد پتگر نقاش معروف فنون نقاشی را آموخت . فروغ فرخزاد یکی دو ماه قبل از مرگش علاقه بسیاری به نقاشی پیدا کرده بود . رنگ و بوم خرید و دو تابلوی رنگ روغن کشید که یکی از آنها پرتره ای است از حسین ، کودک یک مادر جذامی که فروغ او را از تبریز به همراه خویش آورده بود و بزرگش می کرد
http://havayebarooni.persianblog.ir/post/5


All-Iranians

Jenab-e Azarbanoo

by All-Iranians on

Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this

http://en.wikipedia.org/wiki/Forough_Farrokhzad


All-Iranians

گریزانم از این مردم که

All-Iranians


 

فروغ فرخزاد در سن هفده سالگی نخستین مجموعه اشعار ش را به نام اسیر منتشر نمود و بیست و یک ساله بود که دومین مجموعه اشعار  او به نام دیوار منتشر شد . این دو مجموعه گروهی کوته بین را علیه فروغ شورانید . فروغ در ارتباط با این موضوع گفته است :

گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حسادت
به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آندم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند

Various Sources


Azarbanoo

AI, Thanks for

by Azarbanoo on

Biography of this Shir Zan e IRANI who broke many Taboo's in IRANIAN' s society.