کمتر نویسنده ای هیبت شوم و سیاه و مسخره ی یک حکومت تمامیت خواه را در یک طنز چند خطی ساده، به این زیبایی کشیده است.
>>>
نابودی شما و خانواده تان برای امثال "تائب"ها و "نقدی"ها به پراندن مگسی می ماند "از سر انگشت طبیعت"
>>>
"حادثه ی ملارد کرج، بی آن که حمله ای صورت گرفته باشد، به تخریب کامل سایت موشکی سپاه انجامیده و چند صد کشته بر جای گذاشته ..."
>>>
دردناک نیست در حالی که جمهوری اوباش، هر گز در تاریخ سی و چند ساله اش، اینقدر ضعیف و از درون مضمحل نبوده، این همه قطع نامه و اخطار در محکومیت همه جانبه ی رژیم صادر شده،
>>>
تعامل با رژیمی که هیچ نکته و نمره ی مثبتی در کارنامه اش نیست، تا کجا "سیاست" تلقی می شود و از کجا "خیانت" محسوب می گردد؟ ...
>>>
داستان فاجعه سازی در خارج از کشور که دیگر "تق"اش درآمده. به مجردی که به "شور" و احساسات مردم نیاز دارند، واقعه ی "سقاخانه ی آشیخ هادی" تکرار می شود؛
>>>
تا لحظه ای پیش خیال می کردم سه میلیارد دلار از خانه مان دزدیده اند، اما همین الان خواندم که رییس دزدها گفته "دروغ" است، چند میلیون دلار بیشتر نبوده!
>>>
پرده ها را می کشیدند، پنجره ها باز می شد تا هوای دم کرده ی قلعه تازه شود
>>>
منجمی به خانه در آمد، یکی مرد بیگانه را دید با زن او به هم نشسته، دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست
>>>
فیلمبرداری "انتخابات 35" به سلامتی آغاز شد. صحنه ی اول؛ دعوای زرگری محافل قدرت، همین چند هفته پیش کلید خورد.
>>>
آنچه امروز کف دست رژیم مانده، سفلگان فرومایه ای نظیر "اژه ای"، حداد عادل، احمد خاتمی، علم الهدی و... هستند. در واقع دست نظام به ته دیگ خورده
>>>
مقوله ی پشتیبانی از مردم لیبی یا مصر یا یمن به خودی خود امری ست قابل تحسین، تا این پشتیبان که باشد و در پس کدام منفعت شخصی پنهان شده باشد
>>>
در سرزمینی می شود "اخراجی ها" ساخت که رژیمش در مقابل احساسات تند مردم، کارها را "با قرم قرم" به نتیجه ی دلخواه می رساند.
>>>
چند روز پیش حزب "مشارکت" بیانیه داده که "ما به فکر براندازی نیستیم ..."! حیرتا!
>>>
از صبح چهارشنبه، در صفحات فرهنگی همه ی روزنامه های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و ... سخن از اصغر فرهادی ست، صحبت از "نادر و سیمین؛ یک جدایی"ست، و انگشت ها به خرس طلایی جشنواره ی امسال برلین نشانه رفته است.
>>>