نیاوران، فرمانیه و مادام ساعی

یادش بخیر روزهای پر از رنگ های نارنجی و آبی

Share/Save/Bookmark share

نیاوران، فرمانیه و مادام ساعی
by hadi khojinian
02-Jan-2008
 

یادت می آد ؟ وقتی از کوچه پسکوچه های شمیران به سمت خانه می رفتیم تو در پشت ماشین نشسته بودی و اکشن من های خودت را بغل کرده بودی و من با حداقل سرعت ماشین را می راندم تا تو از خواب بیدار نشوی .یادت می آید ؟

هر روز صبح بی آنکه بیدارت کنم لباس تنت می کردم .کوله مهد کودک ات را پر از غذا و میوه می کردم از پله ها به پارکینگم می رفتیم در ماشین را باز می کردم .پتوی دوست داشتنی ات را به رویت می گذاشتم و تو تا به مدرسه برسی خواب می دیدی و من هی از پشت رل دست هایم را به روی سر و صورتت می کشیدم.یادت می آید ؟

همیشه نرسیده به مهد کودک به سوپر کوچک پشت پمپ بنزین نیاوران سر می زدم و آب میوه تازه می خریدم تا وقتی از خواب بیدار بشوی آب میوه ات آماده باشد .مادام ساعی همیشه دم در بود یا اگر هم نبود نوشین جون می آمد بغلت می کرد و تو از خواب بیدار می شدی و می گفتی نوشین جون !

من دی شب پسر خوبی بودم و هیچ کس را در خانه اذیت نکرده ام ! و ما دو نفر با صدای بلند می خندیدیم.از کوچه باریک ، ماشین را حرکت می دادم . اول سر صبح در پارکنیگ امامزاده صالح تجریش خودم را پیدا می کردم . پاکت گندمی میخریدم و میان کبوترها گندم تقسیم می کردم.زیارت می کردم و ساعتی با بوی بازار تجریش خودم را مشغول می ساختم .

عاشق رانندگی در اتوبانهای شلوغ تهران بودم .ساعت یازده ی هر روز صبح دوباره به مادام ساعی زنگ می زدم تا از تو خبر بگیرم و تو همیشه به پای تلفن می آمدی و با صدای معصومت می گفتی هنوز ساعت دو نشده که تو بیایی ؟ این عقربه های ساعت هر روز دیر تکان می خورد و من در تب و تاب آمدن برای در آغوش کشیدنت پر و بال می زدم .

هر روز سر پیچ نزدیک باغ سفارت ایتالیا به پیتزایی می رفتیم و تو با کچاب چه ها که نمی کردی و من دائما با دستمال کاغذی صورت قرمز شده ی ترا پاک می کردم.یادش بخیر روزهای پر از رنگ های نارنجی و آبی .

بیش ازاین دیگر اشک هایم اجازه نمی دهد برایت بنویسم .ولی به تو قول داده ام که هر روز برایت داستان بچه ها را بنویسیم . تمام سعی ام را خواهم کرد تا فقط از تو بنویسم و دیگر هیچ .

حالا دیگر وقت خوابت شده .پتوی رنگی ات را به خودت بپیچان و همه خواب های رنگی را صدا کن چون من و تو بدون رنگ هیچ چیز نیستیم

Share/Save/Bookmark share

Recently by hadi khojinianCommentsDate
دو فرشته ی ایرانی
6
Feb 07, 2010
ملافه های نور
3
Jan 22, 2010
انگشت دانه
2
Jan 13, 2010
more from hadi khojinian
Login or register to post comments

hadi khojinian

بسیار ممنونم

hadi khojinian


بسیار ممنونم دوستان عزیز 


Red Wine

I am bacheh shemroun !

by Red Wine on

Nice ... I miss Shemroun !


default

Very nice!

by Navaz Sharif (not verified) on

I really enjoyed this!


default

Beautiful!

by Roya (not verified) on

Besiat zibaa va baa ehsas.


Parham

Very nice piece

by Parham on

Very nice piece, full of sincere feelings, not overdone, while colorful. One gets to touch the feeling in there.
Thanks.


IRANIANS OF THE DAY
PersonAboutDay
Ali FallahianFormer Intelligence Minister defending mass executions, censorship...Feb 09
Evlin BaghchebanIranian opera pioneerFeb 09
Rahim MashaeiAhmadinejad's top adviser talking about... what is he talking about?Feb 08
Marjan KalhorSkier will be Iran's first female Winter OlympianFeb 08
Serge RezvaniRecipient of French Legion of HonorFeb 08
Mehrzad MarashiGermany's Idol Show "Deutschland sucht den superstar" Feb 08
Ali DizaeiUK Metropolitan police commander found guiltyFeb 08
Egg AttackerProtester smashes egg on embassy staffer's head in CopehagenFeb 07
Mostafa TajzadehFormer deputy Interior Minister's speech a month before June 2009 electionsFeb 07
Iranian photographersUsed for and against the regimeFeb 07