The butterfly that perished with the candle

9th anniversary of the chain murder of dissidents


The butterfly that perished with the candle
by Fariba Amini

یاران پس از توبازبه راه تو می روند / شرمنده آن که راه براین کاروان گرفت

Every year, since that sad day when I went to my parents’ house and they told me the horrific news, when the twenty third of November comes along, I cannot but think of one couple—Dariush and Parvaneh Foroohar. When some time later I met their son and daughter, Arash and Parastoo, I saw the amazing resemblance. On this day I always think about them as well, that forever they will have to live with the thought of that awful autumn evening, when they lost their beloved parents.

They lost them neither in an accident nor from illness but by way of political murder. Iran also lost two of its most prominent nationalist leaders, a husband and wife who had lived and worked together tirelessly for nearly 45 years. One evening they met their death in the most vicious way. Their lives ended with a knock on the door. Parvaneh, who at the time was sick with fever, was stabbed 27 times. Blood was everywhere in their humble house on Hedayat Street in southern Tehran. To this day, her blood stains remain on the carpet.

Parvaneh Eskandari had become involved in the student movement in her teens, when she met Dariush Foruhar. She was a feminist, a human rights activist, and a poet. She wrote many poems on and about Iran. She was also a mother, raising two young children while her husband was confined in one prison or another during both the Pahlavi regime and the Islamic Republic. People who met this heroic couple always said that they were made for each other. They lived and struggled against injustice and finally died together. In memory of Parvaneh, I thought it would be suitable to post one of her poems, part of a collection gathered in a book by her daughter. The grand dame of modern Persian poetry, Simin Behbahani who has written the introduction to this collection, writes of Parvaneh:

“First let's talk about ‘love’. Parvaneh was in love with her husband, idolized him. Hours and days would go by as she waited outside the prison to see him. She would wait for him with her young ones, impatient to see him come home to light up the house. It was no joke that her husband spent more than half of his life behind bars. But she never complained; she never reproached him. In all of her poetry she admires him, speaks of his courage, of his devotion, his quest for justice. Her other love, that for her homeland, also comes through in every poem. Parvaneh looked for light, she was all flame, she rose like the sun, and then she was silenced. May those who took her life so cruelly, who spilled her blood, not live to see the dawn.”

"ایران من بجاست"

ایران من دریغ

این سرزمین دلیران پاکباز

در خون تپید باز

باز از چراغ لاله برافروخت دشت ها

مرغان پرگشوده دریا به روز مرگ

چو آذرخش

راهی شدند به غارت توفان سهمناک

پرشور و بی هراس

ازغم دلم تپید

وزخشم پرشدم

باید رها شد از تن و تن را رها نمود

ایران خسته را

باید دوباره ساخت

باید چوسیل خروشان روانه شد

از بیخ و بن برید

طومار دشمنان

تا آسمان بپاست

تا ماه می درخشد و خورشید جان فزاست

ایران من بجاست.

6 مهر 1359

از کتاب " شاید یک روز"


Recently by Fariba AminiCommentsDate
Forgotten Captive
Nov 27, 2012
The Bride and the Dowry
Nov 27, 2012
Enemy Number One?
Sep 07, 2012
more from Fariba Amini

Great article. Those brave

by Nader - West Covina (not verified) on

Great article. Those brave Iranians were butchered by the IRI. Have you guys noticed that none of these leftist who are so quick to bash the U.S and Israel, are always so silent when there is an article about the atrocities of the IRI? If that's not support, I don't know what is.


The Foroohar's were supporters of Khomeni and

by Anonymous^2 (not verified) on

they got what they deserved! Had the opportunist Amini family stayed in Iran, they would have received the same treatment!? But, the Amini's were citizens of the US and they escaped!


if you want to celebrate an anniversary focus on FreeMasoners

by Iran Ghotbee (not verified) on

Focus on British destruction of your country as we speak:

This was sent to me: A must Read more will come
تشکیل لژ اسدآبادی ملایان
توسط شریف امامی

پس از انتشار اسناد مهم و شگفت انگیز شبکه فراماسونری در ایران توسط اسمائیل رائین، آن هم در زمانیکه حاکمیت ماسونها در ایران برقرار بود این گمان بوجود آمد که به زودی شاه از طریق اقدام کودتا مانندی به حکومت دویست ساله این باند فاسد و خیانت پیشه خاتمه خواهد داد ولی دیری نپایید که واکنش های تند و خشم آلود رهبران این شبکه نظیر شریف امامی که از حمایت و پشتیبانی دولت و طراحان انگلیسی برخوردار بود، زمینه سرنگونی شاه را فراهم نمودند که سبب شادی و شادمانی هر چه بیشتر این شبکه فاسد گردید.
تعداد زیادی از رهبران و رؤسای لژها و اعضای سازمان فراماسونری ماهها و هفته ها پیش از سقوط رژیم پهلوی و حتی پس از انقلاب با حمایت انقلابیون با خارج نمودن سرمایه های نامشروع خویش ایران را ترک نمودند و تعداد معدودی هم زیر چتر حمایت حکام شرع قرار گرفتند و با آنها همکاری نمودند.
پس از انقلاب، شریف امامی در انتقال بسیاری از سرمایه ها و ثروت های بنیاد پهلوی که بعدها نام بنیاد مستضعفین را به خود گرفت، نقش اصلی را عهده دار بود. در ابتدا او توانست شبکه عظیم فراماسونری ایران را زیر چتر انقلابیون خارج کرده و در لوس آنجلس بازسازی نماید و سپس رابطه های جدید شبکه خارجی فراماسونری را با حکومت اسلامی فراهم می سازد. آشنایی دیرینه او با ملایان در ایران زمینه ایجاد لژ فراماسونری اسدآبادی را در حکومت اسلامی امکانپذیر می سازد که در سال 1361 تشکیل لژ اسدآبادی که محل اجتماع اعضای آن در میدان ونک تهران می باشد صورت گرفت. ریاست آن را به آیت الله مهدوی کنی طبق تشریفات فراماسونری می سپارد. چنین اقدامی و تشکیل چنین مجمعی با آگاهی ارتباطات بسیار نزدیک و دیرینه آیت الله مهدوی کنی (که همسر او نیز انگلیسی می باشد) با دولت انگلیس بوده است. نام لژ اسدآبادی از جمال الدین اسدآبادی یکی از مزدوران فراماسون انگلیس گرفته شده است که در نشر استعمار مذهبی، خدمات فراوانی کرده است و لژ فراماسونری اخوان المسلمین توسط شاگردان او با حمایت انگلیس در مصر بوجود آمد.
همانطور که می دانیم در زمان سلطنت پهلوی در لژهای همایون، مولوی و لژ بزرگ ملی ایران که محمد رضا شاه ریاست آن را به عهده داشت و همچنین در لژ اسدآبادی حکومت اسلامی تابلوی بزرگی از سید جمال الدین با پیشبند فراماسونری و در لباس استادی در محافل خود نصب می کردند و می کنند.)
سید جمال در مصر با لژهای دیگر فراماسونری نیز در تماس بوده و در محافل آنها نیز به عنوان مهمان (ویزیتور) شرکت می کرده است، از جمله:
۱- گراند لژ محلی مصر Grand lodge of Egypte
۲- لژ مازینی Mazzini که به زبان ایتالیائی کار می کرده
۳- لژ نیل Nile Lodge
۴- لژ یونانی قاهره که به زبان های یونانی و فرانسه کار می کرده است.
سید جمال الدین پس از چهار سال فعالیت در لژ ماسونی وابسته به انگلیس و رسیدن به مقام « استاد اعظم » در سال ۱۸۷۹ به گفته ای به دلیل اعلام نمودن لائیسیته و مذهبی نبودن، از لژ کوکب شرق اخراج شد چرا که لژهایی که مستقیماً به انگلیس وابسته می باشند نهایتاً می بایست مذهبی باشند در صورتیکه ما می دانیم که سید جمال و دستیار او شیخ محمد عبده و جورجی زیدان از بنیانگذاران فکری اخوان المسلمین می باشند یعنی در مسیر پروژة استعمار مذهبی انگلیس فعال بوده اند، بنابراین او چگونه می تواند ناگهان اعلام لائیسیته کند؟ و این نیز سناریویی بود که در آن زمان توسط انگلیس برنامه ریزی شد.

معماران و استادان سازمان منحوس و مصیبت باری که نام فراماسونری بر آن نهاده اند، بعد از انقلاب شوم 1357 زمانیکه دو سه میلیون ایرانی باسواد و میهن دوست از مملکت خویش مهاجرت نمودند برای اینکه مبادا این نیروی عظیم انسانی با امکانات فکری و مالی خویش علیه حکومت اسلامی برخیزند، سه گروه از عمال مورد اعتماد خود را که سالها پیش به عضویت شبکه فراماسونری در آمده بودند مانند دکتر شاپور بختیار، فرح دیبا، مسعود رجوی و ... را مأمور نمودند تا با همکاری با سازمانهای جاسوسی سیا، انتلیجنس سرویس و موساد و همچنین دریافت کمکهای مالی اپوزیسیون خارج از کشور را به دست آورند و با استخدام گروه بیشماری از باند روشنفکران و مزدوران خودفروش، نیروی سه چهار میلیونی میهن دوستان را خنثی نمایند.

به گزارش ساواک مورخ 26/9/1356 :
« در حال حاضر اعضای شورای عالی، درجه سی و سوم 16 نفر می باشند که قریباً آقای شریف امامی استاد اعظم لژ بزرگ ایران به عضویت شورای عالی پذیرفته خواهد شد ... »

سند شماره 14: سوگندنامه نامبرده
« من جعفر شریف امامی اسوار و سرباز حقیقت این شمشیر را چون رمز تکلیف و نشانه فداکاری در راه دفاع از دیگران (یعنی سایر اعضاء) و کتاب آسمانی را چون چراغ راه خود می پذیرم (کدام کتاب آسمانی؟ انجیل؟! تورات؟! یا قرآن؟!) و به ایمانم و شرافتم و دینم (کدام ایمان؟ کدام شرافت؟ کدام دین؟) سوگند یاد می کنم و پیمان می بندم که با وفاداری همه تکلیف های یک بزرگ بازرس کل و با اختیار درجه سی و سوم (بزرگترین درجه فراماسونری در ایران) انجام دهم ... »
هم اکنون لژ اسدآبادی متشکل از بیش از سی لژ وابسته که انجمن حجتیه، مؤتلفه اسلامی، جامعه واعظ در آن جای دارند، با قدرتی بیشتر بر دستگاه رهبری عمل می کند. همه آخوندهای بانفوذ و مؤثر در حکومت اسلامی مانند رفسنجانی و ... در شبکه های فراماسونری اسدآبادی عضویت دارند و همچنین از بازاریان بانفوذ همچون عسگراولادی و ... در مسیر هماهنگ با سیاست های استعماری انگلستان به پیش می روند. این شبکه های فراماسونری اسدآبادی با همکاری فراماسون های مزدور رژیم سابق در لوس آنجلس ارتباط مستقیم دارند و در ترفندهای ضد ملی و میهنی برای استمرار حکومت اسلامی اشتراک مساعی می نمایند.
روزنامه مكزيكو هرالد فاش كرد كه در كنگره بين المللي فراماسونها كه بطور محرمانه در اكتبرسال ۱۹۸۲ در مكزيك برگزار شد، دونفر نماينده از طرف خمينی ، بنامهای سيد محمد شيرازی و سيد محمود دعايی، شركت داشته اند (مكزيكو هرالد، چاپ مكزيكو سيتی.مكزيك-اكتبر۱۹۸۲)
ارتباط خمينی و دارو دسته اش با فراماسونری بين المللی، پيشتر ها آشكار گرديد. محمد بهشتی، عبدالكريم موسوی اردبيلی، ربانی املشی، سيد عبدالله شيرازی و عده ای ديگر عضو لژ اسلام فراماسونری بوده و هستند كه پس از آنكه خمينی جنايتكار از سيد جمال الدين اسد آبادی، اين سرسپرده انگليس، صهيونيسم و فراماسونری جهانی بعنوان نخستين رهبر انقلاب اسلامي خاورميانه نام برد، لژ اسلام به لژ سيد جمال الدين اسدآبادی تغيير نام يافت و مهدوی كنی رييس مادام العمر اين لژ است كه همواره يك پايش در تهران و پای ديگرش درلندن است. سيد محمد خاتمی. هنگامي كه دوشادوش بهشتی معدوم در آلمان و در شهر هامبورگ كار مي كرد، ديگر مدتها بود كه عضو فراماسونری بود. خود بهشتی در زمان اصل چهار ترومن در دفاتر اصل چهار كار می كرد و از آن هنگام به عضويت فراماسونری در آمد.
در اينكه بيشتر رهبران و دست اندركاران رژيم جمهوری اسلامی يهودی -ماسون هستند بر هيچكس پوشيده نيست. شيخ خزعلي، عطاالله مهاجرانی، برادران لاريجانی، ناصر مكارم شيرازي (كه زني انگليسی- يهودی نيز دارد)، نوربخش، هاشمی عراقی شاهرودی (از يهوديان عراق)، كمال خرازی (وی هنگامی كه در سياتل آمريكا درس می- خواند به همه هم دوره ای های خود گفته بود كه يهودی است) حبيب الله عسكر اولادی تازه مسلمان (از آنجا وی تازه مسلمان است كه پس از مهاجرت خانواده اش از عراق به ايران، از دين يهوديت به اسلام گرويدند. گرويدن به اسلام مليت يهودی عسكر اولادی را تغيير نمی دهد. از آنجا كه امام يازدهم شيعيان فرزندی نداشت و بدين خاطر افسانه مهدی موعود پيش آمد، خانواده عسكر اولادی نيز خود را اولاد عسكر خواندند و بدينگونه به ريش مسلمانان اينگونه خنديده اند.) از جمله يهودی-ماسون های حاكم بر ايران می باشند.
از باند-خانواده هاشمی رفسنجانی سخن نمی گويم كه اين مسئله مانند روز برای هر ايرانی روشن است. باند-خانواده رفسنجانی مانند باند خانواده خواجه رشيداالدين فضل الله همدانی وزير يهودی اشغالگران مغول. تمامی اهرم های اقتصادی-سياسی را در دست دارند. باند يهودی- ماسون رفسنجانی بی اعتنا به خامنه ای تمامی كارهای خود را انجام می دهند. اين باند با در دست داشتن راديو و تلويزيونهای درون و برون مرزی (تلويزيون تپش و ديگر راديو و تلويزيونهايی كه مزدور عليرضا نوری زاده با آنها كار می- كند) چندين سايت اينترنتی از جمله سايت رادیو فردا، رادیو اسراییل، رادیو بی بی سی ،روزي دات كام و گويا و... تلاش می كنند ايرانيان برون مرز را نيز همانند ايرانيان درون مرز كنترل كنند. بايد افزود كه پس از خواجه رشيدالدين فضل الله همدانی، سعدوالدوله يهودی وزير مغولها شد كه مردم پس از پيروزی بر مغولان، سعد الدوله را تكه تكه كرده و جلوی سگ انداختند. در ايران هم روزی می- رسد كه مردم ما ماسونهای فرمانروا بر سرزمين ما را تكه تكه كرده و جلوی سگ بیاندازند. آن روز پشت دروازه است.

کامران بهروزی - سازمان دانشجویان مبارز


We have many mooftkhors . . .

by Javad agha (not verified) on

It is difficult to judge someone who is not among us. The questions should be put to them before they leave us. Do not accuse these individuals. Human beings are not moorgh o khooros to be killed like them regardless of what they believed or did.


Let us create an environment which these things will not happen again or their numbers will diminish. Remembering these individuals will not create that environment. Creation of this environment requires support of all those who believe the mentioned individuals were killed in vein. Unfortunately, our community has many mooftkhors and it will be a long process to create this environment.
Many innocent people get killed or abused because of benefits to certain elements in the society. This is not limited to Iran.



by Iran Doost (not verified) on

The murderers of Foroohars should be brought to justice.
But to say that Dariush Foroohar was a nationalist hero is simply not true.
He was a totally misguided opportunist who would have done anything to achieve his goals.
He was instrumental in bringing about the IRI and as a result of it, he was implict in the deaths of so many Iranians. His hands were bloodied.
The murder of anyone is unjust, even those of a misgiuded, self righteous and self appointed intellectual and his wife.
But don't shed any tears for him.
Shed tears for those who had nothing to do with politics in Iran and yet lost their lives (partly due to the wrong judgments and actions of Foroohar and his like).
They are more worthy of your tears and sympathy.


A Revolution "Eats" Its Children

by Shae'r (not verified) on

Parvaneh and Dariush ..
Loving Their Country ..
"Passionate" For Justice and Freedom ..
"Idealistic" In Their Greatness of Iran ..
Patiently Awaiting a "Brighter" Day ..
The "Iran" That Their "Hearts" Throbbed For ..
Never Forgetting That "Greatness" Had A "Price" ..
That, That "Price" Could Be The Life of Its "Children" ..
The "Blood" That Soaked The "Carpet" ..
A Sacrifice To The "Gods" of "Greatness" ..
A Great Iran Sheds The Blood Of Its "Heros" ..
As A "Lamb" is Sacrificed To The "Gods", So Are Those of Our "Heros" ..
God Almighty "Accept" these Sacrifices As Our "Offerings" ..
The Blood of "Martyrs" Atones For Our "Sins" ..
Knowing "Full Well" That At All Times ..
The "Greatness" Of Our "Nation" Depends On Such "Sacrifices" ..
Our Great Nation of "Iran" ..
Being Great In The "Past" ..
May The "Blood" of Such "Heros" ..
Nourish The "Greatness" That Is Yet To Come ..
Rest In "Peace" ..

(Originally Posted on Nazi Kaviani's Blog: "In Memory of Parvaneh and Dariush Foroohar")


Our Iranian braves will always remain in our hearts

by Iran and Iranian (not verified) on

Iranians never forget atrocities of this barbaric Islamic Republic of Iran. This tyrannical Islamic and anti-Iranian regime was illegitimate from Day-1 and is an assemblage of criminal mullahs and mafia gangsters that have survived only by its savagery and fear and war mongering apparatus and its unrelenting thirst for blood of Iranians, destruction of Iran and genocide of Iranians and Iranian culture.

Our Iranian braves will always remain in our hearts. Javadon baad yaad in dalilrun Iran.

long live Iranian braves- long live Iran – long live Iranian culture


Rahbarán-e Jebheye Azadi o Abadi-e Irán-e Bozorg

by ziaian on

Parvane va Dariush Foruhar Rahbarán-e Jebheye Azadi o Abadi-e Irán-e Bozorg budand.

Shodja Eddin Ziaian